كدخبر: ۱۲۴۴۵
تاريخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۳
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
وقتی زبان فارسی، غربزده می شود!
اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم چرا که آنها که ایمان آوردند لاخوف علیهم و لاهم یحزنون.

اگر غمی هست تنها غم غربت است. این انسان های غمگینی که می بینی همان هایی که مدام غر می زنند و سر به زانو گرفته اند و احساس تنهایی می کنند دچار غم مدرن اند که غم ِ نیست انگاری است. انسان مومن غم تنهایی ندارد، غم ِ غربت دارد، غم ِ دور افتادگی.

اینجاست که من می گویم زبان ِ فارسی نیز دارد از معنا تهی می شود. تفکر ِغربزده ثمره زبان ِ غرب زده است. زبان وقتی غرب زده می شود که دال هایش به مدلولی متعلق به فرهنگی دیگر (فرهنگ غرب) حواله شود. وطن پرستی را همان ناسیونالیسم می فهمیم. و از همه مسخره تر وقتی است که فکر می کنیم ((عشق)) همان ((love)) است. همین چند روز پیش بود که همسرم می گفت بیا در زندگی مان از کلمه شانس ((CHANCE)) استفاده نکنیم. بیا بگوییم تقدیر چنین بود.

به راستی مگر ما معتقد نیستیم که ((لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین)) هیچ برگی از درخت نمی افتد مگر با اراده خدا؟ شانس برای فرهنگی است که می پندارد دنیا به احتمالات و تصادفات رها شده است.

نیهیلیسم را پوچی ترجمه کرده اند اما پوچی تنها ثمره نیهیلیسم است. نیهیلیسم را باید نیست انگاری ترجمه کرد. هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش.

منبعک وبلاگ واژگون(محمد الیاس)
نظرات بینندگان:
اراجیفی که فقط وقت را هدر می دهد
شما بهتر است با كلمات عربي از فارسي دفاع نكنيد....
نظرات کاربران:
* نام:
ايميل:
* نظر: