كدخبر: ۱۱۵۴۳
تاريخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۶:۵۵
نسخه چاپي
ارسال به دوستان
داستان کوتاه طنز/
وقتی مشایی حرف نمی زند و شما خودکشی می کنید!
شما برای رسانه ای کار می کنید که بیشتر مخاطبین آن در خارج کشور و یا منتقد به اوضاع کشورند و طبیعی است که این مخاطبان خبر گل و بلبل بودن کشور را دوست ندارند.
چون همه چیز مملکت رو به راه است و مردم هیچگونه مشکلی ندارند که شما مطرح کنید و از طرف دیگر اسفندیار خان رحیم مشایی هم مدتی است که حرف نزده است، شما مطلبی برای پرداختن به آن ندارید که مخاطب رسانه را راضی کند، برای همین هم هست که مدتی است حقوق نگرفته اید.
صاحب خانه شما یک سالمند است و تمام روز روی سکوی مقابل در روزنامه می خواند.
یک شب که خسته و کوفته از محل کار به منزل می رسید، او به شما می گوید که از این ماه باید به جای 200هزارتومان 500 هزار تومان اجاره پرداخت کنید.
فردای آن روز هنگام خارج شدن از منزل با صاحب خانه روبرو می شوید.او می گوید:
- از آخر سال اجاره خونه رو گرون می کنم، فعلا همون 200 تومان را بده
- خیلی ممنون، ولی دیروز چه اتفاقی افتاد که تصمیم گرفتی کرایه را زیاد کنید؟
- دیروز که رفتم روزنامه بخرم دیدم روزنامه ایران و کیهان تموم شده، مجبور شدم اعتماد و سرمایه بخرم، اونا نوشته بودن که قراره قیمت های آب و برق و گاز با جهشی چند برابری و قیمت های واقعی تمام شده عرضه بشن. آخه می گن قراره یارانه هاشون حذف شه و دیگه دولت اونارو پرداخت نکنه.
- پس چی شد امروز گفتی نمی خواد زیادش کنم؟
- امروز روزنامه ایران و کیهان رو خوندم، اونا نوشته بودن که این طرح قراره یواش یواش اجرا بشه و خیلی هم خوبه.
شما برای رسانه ای کار می کنید که بیشتر مخاطبین آن در خارج کشور و یا منتقد به اوضاع کشورند و طبیعی است که این مخاطبان خبر گل و بلبل بودن کشور را دوست ندارند.
چون همه چیز مملکت رو به راه است و مردم هیچگونه مشکلی ندارند که شما مطرح کنید و از طرف دیگر اسفندیار خان رحیم مشایی هم مدتی است که حرف نزده است، شما مطلبی برای پرداختن به آن ندارید که مخاطب رسانه را راضی کند، برای همین هم هست که مدتی است حقوق نگرفته اید.
در راه به این فکر می کنید که چگونه باید امرار معاش کنید؟ وقتی رادیو اخبار صبح گاهی را می خواند بیشتر احساس افسردگی می کنید! چون همه پیش خبر ها حاکی از آن است که تنها مشکل کشور یعنی ترافیک نیز قرار است به زودی حل شود.
از آنجایی که آدم ضعیفی هستید (گفتم که بد آموزی نشه) تصمیم می گیرید خود کشی کنید تا هم خودتان راحت شوید و هم همکارانتان مدتی سوژه برای پرداختن به آن داشته باشند.
وقتی بالای بلندی می روید تا از آنجا به پایین بپرید یک sms شما را از این کار منصرف می کند.
یکی از همکاران پیغام فرستاده که دختر مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور در آلمان در خواست پناهندگی کرده است.!
شما به سرعت از پله ها پایین می آیید و می دانید که با پرداختن به این موضوع می توانید مخاطبین زیادی به سوی رسانه جلب کنید که ناگهان یک sms دیگر می رسد.
مطلبی از قول کلهر است که گفته : چهار سال است از همسرم جدا شدم و یک سال است که از نرگس خبر ندارم.
دوباره پله ها را بالا می روید، باز هم یک sms می رسد ولی شما بدون توجه از روی بلندی خود را به پایین می اندازید.
ای کاش آن پیغام را هم می خواندید. متن پیغام این بود:
مادر نرگس : من هنوز همسر کلهر هستم!!
محمد رسول عاصمی
مطالب مرتبط