گوناگون

چرا ارسطو درخواست دوستی مرا در فیس بوک نمی‌پذیرد؟!

چرا ارسطو درخواست دوستی مرا در فیس بوک نمی‌پذیرد؟!

پارسینه: آیا دوستان ارسطو در فیس بوک می‌توانستند به واقع دوستان او باشند؟

* Alan Rolle
** ترجمه: امیرحسین آقانوری

آیا دوستان ارسطو در فیس بوک می‌توانستند به واقع دوستان او باشند؟ من تا امروز در صفحه فیس بوک خودم ۱۲۸ ارتباط (contact) دارم، که هریک به طریقی - کما بیش - با من در ارتباط هستند. با گروهی از آن‌ها رابطه قلبی عمیق دارم و با برخی شاید تنها کمتر از ۲ ساعت در میهمانی که ماه‌ها از آن می‌گذرد گپ و گفتی داشته‌ام و حتی با عده‌ای ۱۰ سالی می‌شود که صحبت نکرده‌ام. از نظر فیس بوک همه آن‌ها دوستان من به حساب می‌آیند. (منتظر روزی هستم که بالاخره یک سایت برای من درخواست دشمنی یا سزای دشمنی بفرستد.) ولی در نگاه دقیق‌تر، متوجه شدم عنوان دوست دچار نوعی ابهام و کژفهمی شده است. چگونه می‌توان تمامی این افراد را دوست خود دانست. من حتی زمان آن را ندارم که با افراد زیادی در تماس باشم. از این گذشته همه به برای برقراری رابطه دوستی باایشان روی خوش نشان نمی‌دهند.

بازهم اگر جزئی‌تر نگاه کنیم علاوه بر پیام‌های پیش پا افتاده و بی‌مایه‌ای که افراد به عنوان «در چه فکری هستی» می‌گذارند - که می‌تواند نکاتی شخصی درباره خودشان باشند (فارغ از جنسیتشان) بازی‌های مجازی مختلف، هواداران گروه‌های متفاوت از هرآنچه شما دوست داشته باشیدیا انواع مختلف آزمون‌ها و پرسش‌ها و... هم در فیس بوک یافت می‌شود. شما می‌توانید همه آن‌ها را برای دوستان خود بفرستید و چه افتخاری نصیب من شده که به دفعات برای پیوستن به جنگ‌های مافیایی دعوت شده‌ام. حتی یک بار شخصی پیشنهاد کرد که کار در مزرعه را شروع کنم، درحالیکه هیچ علاقه‌ای به دوشیدن شیر گاو و پرورش محصول ندارم. حتی آنقدر خوش اقبال بوده‌ام که براساس پاسخ‌هایم به مسابقه فیلم به من گفته شده چه کسی باید نزدیک‌ترین دوست من باشد.

ای فیس بوک،‌ای پیشگوی دلفی کوچک من!

اما با وجود آنکه می‌توان از این طریق ارتباط خود را با بسیاری حفظ کرد، فکر نمی‌کنم عنوان دوست انتخاب مناسبی باشد. اگر جانب احتیاط را نداشته باشیم این سیستم‌ها می‌توانند روابط را به سطحی‌ترین شکل تنزل دهند. در آن صورت روابط می‌توانند نه برای خود دوستی که برای لذت و منفعت. هیچیک از این دوستان مجازی در بحران‌ها و تنش‌های عاطفی با من همراه نبوده‌اند و هرگز کمکی نکرده‌اند.

ارسطو در دفتر هشتم از اخلاق نیکوماخوسی (۳۵۰ قبل از میلاد) سه شکل مختلف دوستی را از یکدیگر تشخیص می‌دهد:

۱- دوستی‌های مصلحتی: شما با شخص تا زمانی رابطه دارید که به کارتان می‌آید و هرگاه شخص از رساندن خدمات سرباز زند شما دلیلی برای حفظ رابطه با او ندارید. من به آرایشگر خود هرگاه احتیاج به اصلاح دارم سر می‌زنم. هیچ وقت او را به صرف چای سبز، کافه یا گفتگو درباره آخرین فیلم تارانتینو دعوت نمی‌کنم. هرچنداگره‌مان شخص بتوانددرموردتارانتینو، فلسفه ویا هریک ازدلبستگی‌های من صحبت کند، من هم سراپاگوش خواهم بود.

۲- دوستی برای تفریح و خوش گذرانی: شما با شخص تا زمانی رابطه دارید که نقاط مشترک دارید، در واقع از مصاحبت یکدیگر لذت می‌برید. بنابراین شما - علاوه بر مصلحت اندیشی -چون یکدیگر را سرگرم می‌کنید مایلید با هم دوست باشید و اگر شیرینی این دوستی به ترشی گراید از هم فاصله خواهید گرفت. بطور قطع من هیچ علاقه‌ای به معاشرت با کسی که می‌خواهد پیرامون جراحی زگیل و یا هموروئید صحبت کند ندارم.

۳- دوستی برای دوستی: از نظر ارسطو این شکل از دوستی عالیترین گونه آن است. شما دیگر به دنبال منفعت و خوش گذرانی نیستید، بلکه تنها فرد را به خاطر خودش می‌پذیرید - به این مفهوم که تمام وجوه آن شخص را قبول می‌کنید - مهم نیست چه هستند. به هر حال شما می‌خواهید این دوستی را حفظ کنید چون نظر خوبی نسبت به فرد دارید.

ارسطو سومین نوع دوستی را پیچیده‌ترین نوع برقراری رابطه می‌داند هرچند از نظر او با دوام‌ترین نوع آن هم هست. دو نوع اول رایج‌تر هستند اما خیلی سریع‌تر نیز به سردی می‌گرایند، چون نیاز‌ها و تمایلات [پیوسته] تغییر می‌کنند.

دوستی‌های فیس بوکی تأکید زیادی بر تفریح و منفعت دارند. روشن است که بازی‌ها و سرگرمی‌های افراد بر پایه تفریح است و وقتی که شما انبوهی از ارتباط‌ها را حفظ می‌کنید (حتی با آنهایی که چشم دیدنشان را ندارید)، آن‌ها شکل مصلحتی به خود می‌گیرند. چون به عنوان مثال شما دوست دارید چهره محبوب به خود داشته باشید یا ممکن است از طریق آن‌ها با افراد دیگری در تماس باشید و یا هنر یا قلم توانای خود را به آن‌ها نشان دهید.

صمیمی‌ترین دوستان من آن‌هایی نیستند که در مسابقه فیلم پاسخ‌های مشابه یا نزدیک به من ارائه کرده‌اند یا برای عضویت در فلان گروه هواداران برای من درخواست فرستاده‌اند، بلکه آنهایی هستند که هرگاه نیازمند یاری هستم می‌توانم به ایشان اعتماد و تکیه کنم و آن‌ها نیز در مقابل به همین گونه به من اطمینان دارند. شما با دوست واقعی خود پیشینه دارید. نه تنها دیدگاه‌هایتان مشترک است، بلکه خصوصیات شخصی یکدیگر را به چالش می‌کشید و از دل آن توانایی‌های بالقوه خود را بیرون می‌کشید. شما به وجود یکدیگر وابسته هستید، و برای هم از حوزه‌های شخصی‌ای پرده بر می‌دارید که نمی‌توانید با سایرین در میان بگذارید. شما زندگی خود را برمبنای گوش بودن، توجه کردن، مشارکت کردن و بخشیدن سرمایه گذاری می‌کنید.

برای من ست قلم‌موهای خوشنویسی چینی که دوستم از سفر چین سوغات آورده ارزش و الفتی بیشتر از هر هدیه مجازی دارد که از افراد مختلف بی‌هدف وبه صورت گذرابه دست من یا هزاران مثل من رسیده است. ممکن است که در این عالیترین نوع دوستی تفریح و مصلحت هم باشد ولی‌‌ همان هم از حفظ این رابطه سرچشمه می‌گیرد. بنابراین من با استفاده از حکمت/خرد ارسطو فیس بوک را نه به عنوان جایگزینی برای دوستی بلکه تنها به منزله ابزاری برای دوستی در نظر می‌گیرم.

منبع: انسان‌شناسی و فرهنگ

ارسال نظر

  • ناشناس

    فیس بوک چی هست؟ من تا حالا نشنیده بودم.

  • ابراهیم از بهارستان

    خیلی از سیاسیون در ایران هم فیس بوک دارن خب من هم دارم

  • مسلم

    جالب بود

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار