کد خبر: ۱۲۳۲۲
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۸۸ - ۲۰:۲۸
اون زمون اما, نه اینترنتی بود، نه ماهواره‌ای و نه موبایلی، نه پلی استیشنی و نه کامپیوتری. ما بودیم و یک آنتن فکسنی که ارتباط ما رو با صدا و سیمای قزمیت اون روزا برقرار میکرد. کل سر و ته تشکیلات صدا و سیمای ایران ۲ تا کانال تلویزیونی داشت که تقریبا روزی ۱۰-۱۱ ساعت برنامه پخش میکردن، از حدود ساعت ۲ ظهر تا ۱۲ شب! چیزی حدود ۲ ساعت از این برنامه‌ها برنامه کودک و نوجوان بود. شامل چند تایی‌ کارتون و چند تایی‌ هم برنامه معمولا تولید داخل.

کارتونها هم معمولا دو دسته بودن؛ کارتون‌های کلاسیک آمریکایی و اروپایی که از قبل از انقلاب هم پخش میشدن و مقدار پخششون سال به سال کمتر میشد, مثل: پاپای(بعد از مسلمان شدن به ملوان زبل تغییر نام داد)، پلنگ صورتی‌، تام و جری، گوریل انگوری، معاون کلانتر، تنسی تاکسیدو، گوفی، میکی ماوس، گالیور، پینوکیو و سندباد.

دسته دوم کارتونهایی بودن که در شرایط تحریمی و انقلابی‌ اون زمان از ژاپن خریداری میشدن، کارتون‌هایی‌ مثل: هاچ زنبور عسل، حنا دختری در مزرعه، بل و سباستین، بنر، دختری به نام نل، مسافر کوچولو، نیکو، خانواده دکتر ارنست، مارکو پولو، سرندی پیتی، ایکیو سان .

این کارتون‌ها علاوه بر این که همگی از ریتم خیلی‌ کندتری نسبت به ساخته‌های امریکایی برخوردار بودن و معمولا با دستکاری نوابغ سانسورچی‌ تلویزیون حسابی‌ آموزنده و دارای پیام‌های اخلاقی‌-اسلامی بودن، اکثرا در یک نکته دیگه هم مشترک بودن و اون بی‌ پدر و مادر بودن شخصیت‌های اصلی‌ این کارتون‌ها بود!

تقریبا بیشتر این قهرمانان یا در جستجوی مادر خودشون بودن یا پدرشون و یا هر دو! تک و توکی هم توشون پیدا میشد که پدری، پدر بزرگی‌، عمه ای، خاله‌ای داشتن و با اون زندگی‌ میکردن, ولی‌ بقیه دست کم نداشتن مادر رو شاخشون بود!

من هنوز هم نفهمیدم که آیا ژ‌اپنی ‌ها بودن که دوست داشتن تمام شخصیت‌های کارتونیشون یتیم باشن، یا این تلویزیون ایران بود که فقط یتیماشو جدا میکرد و واسه ما پخش میکرد!؟

منبع: وبلاگ دهه شصت
بازگشت به صفحه نخست
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
پــنــجــره
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها