كدخبر: ۱۰۱۸۹
تاريخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۹
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
تحلیلی متفاوت از بحران انتخابات ریاست جمهوری دهم/
چرا "جنبش سبز" به همه ایران سرایت نکرد؟
به گزارش پارسینه، صرف نظر از بحث های حقوقی-سیاسی در خصوص سالم بودن یا نبودن و شائبه تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادثی که در طول دو ماه اخیر در کشور رخ داده است، می توان از منظری متفاوت هم به پرونده این انتخابات نگریست و آن را تحلیل کرد.

سئوال کلیدی این است که مجموعه نیروهای اجتماعی حامی میرحسین موسوی که بعد از انتخابات خود را "جنبش سبز" خوانند، چرا صرفا در برخی نقاط تهران نمود یافتتند و چرا این حرکت به بقیه نقاط کشور سرایت پیدا نکرد؟

شاید گویاترین اشاره نسبت به این "مدعا" در سخنرانی سردار احمدی مقدم، فرمانده ناجا چند روز بعد از حوادث انتخاباتی تهران بود که وی سخنانی با این مضمون گفته بود: ما در تهران از منطقه "بلوار کشاورز" به بالا مشکل داریم و این منطقه بحران ساز است، در این منطقه بیش از 80 درصد مردم به موسوی رای داده اند و ...

واقعیت هم این است که تمامی اعتراضات انتخاباتی در برخی نقاط مرکزی، غرب و شمال تهران صورت گرفت و از شهرهای دیگر کشور هم فقط بطور محدود در برخی از مناطق شهرهای شیراز و ارومیه اعتراضات و تجمع هایی به وقوع پیوست.
 
حتی در مناطق فقیرنشین که معمولا انگیزه های اقتصادی هم برای شورش وجود دارد، این "سرایت" روی نداد و برحسب آنچه که مشاهده می شود شعله این اعتراضات روز به روز "دیجیتالی تر" می شود.

جنبش به اصطلاح سبز منطقا باید در میان طیف شهروندان ناراضی در استانها و شهرهای ایران(بجز تهران) هم نمود پیدا می کرد، اما این اتفاق روی نداد به یک دلیل روشن:

دیدگاه بخش عمده ای از مردم تهران "فراتحریمی" شده بود، به عبارت دیگر بعد از تجربه کردن "تحریم" در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم (1384) تهرانی ها به دلایل مختلف، از لاک تحریم، بیرون آمدند و "آزمودن گزینه های موجود" را امتحان کردند.

اما این دیدگاه "فراتحریمی" در میان فعالان سیاسی و بدنه اجتماعی شهرهای کوچک شکل نگرفته بود، اعتماد کردن و "همراه شدن" با میرحسین موسوی(به عنوان نماد دهه اول انقلاب) و مهدی کروبی(با شعارهای آوانگارد روشنفکری) به عنوان دو گزینه ای که از فیلتر شورای نگهبان و حاکمیت عبور کرده اند، دشوار بود و نیروی موثر اجتماعی(مثلا جنبش دانشجویی) هم به آن میزان قوی و نافذ نبود که بتواند سایر اقشار و طبقات اجتماعی را به "مشارکت سیاسی معنادار و انتخاب هوشمندانه" در انتخابات دهم ریاست جمهوری وادار کند.

معترضان و منتقدان غیر تهرانی، هنوز بین نظریه بدوی و سنتی تحریم و بی رغبتی از انتخابات از یکسو و نظریه مشارکت هوشمند(حضور در انتخابات و استفاده از فرصت تغییر) معلق بوده و هستند و شاید این یکی از دلایل ایجاد وضعیت موجود باشد.

در تحلیل این وضعیت می توان گفت یکی از دلایل مهم عبور از نظریه "تحریم" در سالهای اخیر، تمرکز فعالیت و فضا سازی رسانه های مجازی و رویکرد فوق العاده به اینترنت در شهری چون تهران و وجود نوعی نقد دائمی و گفتگوهای سیاسی-رسانه ای در طیفی از شهروندان بوده است، تهران امروز نه تنها پایتخت رسمی ایران، بلکه پایتخت رسانه های ایران هم هست،

شاهد مثال این ادعا هم نقش مستقیم شبکه های مجازی در اینترنت در شکل گیری بسیاری از تجمعات و تظاهرات اخیر و فرهنگ سازی و واژه سازی های سیاسی -رسانه ای است، در حالی که این طیف مخاطب، تمرکز و فضای خاص اصولا در شهری به جز تهران وجود ندارد.

البته نباید فراموش کرد که پیامدهای طبیعی مربوط ناآرامی های سال 1385 در دو منطقه آذربایجان و کردستان، هم مانعی مهمی برای گسترش ناآرامی ها به استان های حساسی چون آذربایجان و کردستان بود.

همچنین باید از شکاف سنتی "تهرانی-شهرستانی" (که یک شکاف اجتماعی فعال در ایران امروز است) به عنوان یکی از دلایل فراگیر نشدن جنبش سبز یاد کرد، با همه این اوصاف و به طور خلاصه، جنبش سبز را می توان با کمی تسامح "جنبش خرده بورژواتیک تهرانی ها" توصیف کرد.

البته حالت خاصی که بعد از حوادث اخیر ایجاد شده است، عقیم شدن بخش عمده ای از پتانسیل نیروهای "فراتحریمی" و زایل شدن انگیزه در آنان برای تداوم مشارکت سیاسی در ساختار های موجود است.

به نظر می رسد این طیف دیگر تمایلی برای شرکت در انتخابات و رقابت های سیاسی نخواهند داشت و ترجیح می دهند از طریق "اعتراضات دیجیتالی-خیابانی" فعالیت خود را ادامه دهند، وقوع این حالت نیز بر پیچیدگی های صحنه سیاست ایرانی افزوده است.
نظرات بینندگان:
پس بهتره یک سری به شهرستانها بزنید تا ببینید جنبش سبز نه فقط ایران را بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا را فرا گرفته است.
دروغ نگو در هیچ استان و شهرستانی هیچ خبری از این کارهای احمقانه نیست مگر جاهایی که به همت و پشتکار دانشجویان دانشگاه محترم!! آزاد سعی در شلوغ کردن بی خودی فضا دارند! اما همه بی اثر است!
يا حسين مير حسين
شهرستانی ها چون میدیدند که تو شهر خودشون به صورت شهودی رای احمدی نژاد بیشتر از میرحسینه
عقیده ای به تقلب در انتخابات نداشتند
ولی تو تهران این شهود برعکس بود و اشتباه اینجا بود که تهرانی ها شهود خودشون به کل ایران تعمیم دادند
و این فکر براشون ایجاد شده بود که در انتخابات تقلب شده
و این باعث تفاوت جنبش سبز در تهران و شهرستان بود
به نظرم ایراد این تحلیل این است که در آن «جنبش سبز» معادل «اعتراضات خیابانی پس از انتخابات» دانسته شده است. آن چیزی که به همه ایران سرایت نکرد، اعتراض خیابانی بود. این درست است. اما همه‌ی جنبش سبز محدود به اعتراض خیابانی نیست و همه‌ی سبزها به «معترضان حاضر در خیابان» قابل تقلیل نیستند. برای ارزیابی گستردگی جنبش سبز یا به موسسات پژوهش اجتماعی مستقل نیاز داریم، یا باید صبر کنیم و تحولات بعدی جامعه را به نظاره بنشینیم.
راه دیگه ای برای کوچک نشان دادن مساله نداشتی
فکر نمی کنید مردم تهران اکثرا مهاجر هستند و به وسیله اقوام و دوستان از وضعیت شهرستان ها هم خبر دارند
اگرمنظورتان به قول دوستی که نظر گذاشته تظاهرات خیابانی است حق با شماست
ولی جنبش سبز مساوی با آگاهی نا آگاهان و یقین افراد مردده
تب تند عرق سرد هم داره، جانِ برادر
جنبش خرده بورژواتیک تهرانی ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
متاسفم،واقعا.
بی تفاوتی موسوی و جریان اصلاح طلبان و مردم سایر نقاط ایران در مورد حوادث سال 85 آذربایجان باعث شد تا مردم این منطقه از جمله تبریز که می توانستند نقش زیادی در فراگیر شدن جنبش سبز داشته باشند ،سکوت را ترجیح دهند.
در انتخابات این دوره حداقل 20% از کل مردم که رای نمیدادند وارد میدان شدند تا نسبت به دوره قبل، مشارکت مردم حداقل 20% افزایش پیدا بکنه. حضور این 20% به اضافه کسانی که با عقیده اصلاحات و به صورت سنتی حضور پیدا می کردند، یک نه بزرگ به سیاست های احمدی نژاد بود. وقایع این چند ماه نشون میده که احمدی نژاد پیروز قطعی انتخابات نبوده. حالا میخواد این جنبش سبز سراسری باشه یا نباشه.
مشکل اصلی در استانها فقدان رهبری قوی مسئولین اصلاحات و دستگیری های احتمالی به خاطر شناخته شدن بود.
نهضت مشاركت سبز ايران فراگير ميشود.
نکرد؟ مزاح میفرمائید؟ شما یک گشته کوتاهی در youtube.com بیزنید لطفا!
اصولگرایان به طرق مختلف سعی می کنند اصل قضیه خواست مردم برای تغییر را کتمان کنند.این هم یک راه است که جنبش سبز را"جنبش خرده بورژوایی مردم تهران" بنامند.این کار مصداق همان کبکی است که سر خود را زیر برف می کند.من از دو منظر به این مقاله می پردازم:
1- فرض کنیم که جنبش سبز محدود به بخش بورژوای مردم تهران باشد. ایا این برای دولت عیب نیست که نمی تواندبه نیازهای بخش بزرگی از جامعه که نخبگان عمدتا از ان برخاسته اند پاسخ دهد.به نظر نویسنده مقاله برای اداره کردن دولت چه کسی شایستگی بیشتری دارد؟ نخبگان برامده از قشر بورژوا یا مخالفین انها که متعلق به قشر محروم جامعه هستند؟
2- علت تعمیم نیافتن جنبش سبز به سایر شهرهای چیست؟ اصل پرسش مبتنی بر یک داده غلط است. زیرادر بسیاری از شهرهای بزرگ جنبش سبز پا به پای تهران پیش رفت.اما در تهران امکان اعتراض بیشتر فراهم بود. رهبران اصلاحات در تهران هستند. جمعیت بیشتر تهران امکان کنترل کامل را از مخالفان جنبش سبز سلب می کند. هاشمی در تهران نماز جمعه می خواند. اینها دلایل اصلی است نه چیز دیگر.
پیشنهاد من به اصولگرایان این است که صدای حاکی از تغییر مردم ایران را بشنوند و خود را با ان همراه کنند. این تنها راه نجات همه ماست.
بازم دارين اشتباه مي كنين. دوباره بحث نخمه ها اومد وسط. يك اشتباهي كه مرحسين موسوي و اصلاحات داشت اين بود كه قشر محروم و رنج ديده ايران رو كه 70 درصد جامعه رو تشكيل مي دن و تو دولت احمدي نژاد بهشون رسيده شد رو ناديده گرفتن . اونا فكر كردن چهارتا دانشجوي درب داغون به همراه اساتيد غرب زدشون همه ايران هستن.
اگه میشه به دانش جوها توهین نکنین

این دانشجو و استاد میشن غربزده؟
شما هم ایران هستین
خجالت هم خوب چیزیه

درود به جنبش سبز
اگر این مزخرفات رو در دو روز اول این جنبش(دو روز پس از انتخابات) می گفتید کمی باور کردنی بود ولی تظاهرات 25 خرداد تا شنبه ی خونین این مزخرفات رو کاملا در مورد تهران رد می کنه.شما که البته نقض صریح واقعیت های گذشته می کنید و ممکنه این حرف رو رد کنید! اگر این طور باشد به شما پیشنهاد می کنم سری به خیابان های پایین شهر تهران بزنید و به دیوارها نگاهی بیندازید تا گستردگی جنبش سبز رو دریابید(در تهران).این کار نه نیاز به شعور سیاسی و نه فکر خاصی فقط دو تا چشم لازم هست که... در مورد شهرستان ها هم فکر می کنم فیلم های مربوط به خشونت در کرمانشاه , دستگیری عده ی زیادی در پارک ملت مشهد , حضور نیروهای امنیتی هر 5 شنبه در خیابان های انزلی و رشت و ....همچنین دیوارهای سبز اصفهان و دستگیری دانشجویان فعا ساری و ... حاکی از درصد بالای مزخرف بودن این ادعا می باشد.اگر تمام این ها رو تا حالا به هر دلیلی ندیدید چشم هاتون رو خوب خوب در روز قدس باز نگه دارید.پیشنهاد می کنم به نویسنده ی عزیز حداقل اصول جنگ روانی رو بخونه!
اجازه یک تظاهرات آرام و یا یک تجمع را بدهید بعد ببینید چه می شود .
موسوی رو آذربایجانی ها یه حساب واهی کرده بود.مردم آذربایجان اونو دوست نداشتند چون بیغیرتی خودشو در بی تفاوتی در مورد توهین به ترکها در سال 85 نشان داده بود.
با سلام؛
بعضی از متوهمین می خواهند جنبش سبز را بزرگ جلوه دهند ولی این یک جنبش لرز است و نه سبز.
من که در شهرستان هستم می دانم که در اینجاها رای احمدی نژاد دو برابر موسوی بود. مشکل این است که تهرانی های غربزده و کوته بین جز تهران حجای دیگری را نمی بینند و در واقع می توان گفت که فساد عقیده و رای در تهران و احساس باکلاس بودن و همزمان بی بند و باری و تکبر در تهرانی ها بیشتر دیده می شود. اگر شعور داشتید به همان قوانین دموکراسی غربی خودتان هم احترام می گذاشتید و مردم سیستان و بلوچستان و خراسان و خوزستان و کهکیلویه و بویراحمد و سایر نقاط محروم کشور را هم در نظر می گرفتید تا از این توهم شیطانی و اسارت نفسانی نجات پیدا کنید. اگر تهرانی ها بخواهند بیشتر از این خودبزرگ بینی داشته باشند منتظر حقارتهای بیشتر هم از طرف خداوند باشند. چه کسانی در این کشور بیشترین توهین ها را به اسلام و تشیع و انقلاب کرده و می کنند؟ دوره اصلاحات شیطانی را هم دیدیم که چگونه در آن زمان یک چشممان اشک بود و یک چشممان خون! به هر حال راه حق از غربزدگی و بی بندوباری و بی حجابی و لاقیدی و ماهواره و ... جداست. تکبر و خود برتر بینی در مردم تهران بسیار مشهود است. یک شهری که 70 درصد گردش مالی کشور در آن انجام می شود در حالی که 15 درصد جمعیت کشور در آن ساکن هستند! باز هم طلبکارند و پررو!
واقعا که، فقط میتونم بگم اون کسی که این مقاله رو نوشته و گذاشته تو این سایت آدمی نفهم بوده که کور هم بوده خدارو شکر و ندیده که تو شهرستان ها حتی شهرستان کوچیک ما علت این که مردم بیرون نمی آن اینه که زود شناخته میشن ,...
باسلام
من نمی دانم ان مقاله نویس محترم به شهرهای ایران سفر کرده و از نزدیک با مردم صحبت کرده است یا نه؟ ولی اتفاقی که در شهرهای ایران غیر از تهران رخ داده شاید خیلی در بوق و کرنای رسانه ها نباشد که نیست ، نشان از این دارد که بیشتر مردم در شهرها به مانند آتش زیر خاکستر هستند و این را می توان از گفتگوهای کوچه و بازار مردم شنید. شاید باور این مقاله نویس محترم نباشد با وجود محدودیت رسانه ای در شهرهای ایران ، آگاهی و در مردم از حوادث بسیار بالاست!!
اصلاحات همیشه پیروز است.زنده باد میرحسین
به نضر من اعتراضات بستگي به سطح فرهنگ مردم دارد يعني در مناطقي كه درك و فهم مردم بالاتر بود اعتراضات هم شديدتر انجام ميگرفت
این نظر درست نیست من در یکی از شهرهای زندگی میکنم ومی بینم که تمام کسانی که با انها برخورد دارم و تمام فامیل و دوست واشنا به اقای موسوی رای داده اند اما به علت محیط بسته امکان اظهار نظر نیست.اما درکوچه وبازار نظر اکثریت مخالف است.مردم خون دل میخورند اما نمی توانند فریاد بزنند
ان متوهمي كه تهراني هارو متهم كرده بدونه راي اول سيستان و كردستان و لرستان و اذر بايجان و زنجان و ... موسوي بوده
به نظر من که طرفدار هیچ گروهی نیستم تو مقاله شما حرف های خوبی زده شد. من فقط میخواستم به کسانی که به طرفدارای موسوی و خودش میگن مسلمون وخیلی هم ادعاشون میشه که آگاهن بگم اگه شما ندیدید من بزن برخصهای اینها و لگد شدن اسم الله پرچمو زیر پاهاشون قبل از انتخابات دیدم. بستن رنگ سبز مقدس به گردن سگا رو دیدم. در ضمن تو این مدت شهرستانم بودم. اینایی که میگن جنبش میلیونی یا توهم دارن یا خوشونو همه ی مردم حساب میکنن. 8 سال جنگیدیم که آرامش داشته باشیم حالا یه مشت تازه به دوران رسیده دارن ازمون میگیرنش. هرکس هم تو این راه کشته شه شهید که نیست هیچی کلی هم ناله ونفرین پشت سرشه.
زنده باد میر حسین موسوی سبز ها همگی به راه خود ادامه دهید پیروزی مال شماست
تا رهبران و پيشواياني چون امام خميني و امام خامنه اي در اين كشور هستند و سربازاني چون احمدي نژاد و احمدي نژادان و جان بر كفاني بسيجي در اين كشور؛ خوش خيالاني چون ميرحسين و كروبي ها ( عقل كل و روشن فكرنماها) نمي توانند خللي بر نظام اسلاميان وارد نمايند
خوشحالم تو سرچ گوگل درباره جنبش سبز بعد از 2صفحه یه سایت فیلتر نبود! خاک بر سرتون
اين جنبش سبز درخارج از كره زمين و منظومه شمسي و كهكشان راه شيري و خارج از اين طبقه آسمان و عرش و .... نيز فعال است و دفتر دارند منتها كسي آنها را نمي بينند !!!!!!!!
من به نمایندگی از بندر ماهشهر اعلام میکنم زنده باد رییس جمهور منتخب مهندس میر حسین موسوی
شب دراز است وقلندر بیدار .....
ای سبز پوش های مریض برای سلامتی تان دعا میکنیم
جمعی از حزب الله شهرری
جنبش سبز در لایه لایه های جامعه زنده و پویا شده و در حال بالا بردن اگاهی مردم است.نه این که مردم را دایم به خیابان ها بکشاند.
در کلیت معتقدم که نهضت سبز در سرتاسر جامعه ایران رسوخ کرده است. شاید لازم باشد از زاویه دیگری به مساله مشارکت سیاسی بنگریم و در نظر بگیریم که به صحنه آمدن خیل شهروندان برای رقم زدن چنین انتخاباتی با شور و حرارت این بوده است که اصولا یک دگردیسی گفتمانی در ساحت میکروفیزیک سیاست ایران و نگرش شهروندان رخ داده است و طیف قابل توجهی از مردم تصمیم گرفته اند که مطالبات خود را طراز تشخیص کنشگری قرار دهند!
به بیان دیگر گزینش راهکار اعتراض خیابانی و یا گرایش به سکوت ناشی از رضایت شهروندان از وضعیت حاکم نیست بلکه اولویت دادن به پیگیری مطالبات می تواند افراد را متقاعد به اتخاذ تاکتیک های نامتقارن کند!
نظر اول خیلی با حاله!
پس بهتره یک سری به "شهرستانها" بزنید تا ببینید جنبش سبز نه فقط ایران را بلکه در "بسیاری از کشورهای دنیا" را فرا گرفته است.
:))
سبز فقط سبز موسوی
بوریا باف گرچه بافنده است، نبرندش به کارگاه حریر
آدم وقتی به اطرافش نگاه میکنه جلبکهای سبز بیشتر نمود دارند
فتنه سبز مرده است .با باد و فوت زنده شدنی نیست.
یه سوال؟؟؟؟؟
چرا به دلیل اینکه نظرامون با هم متفاوته باید با هم دشمن باشیم؟ ما قبل از هر چیز هموطنیم... پس بیایید با هم و بدون تعصب توی فکر پیرفت ایران و ایرانی باشیم...
به امید ایرانی آباد , آزاد , سبز و همیشه جاوید...

همراه شو عزیز...
اگه ميخواين امتحان كنين و راست ميگين يه مجوز راهپيمايي بدين تا خوب بفهمين كه جنبش سبز چقدره
؟!!!!!!
بیشین بینیم بابا!
به جای این تحلیل های الکی یک مجوز سراسری بدین تا ببینین ایران چجوری سبز میشه... از طرقبه
با سلام به همهٔ هموطنان

واقعاً متاسفان وقتی مبینم چطور به جان هم می افتیم.

امیدوارم یه روزی بیاد که بسیجیها وسبزا و چپها و راستها و... همه در صلح و احترام به عقایده همدیگر زندگی کنیم.
تور را به خدا بیایید به فکر جوانهایمان باشیم. این صف کشی ها را کنار بگذارید.
من موندم كه آخه اين جنبش سبزها كي مي خوان از توهم بيان بيرون؟
باخداباشيد ودست از اختلاف برداريد
جنبش سبز نه - جنبش فودالها
به خاطر همین هست که در دنیا سر و صدا انداخته. کدام فقیر پول دارد و می تواند به خارج برود تا در رسانه های خارجی جنبش سبز را تبلیغ کند!
یادتان باشد صدای فقرا از مرز سکونتشان فراتر نمی رود.
ديكتاتوري محض است كه نور را از چراغ پي سوز طلب كنيم و از منبع نور حقيقي غافل شويم
آفتاب آمد دليل آفتاب / گر دليلت هست از وي رخ متاب !!؟
آراء انتخابات روشن كرد هر بيدار دلي را ..
عزیزم تو از توهم بیا بیرون نه جنبش
ياحسين ميرحسين
اهای شمایی که مخالف جنبشین چشمهاتونو باز کنین
نظرات کاربران:
* نام:
ايميل:
* نظر: