کد خبر: ۶۰۱۱۷
تعداد نظرات: ۱۳ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۳۹۱ - ۱۵:۲۱
سید سبحان بطحایی در وبلاگ خود نوشت:

مقدمه اول :ما یک مبحثی داریم که می گوید هرکس برای اظهار نظر در هر مسئله ای باید شأنیت ورود به آن مسئله را داشته باشد.مثلا کسی در رشته ی تاریخ تحصیل کرده و در این زمینه ضاحب نظر است شأنیت ورود به مسئله ی عمران و ساختمان سازی را ندارد و نمی تواند نظر تخصصی در این رابطه بدهد که مثلا بهتر بود این ساختمان را بتنی کارمیکردید و چرا فلزی کارکردید؟! البته این نکته مغفول نماند که هرفردی می تواند در رابطه با مسائلی که به مربوط است نظر بدهد ، مثلا این آقا حق دارد بگوید که چرا طراحی داخلی این خانه این طور است و … ، اما حق اظهار نظر در مسائل تخصصی و … را ندارد چون شأنیت ورود به این مسئله را ندارد.

مقدمه دوم : ما یک مثلی در فرهنگ ایران داریم که وقتی کسی در مسائلی که شأنیت ورود به آن را ندارد ، دخول می کند و در مسائلی که به او مربوط نیست ورود می کند ، دیگر افراد او را مذمت کرده و می گویند :”پایش را از گلیمش دراز تر کرده” یعنی از حق خود فراتر رفته است.

  مبحث اسلام و اسلام شناسی ، با توجه به جایگاه آن ، حساسیت و … نیز دارای شأنیت است. و با توجه به  مقدمه هرکسی حق دخول و اظهار نظر در مورد آن را ندارد. اظهار نظر و بحث در مورد اصل و فروعات و شاخه های اسلامی هم مانند سایر علوم نیاز مند تخصص است. پس اظهار نظر هر غیر متخصصی با هر کیفیتی مردود است. زیرا اساسا شأنیت ورود به مسئله را نداشته است.

  علم فلسفه یکی از فروعات مجموعه ی علوم اسلامی است. لذا ورود و اظهار نظر به هرنحوی در باره این علم تنها به عهده تخصصان این علم است. چه این اظهارنظر در باب اصل وجود و ذات فلسفه باشد و چه در فروعات آن. کم هم نیستند علما و فضلایی که به این مبحث و ورود پیدا کرده و بحث علمی می کنند و اظهار نظر متخصصانه و عالمه می نمایند. اساسا ورود فلسفه به مجموعه ی دین و تحت عنوان فلسفه ی اسلامی خود نیز از مجموعه مباحثی است که از دیرباز علما و فقها و فضلای دینی به این مبحث ورود پیدا کرده اند و بر سر این موضوع بحث می کنند و هنوز هم عده ای ورود فلسفه به مباحث دینی را مردود و عده ی دیگر مفید می دانند و نکته ی مهم این است که این مبحث اساسا یک مبحث علمی است و با توجه به دو مقدمه شأنیت دارد.

  در چند سال اخیر ،مباحث جدیدی در جامعه مطرح شد و مردم طالب فراگیری و کسب اطلاعاتی در مورد آن شدند از جمله مباحثی مانند شیطان پرستی و فراماسونری. البته نا گفته نماند این مباحث از دیر باز وجود داشته اند اما جدیدا در جامعه ی ایران مطرح شدند. متاستفانه خلاء علما و افرادی که در این زمینه صاحب نظر هستند و شأنیت ورود به این گونه مباحث را دارا هستند را افرادی پر کرده اند که نه تخصص لازم را دارند و نه جنبه آن را. این افراد که توانسته اند جریان های سیاسی را پله ترقی خود کنند و به اصطلاح موج سواری کنند و در جامعه جایگاهی و تریبونی کسب کنند ، به راحتی پا از گلیم خود فراتر گذاشته و در هر مبحثی دخول می کنند. از تحولات منطقه و تحلیل سیاسی گرفته تا نظریات اقتصادی و مباحث فلسفی.

متاستفانه عموما این افراد به علت عدم وجود جنبه و خودسازی ، به اصطلاح امر به آن ها مشتبح شده و به خود اجازه می دهند در هر امری دخول کنند.

یکی از خبرهایی که جدیدا در سایت های خبری قرار گرفته است مربوط است به سخنرانی یکی از این دوستان که طبق اطلاعات این سایت ها در سال ۱۳۸۹ و در دانشگاه اصفهان برگزار شده است. این آقا که نه تنها مدرک دکترا ، بلکه دیگر مدارج علمی ایشون در هاله ای از ابهام است (۱) به مبحث مهمی مانند فلسفه خصوصا فلسفه اسلامی وارد می شوند و آن را آکنده از التقاط می خوانند.

ایشان در بخش دیگر از این صحبت ها به افرادی مانند علامه شهید استاد مطهری و علامه طباطبایی را متهم به جهل به موضوع علم فلسفه می کنند. در بخش دیگر ایشان مدعی می شوند که فارابی و ابن سینا و ملاصدرا و … تاکنون اشتباه کردند و در بخشی دیگر ادعا می کنند که پخش برنامه ی تلویزیونی تفسیر تسنیم در جامعه بی تاثیر بوده و عملا تمام تلاش ها و مجاهدت های علمی علامه جوادی آملی را بی فایده می دانند.(۲)

جدا از درست و غلط بودن مطالب گفته شده ، ایشان اساسا شأنیت ورود به این مسئله را ندارند. که خود را هم ردیف علامه طباطبایی و شهید مطهری و آیت الله جوادی آملی و … قرار بدهند و در این مباحث اظهار نظر کنند.

البته احتمالا جهت گیری های سیاسی ایشان اجازه نداده به امثال آیت الله مصباح یزدی نیز حمله کنند( که ایشان نیز از فیلسوف های بزرگ دوره ی ما می باشند) و الا دریغ نمی کردند.

متاستفانه وجود این نوع اظهار نظر ها ، حاکی از وجود یک نوع بیماری اجتماعی در جامعه ایران است که به اصطلاح یک شبه بعضی از افراد را بزرگ می کنند و دکتر خطاب می کنند و به آن ها تریبون می دهند ، با آن ها مصاحبه می کنند و آن ها را رسانه ای می کنند.

البته نقش رسانه ها به ویژه صدا و سیما را در بوجود آوردن این گونه ناهنجاری های اجتماعی نمی توان نادیده گرفت.

ناگفته نماند مباحثی از این قبیل مانند هویت فلسفه و … هم اکنون در مراکز علمی و توسط صاحب نظران و متخصصان این علم و فن مورد توجه قرار گرفته که می توان به مناظران آقایان میلانی ، غرویان ، نصیری و … اشاره کرد.

 

1 : مصاحبه با حجت الاسلام مجتبی ذوالنور / خبرگزاری جمهوری اسلامی . لینک

۲ : فایل صوتی منتشر شده از ایشان + خبر  لینک ۱ لینک ۲

* اصل این مقاله برای توجه به این گونه اشخاص نبوده و فقط اشاره به یک ناهنجاری اجتماعی دارد.


مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۹
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱۳
محمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۱/۱۸
5
19
مخالفت با فلسفه در عالم تشیع با آقای عباسی آغاز نشده است بلکه اصولا قاعده در تشیع مخالفت با فلسفه و عرفان صوفیانه بوده است و دفاع از ان استثناء بوده است. هشام بن حکم شاگرد برجسته امام صادق اولین ناقد و مخالف ارسطو در عالم تشیع بودن است . حتی همین امروز اغلب مراجع تقلید شیعه مخالف فلسفه و عرفان هستند. لذا کسانی سعی نکنند باب بحث و گفتگو را در نقد و فلسفه و عرفان ببندند و خفقان فکری ایجاد کنند. مقام معظم رهبری نیز سخت مخالف هر گونه خفقان فکری هستند. پس اگر مدافعان فلسفه اهل تحقیق و تعقل و آزاد اندیشی هستند اجازه بدهند افراد نظرات خودشان را مطرح کنند.
بنده خبر دارم که آقایان اهل فلسفه اغلب از مناظره و گفتگو فرار می کنند و این قطعا راهش نیست. با اتکای با شخصیتها هر چه بزرگ و محترم باشند نمی توان و نباید باب گفتگو و اجتهاد فکری و عقیدنی را بست.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۱۰ - ۱۳۹۱/۰۱/۱۸
6
14
هرجا کم میارید منتقدینتان را میکوبید. وقتی ملاک شما برای حقانیت کسی فقط مدرک اوست پس ابوعلی سینا به خاطر توانایی هایش و نبوغ بالایش در هیچ کلاس درسی جایی نداشت. چون هیچ کس پاسخگوی سوالاتش در زمینه ی علوم متعدد نبود، چه کسی مدرک به او داد، غالب اندیشمندان اسلامی و حتی غیر اسلامی برای بیان حرفها و اندیشه های نو همواره مورد هجوم بوده اند. مدرک گرایی درد امروز و دیروز نیست. در این مملکت یکی نفر حرف نو میزند، که آنهم متهم است به فرمایشاتی از این قبیل.
آژو
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۱/۱۹
5
11
بعیده که پارسینه دلش واسه فلسفه اسلامی سوخته باشه اما چیزی که صدرایی ها و پارسینه نمیدونن تسلط عباسی بر فلسفه و چارچوب تفکر در قرآن است...
fdx
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۱
2
9
دکتر حسن عباسی در ماه حدود 60 جلد کتاب مطالعه میکند اگر نمیدونستید بدونید!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۲
0
7
در یکی از این انتقادات بیان شده بود که کسانی که آقای عباسی در بینشان صحبت می کند یکسری افرادند که سطح سواد آنچنانی ندارند. لازم به ذکر است کسانی که مباحث ایشان را دنبال می کنند اکثرا بچه های تاپ رشته های مختلفند و حتی کسانی که خود رشته فلسفه خوانده اند در این بین کم نیستند لذا نمیتوان با بی تقوایی تمام ،انگ بی سوادی و ناآشنا با فلسفه بودن به ایشان زد
outlaw
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۴
3
5
حیف عباسی که برای این متحجرا نظریه پردازی میکنه
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۶
2
3
سلام
دکتر عباسی هم یک انسان است و ممکن است اشتباهاتی را مرتکب شده باشد.

خلاصه ای از شغل و تحصیلات ایشان از سایت راسخون:

شغل:
عضو هيات علمی دانشگاه
مسئوليت:
رئيس مرکز بررسی های دکترينال امنيت بدون مرز ايران
تحصيلات:
ليسانس در علوم سياسی
فوق ليسانس در روابط بين المللی
PHD در امنيت ملی با گرايش دکترين و خط مشی علوم استراتژيک
برد تخصصی از انگليس
تحصيلات ميان رشته ای
اقتصاد
جامعه شناسی
علوم نظامی(دريايی، زمينی، عمليات ويژه، انتظامی)
مديريت(عمومی، دولتی، استراتژيک)
فلسفه اسلامی، فلسفه غرب

خوب با این وصف نمی توان گفت که ایشان همینطوری نظری را بیان کرده اند. بهتر است اساتید فلسفه یا یکی از شاگردان ممتازشان با ایشان مناظره ای دوستانه داشته باشند تا ما هم ببینیم و حق را در یابیم.
در ضمن حجت الاسلام مجتبی ذوالنور هر حرفی زدند که که مدرک نمی شود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۷
3
2
چطور اونوقت فلاسفه اجازه ورود به هر مبحثي را دارند و براي خود همچنين شآنيتي قايل مي شوند
خادم الزهرا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۵
3
3
فلسفه همواره مورد هجوم بسیاری از فقها و متشرعین بوده و هست.بحمدالله امروز هم بت امثال ابن عربی و ملاصدرا در حال شکسته شدن است.خیلی خوب می شود اگر طرفداران فلسفه ابتدا صلاحیت خود را برای دخول به مباحث دینی ثابت کنند بعد صلاحیت دیگران را رد کنند.ما اصلا فلسفه را دارای صلاحیت برای اظهار نظر در مباحث دینی آن هم دین تشیع با این همه منابع روایی و وحیانی.عرفا و صوفیان لطف کنند بروند در همان خانقاه هایشان بچپند!!!خوب نیست آدم پایش را از گلیمش دراز تر کند.
پاسخ ها
نمک
| Iran, Islamic Republic of |
۱۷:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۴/۲۱
احسند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۶
3
2
هر کسی با فلاسفه مخالفت می کند سریعاً می گویند این التقاط است. خوبه فلاسفه این رو دارن وگرنه چه کار می کردن؟!
مرتضی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۹ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۹
3
2
با توجه به سطح معمولات بالای دکتر عباسی این حرف که ایشان شانیت ورود به مباحث این چنینی را ندارند را قبول ندارم .ضمنا در صورتی که این ادعا میشود چرا بجای این کوبیدنها از ایشان دعوت به مناظره نمیشود.
یوسفی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۴ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۵
0
0
بسمه تعالی
فلسفه اگر به معنای تفکر عقلانی به مسائل باشد نقدی بر آن نیست و مورد تأکید خداوند در قرآن است اما اگر به معنای این باشد که تمام مسائل را عقل میتواند و باید پاسخ دهد حتی با وجود محدود بودن میزان عقل بشر و کمی ماده و اطلاعات از تمامی موضوعات آنچنانی که فلاسفه از دوران کهن تا به الآن به آن پرداخته اند این موضوع است که عده ای با فلسفه مخالفت میکنند دلیل آن هم اشتباهات فاحش فلاسفه گذشته در دوران کهن یا دوران نه چندان دور و اختلافات فلاسفه با هم است چرا که عقل توانایی کامل در حل همه مسائل، یا مسائلی را که ماده و اطلاعاتش کم است را ندارد . اما فلاسفه اصرار دارند تا پاسخ آن مسائل را بدهند و مثالش میشود فیل شناسی در شب . مانند اینکه بعضی از فلاسفه معتقد به قدیم بودن عالم یا عالم مادی به همراه قدیم بودن ذات خداوند متعال هستند. با وجود اینکه هم محال است جز خداوند چیزی مساوی با او قدیم باشد و هم صراحت خداوند در ایجاد خلقت و بیان خلقت در آیات قرآن ، چرا که معتقدند صفت فیاض بودن خداوند زیر سوال میرود . این همان مطلبی است که ابتدا بیان کردم عقل و اطلاعات محدود توان پاسخ به هر سوالی را ندارد اما فلاسفه اصرار دارند جواب داده شود .
دوم اینکه علم فلسفه بقول دکتر عباسی نتیجه و حاصلش در سعادت دنیوی و اوخروی بشر چیست چرا که زحمت و تلاش و عمر بسیاری میطلبد ، منکر مفید بودن آن نیستم اما تلاش بسیار برای حاصل نه چندان زیاد .
کدام یک از انبیاء و اولیائ الهی اینگونه که فلاسفه فلسفه را فرا میگیرند و یاد میدهند در سابقه فعالیتشان و تعالیمشان است .
منکر فلسفه نیستم اما فیل شناسی در شب بنام عقل گرایی اشتباه است.
در پاسخ به جناب بطحایی باید گفت فرار از پاسخ بنام نداشتن تخصص طرف مقابل ضعف خود شخص را آشکار میسازد اگر کسی تخصصی در موردی نداشت اما متخصص هم پاسخی یا دفاعی برای سوال نداشت ، میتواند به این استناد ضعف خود را بپوشاند یا از مورد مطرح شده دفاعی داشته باشد ؟
شما پاسخ بدهید و از سوال با استناد به نداشتن مدرک و تخصص طفره نروید .
در ضمن جناب رحیم پور که علامه ها در پای سخنان ایشان مطلب میآموزند دارای چه مدرکی است ؟ یا حضرت رسول (ص) و حضرت علی (ع) دارای کدام مدرک دکترا یا سطوح حوزه هستند ؟ و از نظر شما هرکس چند کتاب را برای نمره خواند و برای نمره امتحان داد با سواد است و از لحاظ فلسفی محال است کسی بصورت خود خوان و زحمت شخصی دانشمند یا فرا تر از علامه شود؟
نام:
ایمیل:
* نظر:
روایت تصویری
نگاه دوم
تازه ها از هر سو
عکس خبری
دانلود و نرم افزار
ادبیات و شعر
موسیقی و فیلم
آگهی استخدام
آرشیو نرخ روز
پربازدید ها
نظرسنجی
با تغییر وزیر کشور در دولت دوازدهم موافق هستید؟
بله موافقم
خیر موافق نیستم
آخرین اخبار