كدخبر: ۱۲۳۶۱
تاريخ انتشار: ۱۹ آبان ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۱
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
انتقاد یک حامی احمدی نژاد از رهبری:چرا این همه گذشت و صبر بر خود تحمیل می کنید در برابر منافقان داخلی؟
بعد از ماجرای بلند شدن یکی از دانشجویان در دیدار با نخبگان و بیان مطالبی که جاهای مختلفی به عنوان انتقاد به رهبری عنوان شد، مسیح علینژاد (معصومه قمی) صاحب نظریه دلفین بودن مردم ایران و از نوچه‌های (جناب لنگ کفش خورده) کروبی ساده٬ نیز در وبلاگش فراخوان انتقاد از رهبری داده. هرچند مسبب این حرکت٬ یعنی آن دانشجویی که از میان جمعیت برخواست توسط همین جمعیت به عنوان علمدار انتقاد از رهبر عنوان شده٬ از حرف‌هایی که همین جمعیت فراخوان داده درباره‌ش زده‌اند خنده‌اش گرفته٬ ولی شاید حالا که به شکل مضحکی این جریان توسط طیف جلبک‌ها در حال دامن زده شدن است٬ و هرچند که این موضوع انتقاد رهبری و باز بودن درش بارها توسط خود رهبری عنوان شده٬ ما هم انتقادهایمان را به رهبری مطرح کنیم.


چرا این همه گذشت و صبر بر خود تحمیل می کنید در برابر منافقان داخلی؟ چرا فشارهای بسیاری را بر خود تحمل می‌کنید که باعث فشارها روحی و جسمی بر شما می‌شود؟

چرا گاهی تکلیف امور و اشتباهات را یکسره نمی‌کنید تا امت حزب الله به سرانگشت اشاره شما کار را تمام کنند٬ هرچند که انجام امور باشد به غیر از اسباب خودش باشد؟

چرا به فکر اعصاب ناراحت و دل شکسته ما نیستید وقتی ما به محاسن شما که هر روز به خاطر گذشت و صبر در برابر افراد و اتفاقات سپیدتر می‌شود و ما را بیشتر غمگین می‌کند؟

چرا در جریان بعد از انتخابات باید اشک به گونه‌های زیبای شما جاری بشود به خاطر افتضاحات عده‌ای؟ چرا خودتان را ناراحت مردود شدن عده‌ای می کنید؟

چرا نامه‌ی بی ادبانه و سایر اختلافاتی که با شخصی به نام اکبر هاشمی که از دوستان قدیمی‌تان است با شما دارد به خاطر ریشه‌های او در این کشور با اینکه می‌شد با سکوتتان حداقل ذره‌ای از جفاهایش را جبران کند٬ با ناراحتی شما که٬ بر این بدن جانباز اسلام فشار می‌آورد٬ سعی کردید موضع او را از این وضع نجات بدهید؟

چرا این همه به خاطر مردم٬ و به یاد آنها بودن فشارهایی را برای خودتان می‌خرید و می‌خواهید مثل آنها زندگی کنید؟ چرا مثلا باید در مدتی که به دلایل و نامردی عده‌ای منافق در داخل گازها قطع شده بود٬ شما هم گاز منزلتان را قطع کردید تا مثل مردمی که از گاز بی‌بهره‌ هستند زندگی کنید و همین ماجرا باعث سرماخوردگی و بیماری شدید شما شد و … ؟

چرا مکرر از آینده شیرین جوانان بدون وجود خودتان سخن می‌گوئید؟ چرا فکر می کنید ما این کلام را باور می‌کنیم؟

چرا این همه صبر می‌کنید؟ چرا می‌خواهید این همه افراد را نگه دارید در حالی که خودشان به زور می‌خواهد خودشان را بیرون بیاندازند؟ چرا اینقدر شما خوبید؟

ما انتقاد زیاد داریم‌… فقط این‌ها نبود…

منبع: وبلاگ مهدی سعیدی(گام آخر)
* نام:
ايميل:
* نظر: