كدخبر: ۱۷۴۵۶
تاريخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۶:۴۶
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
بازتاب یک گفتگوی متفاوت/
جوابیه خواندنی کارگردان "سالهای مشروطه": خبرنگار پارسینه شباهتی به اصحاب هنر نداشت! + توضیح پارسینه
اینجانب روز جمعه در محل گل فروشی امام زاده عبدالله حضور داشتم که مردی با سر و وضع ژولیده که هیچ شباهتی به دوستان مطبوعاتی و خبرنگار نداشت به سمت بنده آمد، تا جایی که بنده تصور کردم که ایشان درخواست کمک مالی دارند و بدون مقدمه گفت که من سریال شما را دیدم و می خواستم با شما صحبت کنم.
پیرو درج مصاحبه ای با آقای محمدرضا ورزی، کارگردان و نویسنده سریال "سالهای مشروطه" و بازتاب آن در رسانه ها، ایشان جوابیه ای را برای سایت ها ارسال کرده اند که متن این جوابیه و توضیحات ما را از نظر می گذرانید:

بنام خدا
پیرو مطلب لغوی که از طرف سایت پارسینه در تاریخ 1/2/88 در روزنامه بانی فیلم در ستون شنیده های خواندنی به چاپ رسیده بود، لازم می دانم مطلبی را به اطلاع عموم برسانم.

اینجانب روز جمعه در محل گل فروشی امام زاده عبدالله حضور داشتم که مردی با سر و وضع ژولیده که هیچ شباهتی به دوستان مطبوعاتی و خبرنگار نداشت به سمت بنده آمد، تا جایی که بنده تصور کردم که ایشان درخواست کمک مالی دارند و بدون مقدمه گفت که من سریال شما را دیدم و می خواستم با شما صحبت کنم.

بنده اظهار داشتم در چه خصوص و ایشان بدون مقدمه سوالاتی را اظهار کرد که به اتهام بیشتر شبیه بود تا سوال...

نتیجه این بحث ها به مجادله ختم شد تا جایی که من ایشان را از خودم راندم و در این مجادله یک فضای گفتگوی مطبوعاتی نبود که بخواهد در یک روزنامه چاپ شود. بنده بسیار افسوس می خورم از افرادی سودجو و بیسواد و کم اطلاع که خود را در خانواده محترم و مقدس مطبوعات و خبرنگار جا می دهند.

بنده در طی این سالها، با بسیاری از دوستان خبرنگار مصاحبه کرده ام و تاکنون بین ما فضای نامطلوبی بوجود نیامده بود و ببینید این شخص چه برخورد زشت و غیرحرفه ای را کرده بود که اظهار داشته پاسخ بنده، نامناسب بوده است.

وی به بنده اتهام بست که شما رانت خواری، بدون هیچ ادلّه منطقی و بنده از سر راندن ایشان از خویش به وی جواب های سربالا دادم و اصلاً فضای مصاحبه مطبوعاتی نبود و به دلیل تهدیدهای چند روز گذشته از طرف برخی از محافل اینگونه برخوردها را طبیعی می دانم.

خداوند این جماعت را به راه راست هدایت کند که توفیقشان را در ضربه زدن به اصحاب هنر دریافتند.

***

توضیح پارسینه: هرچند جوابیه آقای ورزی، بدون هیچ تفسیر و توضیحی نشان‌دهنده روحیه و اخلاق ایشان است و ما را از توضیحات اضافه معاف می کند ولی از آقای ورزی عذرخواهی می کنیم که سر و وضع خبرنگار پارسینه شباهتی به "دوستان مطبوعاتی و خبرنگار ایشان " نداشت و باز هم عذرخواهی می کنیم که مثل معدود مصاحبه های ایشان با چند روزنامه خاص، در سئوالات ما، "قربان صدقه و .." نبود، ما فکر می کردیم که خبرنگار باید آزادانه "سئوال "بپرسد و انتقاد کند،نه اینکه دغدغه "تهدیدهای محافل خاص" علیه استاد ورزی را داشته باشد، اما ظاهرا آقای ورزی معتقد است رسالت رسانه ها این است که صرفا از ایشان بابت به نمایش کشیدن ماهرانه و بی نظیر تاریخ! قدردانی و تشکر کنند، باز هم قضاوت در این مورد را به خوانندگان محترم می سپاریم!
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان:
خدواند این کارگردان را به راه راست هدایت کند تا در همه حال یک رنگ باشد و جواب مردم ژولیده را بهتر از دیگران بدهد و انها راشاد کند.نه جلو دوربین و روزنامه نگار نقش بازی کند و درونش جلو مردم عادی بروز پیدا کند
با سلام من فکر نمی کنم اقای ورزی قصد و غرضی از این رفتارشان داشته باشند چون ایشان انسان بسیار فهیمی هستند احتمالا اقای خبرنگار محترم شما در یک موقعیت نه چندان مناسب از ایشان در خواست مصاحبه کرده و احتمالا هم کمی در ان زمان سوالات بی ربطی پرسیده که باعث رفتار تند ایشان شده است به نظر من طرز لباس پوشیدن این خبرنگار اصلا ربطی به نوع برخورد اقای ورزی با ایشان ندارد چون اصولا سوالات عجیب و بی ربط انهم در یک شرایط زمانی و مکانی نا مناسب انسانها را عصبانی می کند .به نظر من هر دوی ایشان در رفتارشان اشتباه و تند روی کرده اند به هر حال باید همیشه به حریم خصوصی افراد احترام گذاشت .
از خواندن این مصاحبه در روزنامه بانی فیلم متأسف شدم اون هم برای چنین روزنامه ای و حرفه خودم. چون هر کسی از خونه ننش قهر میکنه یا خواننده میشه یا خبرنگار!!!!!!!
میشه بگید شما چی می‌خواین؟؟!!!
اگر فیلم خوب بسازن می گین سفارشیه/ دولتیه/ ... اگر نسازن می گین وجود اینن کار رو ندارن.
همینه که هنوز توی جای خودمون درجا می زنیم.
اگر کسانی که این سریال رو دیدن/ مصاحبه اون بابای به ظاهر خبرنگار رو کامل بخونند متوجه می‌شوند که حق با کیه؟
آقای به ظاهر خبرنگار کجا دیدین که برای مصاحبه یقه یارو رو جایی که داره برای امواتش گل می خره بگیرن و سوالات غیر حرفه ای بپرسند. شما قربون صدقه نرید اما توهین هم نکنید.
شماها یاد گرفتید برای دفاع از خودتون دیگری رو تحقیر کنید.
باید بگم کسانی که این بالا و بعد این پایین امتیاز بد به سریال سال‌های مشروطه دادن و می خوان بدهند نهایت بی مهری به تولیدات داخلیه.
به فرض که تقلید از علی حاتمی کرده باشه چی رو می خواین ثابت کنید مگر غیر از اینه که یه هنرمند بزرگ ایرانی داشتیم که آثارش قابل تقلید دیگر فیلمسازهاست. هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد از سالهاي سال كه از وارونه نويسي تاريخ مشروطيت ايران مي گذرد آقاي ورزي حقايقي از آن را ( مثلا" در خصوص عالم مجاهد ، شيخ فضل الله نوري ، اما با دفاع بد و بسيار ناشيانه از آن بزرگوار كه خود نوعي حمله به شخصيت منطقي -اسلامي و مستقل و استوار ايشان محسوب مي شود ) مطرح كرده است و در اين « ورطه » :
1 - اگر بحث بر « سر و وضع ظاهر » است كجاي آقاي صادقي مناسب ايفاي نقش به جاي امير كبير است ؟ : اندام لاغر ؟ چشمان روشن و نه چندان مهربان و متين ؟ آن ژست ها ؟ ... كجاي اندام لاغر و پشت خميده آقاي راد به تصاوير ناصرالدين شاه ميماند ؟ و آيا مهد عليا هم با چنبن چهره اي روشن و به خصوص اين اداو اطوارهاي فيلم هاي دراماتيك غرب بود ه است؟!!!
2 - از چند نفر مثل آقاي مطيع و آقاي مشايخي و تاحدودي آقاي راد و... كه بگذريم مجموعا" بازيگران ضعيفي براي ايفاي نقش سياستمداراني بسيار قوي انتخاب شده اند كه اگر بحثي از « سودجوئي » نكنيم چنين امري با آنهمه هزينه بسيار عجيب است . آيا استفاده از تعدادي از بازيگران كه چشمان ، چهره ، و صدايشان به حد كافي براي اكثر قريب به اتفاق مردم ايران آشنا است در چند نقش كاملا" مختلف نوعي « سودجوئي » محسوب نمي شود ؟ يعني در عالم بازيگري در ايران تا به اين حد قحط الرجال است ؟!!!
3 - « بيسوادي و كم اطلاعي » شايد غفلت از نقش مليجك و جيران گرفته تا ملاعلي كني و سيدعلي و به خصوص امثال آقاسيدكاظم طباطبائي است . اما امينه و اصلان و فلان وبهماني ( كه لابد فلان نخود « تحميلي » هر آش فيلم هاي فارسي مي خواسته است شخصيت خود را در آن متجلي ببيند ! ) از كاه بودن نسبي به كوه بودن هنري مي رسند ؟!!!
« بيسوادي و كم اطلاعي » بنظر اينجانب اين است كه نوشتن چنين فيلمنامه اي با آنهمه اهميت و به خصوص آنهمه هزينه به جاي يك مورخ « گردن كلفت » و فيلمنامه نويسي به حدكافي « متواضع » و مجرب به مورخي درجه پنجم سپرده شود .
4 - « برخورد زشت » و بسيار زننده با تاريخ ايران ، ايران ، و به خصوص توهين به شعور اين مردم آزاده و بيدار اين است كه به بزرگان و به قهرمانان وطنشان عملا" توهين شود . به راستي آيا ستارخان اينقدر ناجوانمرد بود كه گروهي زن را سپر بلاي خود نمايد يا...
درست است كه انگليسي ها هميشه نامرئي افراد بيسواد صاحبمنصب ايراني را خام كرده و به طمع انداخته و نهايتا" هم به خواست خود رسيده اند اما ( چيزي كه در اين مجموعه به خوبي نشان داده نمي شود ! ) روسها هم هميشه كورمانده كورديده كور خوانده و به ترور و تخريب كور پرداخته اند . كشتن نه تنها نمايندگان مردم ، بلكه ترور فيزيكي يا شخصيتي سردمداران اسلامخواهي و وطندوستي نيز هميشه نسخه ناشيانه آنها بوده است . آنها ، تقريبا" برخلاف انگليسي ها ، هيچگاه جامعه ايران را به درستي نشناخته اند و ندانسته اند چگونه در آنجا عمل كنند .
آيا كساني كه با صرف اينهمه وقت و هزينه و آنهم از جيب مردم فيلمي را مي سازند كه به لحاظ استناد و اعتبار فقط يك بار ممكن است نشان داده شود و تارخ مصرفي خاص و محدود دارند « اصحاب هنر » !!! اند يا به اصطلاح عموم مردم آگاه و بصير ايران كه هر چيزي را به سادگي نمي پذيرند ؟ مطمئن باشيد كه مردم ايران ميفهمند . هنر فهم اجتماعي و سياسي نزد آن ها قابل انكار نيست ؛ فقط بايد فهميد كه مردم ميفهمند ...
خوب بابام جان اول برو آرايش كن و بعد برو مصاحبه
بابا دل استاد رو به درد آوردي ناراحتش كردي
آخي الهي بميرم
روح لطيف استاد رو با اون قيافت به هم ريختي خوب
نمي دوني مگه كه استاد فقط با خبرنگاراي خوشگل و ناز و مامانييه هفته نامه هاي سوسولي و قر تو كمر مصاحبه مي كنن
آخ كه ناراحت كردي استاد
بابا خوشگل پسند
چيه واست دلبري نكرده
خبرنگار اگه دلبري كنه كه خبرنگار نيس
ای بابا.. خوبه خودتان در مصاحبه اعلام کردید که ایشان مشغول تهیه گل برای مراسم عزا بودند.. چه انتظاری دارید.. اصلا مراجعه خبرنگار شما و سماجتش برای پرسیدن سوالهای این چنینی کاملا اشتباه بوده و غیر از این برخورد را نمی شود انتظار داشت.
وقت شناسی هم چیز خوبی است.
انصاف داشته باشیم.
حالا مگه چي شده بابا،‌ هر كس مي ره و با پول ملت فيلم جينگولك بازي مي سازه و با كوچك ترين انتقادي بهش قيافه حق به جانب مي گيره
آريالاي خبرنگار حواست باشه تو هم از اين به بعد اگه خواستي جايي بري مصاحبه كني يه آرايش حسابي بكن كه به آقايون بر نخوره
نمی دونم چرا قصد دارید در مورد این فیلم حساسیت ایجاد کنید. خدایی فیلم خیلی خیلی خوبیه.
سلام
فیلم عالی است. امید که باز هم صدا وسیما از این قبیل اثار خوب را بسازد. ممنونم.
من در وبلاگم از آقای ورزی و صدا وسیما تشکر و تقدیر جدی کرده ام. ممنونم. صدا وسیما باید از خط تاریخ نگاری صهیونیستی وبهائی و فراماسونری فاصلهبگیرد وبه سریال هایی همچون سالهای مشروطه نزدیک شود.
http://www.naghdefilm.parsiblog.com/
بهتره نام سريال را به تحريف مشروطه تغيير بده.
باعث تاسفه كه اين سريال مثل آب خوردن تاريخ را هر جوري دلش خواسته يا ازش خواستند تغيير داده . انگار مردم تاريخ نخونده اند.من قسمتهايي كه سرگذشت امير كبير بود را ديدم ولي بعد از اون را نتونستم تحمل كنم و نديدم.
بايد به اين نكته توجه داشت كه تاريخ در بسياري از قسمتهاي اين سريال به روشني تحريف شده است. به عنوان مثال هيچ گاه به رابطه شيخ فضل الله با دربار محمد علي شاه كه مكرراً در كتب مورخين آن دوران آمده است هيچ اشاره اي نشده است
شهيد شيخ فضل‌الله نوري از جمله روحانيوني بود كه در پيروزي نهضت مشروطه نقش مهمي ايفا كرد؛ اما، پس از مشاهده انحراف اين نهضت بناي مخالفت با روشنفكران غرب‌زده گذاشت. او خواستار مشروطه مشروعه بود و مشروطه‌اي را كه بناي آن بر‌پايه قوانين اسلامي كشورهاي غربي و الگوبرداري از تمدن و فرهنگ غربي بود را رد مي‌كرد. او از نخستين عالمان اسلامي بود كه به نقشه استعمار در جهت اسلام‌ز‌دايي و جايگزين كردن حكومت لائيك تحت پوشش مشروطه و قانون اساسي پي‌برد و سعي كرد تا اجازه ندهد ملي‌گرايي به جاي اسلام‌گرايي بنشيند و به نام آزادي و دموكراسي‌، بي‌بند و باري غربي در جامعه اسلامي حاكم شود. پس از فتح تهران كه مشروطه‌خواهان از هر سو به تهران هجوم آوردند و حكومت استبدادي محمدعلي شاه را سرنگون كردند، بواسطه انحرافات بسياري كه در ميان ايشان وجود داشت و دست‌هاي خارجي كه آنها را هدايت مي‌كرد، منزل شيخ فضل‌الله نوري را كه از رهبران اصلي مشروطيت و از نخستين قيام‌كنندگان براي ايجاد عدل و برچيدن بساط ظلم بود محاصره كردند. يك نفر از سفارت روس وارد خانه شد و از ايشان خواست كه به سفارت روسيه پناهنده شوند. اما شيخ بشدت مخالفت كرد بعد، آن شخص اظهار كرد كه اگر حاضر نمي‌شويد بياييد لااقل پرچم را بالاي در خانه نصب نماييد باز هم شيخ فضل‌الله جواب داد كه «اسلام زير بيرق كفر نمي‌رود» و فرمود: «آيا رواست كه من پس از هفتاد سال كه محاسنم را براي اسلام سفيد كرده‌ام حالا بيايم بروم زير بيرق كفر؟»‌ پس از آن شيخ همه اطرافيان را مرخص كرد تا به ايشان آسيبي نرسد. سرانجام شيخ فضل‌الله را دستگير كرده و پس از سه روز محاكمه‌اي صوري تشكيل داده و يكي از منحرفان روحاني‌نما حكم اعدام ايشان را صادر كرد. در آستانه اعدام، يكي از رجال وقت با عجله براي او پيغام آورد كه شما اين مشروطه را امضا كنيد و خود را از كشتن برهانيد. ايشان در جواب گفت: « ديشب رسول خدا را در خواب ديدم فرمودند: فردا شب مهمان مني و من چنين امضايي نخواهم كرد». مرحوم جلال آل‌احمد در كتاب خدمت و خيانت روشن‌فكران مي‌نويسد: «من نعش آن بزرگوار را بر سردار همچون پرچمي مي‌دانم كه به علامت استيلاي غرب‌زدگي پس از 200 سال كشمكش بر بام سراي اين مملكت افراشته شد».

نميدانم ، شايد به خصوص با توجه به فضاي مغشوش اين روزها ، حق داشته باشيد كه كمي هم احتياط كرده هر مطلب رك و صريحي را منعكس نكنيد . اما كامنت نسبتا تفصيلي اينجانب ( كه نيمي بيشتراز آن را خودم قبل از ارسال حذف كردم ) يك كمي علمي - تخصصي و براي خوانندگان مفيد مينمود ، به خصوص براي آن جواني كه هنوز غوره نشده واقعا" خودش را مويز تصور مي كند . موفق باشيد . درست است كه 40 سال است در اين كشور به تحقيقات علمي مشغولم ، اما « درد » روزنامه نگاري را هم ميدانم . خداوند تبارك و تعالي صبر و حوصله بيشتري به شما جوانترها عنايت فرمايد . ماهم درد شما را حس مي كنيم و قدر شما را مي دانيم .
چرا باید صداوسیما این سوژه مهم را به دست گارگردانان نا بلد بدهد؟ جالب اینجاست که ایشان مدعیه از حاتمی تقلید نکرده !!خوب میکردی که کار خوب میشد!
. شما برو اول یه کلاس فیلمنامه نویسی بگذرون بعد بیا دیالوگ برای سریال تاریخی بنویس جناب ورزی. تو رو چه به کار تاریخی......زدی به تاریخ ایران با اون سریالهای ضعیف و آبکی و غرض ورزانت.

در ضمن 5 ملیون رو حتما ازت میگیرم. بدبخت تو از دیالوگهای حاتمی استفاده نکردی اونم به شکل مفتضحانه؟
این که سر چند تا شاه رو خوردیم دیالوگ فیلم کمال الملک نیست؟
این جسم عنصری ....دیالوگ سریال امیرکبیر نیست؟ و ده ها دزدی دیالوگ دیگه
بیا برو کشکتو بساب ....یه بودجه چند میلیاردی میدن به یه کارگردان ناوارد غرض ورز
با سلام وعرض خسته نباشید

با احترام به همه دوستان به خاطر نظرات و انتقادات صحیح و بجا

اما عنصری که در ایران زمین کم رنگ شده است حس سپاس گذاری و تشویق بجا و درست است
با وجود اشکالات احتمالی در هر کاری ،
باز برای تشویق هنرمندان ، صنعتگران ، بزرگان و زحمتکشان باید در کنار انتقاد سازنده و درست ، از زحماتشان تشکر کنیم و انگیزه ای تازه در خلق آثاری بدیع
در آنان بوجود آوریم
باز از زحمات این کارگردان عزیز و بازیگران و زحمت کشان که حداقل مردم را به مطالعه تاریخشان ترقیب می کنند تشکر می نامییم
از شما عاجزانه التماس می کنیم هر چه درتوان دارید در جهت آگاهی مردم ایران تلاش کنید و بدانید استعمار همچنان سایه اش بر سر این مرز و بوم هست (استعمار نو) از نوع مصرف گرایی ، تجمل ، تخریب ثروت ملی در جهت کسب منفعت شخصی ، دوری از اخلاق ،استقرار و پشتیبانی از برخی مسئولان بی لیاقت ، ایجاد شایعه در کشور ، پوچ گرایی و حمله به اعتقادات مذهبی و....
تقاضا داریم بدون اندکی صبر و با تمام قوا وظیفه خویش را در جهت روشن کردن موضوعات تاریخی ، افشای استعمار و....بکار بندید
باز تشکر تشکر تشکر
کار کنیم کارکنیم ناله نزنیم
و بدانیم تا استعمار هست همچنان رگ بزرگان را می زنند بر دار میکنند به لجن میکشند ....
پس حداقل خودمان هوای برزگان هنرمندان و صنعت گرانمان را داشته باشیم
میشه گفت سراسر فیلم جعل و تحریف تاریخ هستش....بسیار کار ضعیفیه
مگه خبرنگارها شاخ و دم دارن که آقا وزری باور نکرده خبرنگار پارسینه هم خبرنگاره؟؟؟
البته همین که شما فرمودید خبرنگار پارسینه از هیات دوستان خبرنگار آقا وزری نبوده واسه همینم خبرنگار حساب نمی شه و گدا حساب می شه!
نظرات کاربران:
* نام:
ايميل:
* نظر: