* پایگاه خبری-تحلیلی پارسینه** سرویس تحلیل و بررسی خبر سایت اصولگرای «بولتننیوز» در تاریخ
۲۴ بهمن گزارشی با عنوان «آیا خاندان هاشمی قبل از انقلاب ثروتمند بودند؟»
منتشر کرده است. بولتننیوز در این گزارش به بررسی کمّ و کیف سخنان اطرافیان و گفتههای آقای هاشمی رفسنجانی پیرامون داراییهای وی قبل و پس از انقلاب اسلامی پرداخته است.
در بخشی از این گزارش آمده است:
«باید گفت اکبر هاشمیرفسنجانی در دوران مبارزه با رژیم طاغوت هیچگاه دارای ثروت شخصی آنچنانی نبوده است و چنانچه ادعای مهدی رفسنجانی درباره زمینداری پدرش در دوران طاغوت صحت داشته باشد باید گفت به استناد اسناد متقن تاریخی ثروت او در سایه کمکهای دریافتی برای پیشبرد انقلاب اسلامی به دست آمده از اموال وقفی اشخاص دوستدار انقلاب اسلامی بوده است. غیر قابل انکار است که اکبر هاشمی رفسنجانی تا اواخر دهه 40 یک زندگی کاملا معمولی طلبهای داشته که برای گذران زندگی مجبور به اجاره زمین وقفی از ابوالفضل تولیت بوده است. طبیعی است چنانچه او دارای دارایی آنچنانی بوده باشد هرگز اقدام به اجاره زمین 250 متری از اشخاص دیگر نمیکرد.»
به گزارش
پارسینه، سایت بولتننیوز طی گزارش خود دو مدّعا را مورد سؤال قرار داده است: یک؛ هاشمی رفسنجانی پیش از انقلاب صاحب ثروت بوده است. دو؛ وی این ثروت را از طریق خانواده و به طریق شخصی دارا بوده است.
بررسی مدّعای دوم میتواند موضوع تحقیقی مجزّا و جالب توجه باشد، اما برای کشف صحت سؤال اول، پارسینه به بازخوانی وصیتنامهٔ تاریخی آیتالله خامنهای میپردازد که در سال 1342 نگاشته شده است و دو سال پیش توسط سایت خبری آیندهنیوز (به مدیر مسئولی فؤاد صادقی) منتشر شد. تصویر وصیتنامه ضمن شرحی که رهبر انقلاب خود بر ماجرای چگونگی نوشتن آن گفتهاند ضمیمه شده است.
در این وصیتنامه که یک روز پس از واقعهٔ مدرسهٔ فیضیه در سال 42 و فضای تهدید روحانیون انقلابی نوشته شده است، آیتالله خامنهای از افرادی حلالیت میطلبند و در ضمیمهٔ آن، صورت قرضهای خود از دیگران را نگاشتهاند كه از جملهٔ این افراد، آقایان شیخ حسن صانعی و مرحوم علی حجتی كرمانی هستند. طبق نوشتهٔ ایشان، بیشترین قرض ایشان به آقای هاشمی رفسنجانی بوده است.
در این وصیتنامه آمده است:
«دارائی مالی من در حكم هیچ است،و لی كفاف قرضهای مرا میدهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت میكنم كه از فروش كتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر كسی هم كه مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول كنند و ادا نمایند...»
در قسمت ضمیمه مبلغ 32 تومان به عنوان میزان قرض آیتالله خامنهای به آقای رفسنجانی ثبت شده است.
رهبر انقلاب در شرح این مورد میگویند:
«بیشترین پولی را كه من آن زمان مقروض بودم، به آقای هاشمی بود. چون وضعش نسبتاً خوب بود، از او قرض میكردیم.»گزارش ماجرای وصیتنامه از زبان رهبر انقلاب، ابتدا در فصلنامه 15 خرداد منتشر شده و مجدداً در فصلنامه «یاد» بازنشر شده است.
با توجه به این نقل، اگرچه هنوز میتوان به منابع داراییهای هاشمی رفسنجانی و یا چگونگی افزایش آن پرداخت، اما اطمینان از آنکه وی قبل از انقلاب نیز از مکنت مالی برخوردار بوده است حاصل میشود.
گفتنی است که رهبر انقلاب در خطبهٔ معروف 29 خرداد 88 نیز در توصیفی از هاشمی رفسنجانی و کمکهای اقتصادی وی به جریان انقلاب اسلامی ایران اذعان داشتند:
«آقای هاشمی را همه میشناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهای بعد از انقلاب نیست؛ من از سال ۱۳۳۶ -یعنی ۵۲ سال قبل- ایشان را از نزدیک میشناسم. آقای هاشمی از اصلیترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدی و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزی انقلاب از مؤثرترین شخصیتهای جمهوری اسلامی در کنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد. اینها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهای زیادی داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهای دیگری داشت. در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش از انقلاب یک اندوختهای درست کرده باشد. اینها یک حقایقی است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.»
امام خمینی (ره)
«…نیازی که ما به نیروهای خارج داشتیم، این بود که به عنوان پایگاه هایی مطمئن صدای ما را به دنیا برسانند، نیروهایی را که امکان ماندنِ آنها در ایران نیست، جذب کنند و یا احیاناً نیروهایی را برای پاسخ به پاره ای نیازها به داخل بفرستند.
ایجاد چنین پایگاه هایی در خارج، نیاز به سرمایه دارد که تأمین آن را نمی شد از نیروهایی که در خارج بودند، انتظار داشت. آنها یا دانشجویانی بودند نیازمند، یا کسانی که از ایران در جریان مبارزه فرار کرده بودند… کاری که ما بعد از آن سفر اوّل (به خارج) انجام دادیم، عمدتاً جلب حمایت آقای تولیت بود. مرحوم تولیت، در متن مبارزات علیه رژیم پهلوی حضور داشته و در جریان کاپیتولاسیون در تهیه اخبار و اسنادی که به خدمت حضرت امام (قدس سّره) ارائه شد، نقش مهم و اساسی داشت ،ایشان امکانات مالیِ زیادی داشت، بچه هم نداشت. فردی بود روشنفکر و از نظر اعتقادی هم بیشتر جریان مبارزه اسلامی را قبول داشت. او آماده شد که همه ثروت خود را وقف مبارزه بکند، به عنوان تأسیس حکومت اسلامی.
برای این منظور مؤسسه ای تأسیس کردیم، اساسنامه آن را نوشتیم و هیأت مدیره ای تعیین کردیم که من خودم عضو آن بودم. تولیت همه ثروت و اموالش را – به استثنای خانه تهران، خانه سالاریه قم و مقداری برای گذرانِ زندگی شخصی – در اختیار گذاشت…
به هر حال، پول زیادی ـ در مقیاس آن روز ـ از طریق فروش زمین و سایر مستغلات فراهم شد. پولی هم ایشان حواله کرده بود به خارج و خود تولیت هم سفری به خارج کرد که مصادف با همان سفر دوم من به خارج از کشور بود و یکی از برنامه های این سفرِ من، گفت و گو با ایشان بود و بعضی کارها را مشترکاً تنظیم کردیم.
با استفاده از این امکانات سعی شد در خارجِ از کشور سرمایه گذاریهایی بشود که با تکیه بر درآمدهای آن، نیازهای نیروها و پایگاه های ما در لبنان، عراق، اروپا و آمریکا تأمین شود و اگر در داخل کشور هم نیازهایی پیش آمد، به حل مشکلات داخل هم کمک شود. مرحوم تولیت در قم زمینهای زیادی داشتند، برای استفاده مناسب از آنها و به کمک دوستان ما شرکتی به نام «دژساز» تأسیس شد. به سرعت قیمت زمینها بالا رفت که امکانات زیادی در اختیار هیأت مدیره خیریه قرار می داد.
آیت الله هاشمی درباره گرایش مرحوم تولیت به سمت نهضت آزادی و سرنوشت وی می گوید: «پس از بازگشت من از اروپا و دستگیری و زندانی شدنم، با استفاده از روابط صمیمانه آقایان تولیت و [احمد] صدر حاج سید جوادی، تغییراتی در هیأت مدیره به سود نهضت آزادی انجام شد. هر چند که حضور من محفوظ بود، اما دوستانی را که برای ما بیشتر مورد اعتماد بودند ـ مثل آقای باهنر ـ کنار گذاشتند... در روزهایی که امام پاریس بودند، مرحوم تولیت، اموال خود را در اختیار ایشان گذاشته بود. امام هم اختیارات را به هیأتی سه نفره ـ مرکب از من و آقایان منتظری و مطهری ـ داده بودند که آقای عراقی مأمور شده بود این خبر را به ما برساند… .» ...
«…نیازی که ما به نیروهای خارج داشتیم، این بود که به عنوان پایگاه هایی مطمئن صدای ما را به دنیا برسانند، نیروهایی را که امکان ماندنِ آنها در ایران نیست، جذب کنند و یا احیاناً نیروهایی را برای پاسخ به پاره ای نیازها به داخل بفرستند.
ایجاد چنین پایگاه هایی در خارج، نیاز به سرمایه دارد که تأمین آن را نمی شد از نیروهایی که در خارج بودند، انتظار داشت. آنها یا دانشجویانی بودند نیازمند، یا کسانی که از ایران در جریان مبارزه فرار کرده بودند… کاری که ما بعد از آن سفر اوّل (به خارج) انجام دادیم، عمدتاً جلب حمایت آقای تولیت بود. مرحوم تولیت، در متن مبارزات علیه رژیم پهلوی حضور داشته و در جریان کاپیتولاسیون در تهیه اخبار و اسنادی که به خدمت حضرت امام (قدس سّره) ارائه شد، نقش مهم و اساسی داشت ،ایشان امکانات مالیِ زیادی داشت، بچه هم نداشت. فردی بود روشنفکر و از نظر اعتقادی هم بیشتر جریان مبارزه اسلامی را قبول داشت. او آماده شد که همه ثروت خود را وقف مبارزه بکند، به عنوان تأسیس حکومت اسلامی.
برای این منظور مؤسسه ای تأسیس کردیم، اساسنامه آن را نوشتیم و هیأت مدیره ای تعیین کردیم که من خودم عضو آن بودم. تولیت همه ثروت و اموالش را – به استثنای خانه تهران، خانه سالاریه قم و مقداری برای گذرانِ زندگی شخصی – در اختیار گذاشت…
به هر حال، پول زیادی ـ در مقیاس آن روز ـ از طریق فروش زمین و سایر مستغلات فراهم شد. پولی هم ایشان حواله کرده بود به خارج و خود تولیت هم سفری به خارج کرد که مصادف با همان سفر دوم من به خارج از کشور بود و یکی از برنامه های این سفرِ من، گفت و گو با ایشان بود و بعضی کارها را مشترکاً تنظیم کردیم.
با استفاده از این امکانات سعی شد در خارجِ از کشور سرمایه گذاریهایی بشود که با تکیه بر درآمدهای آن، نیازهای نیروها و پایگاه های ما در لبنان، عراق، اروپا و آمریکا تأمین شود و اگر در داخل کشور هم نیازهایی پیش آمد، به حل مشکلات داخل هم کمک شود. مرحوم تولیت در قم زمینهای زیادی داشتند، برای استفاده مناسب از آنها و به کمک دوستان ما شرکتی به نام «دژساز» تأسیس شد. به سرعت قیمت زمینها بالا رفت که امکانات زیادی در اختیار هیأت مدیره خیریه قرار می داد.
آیت الله هاشمی درباره گرایش مرحوم تولیت به سمت نهضت آزادی و سرنوشت وی می گوید: «پس از بازگشت من از اروپا و دستگیری و زندانی شدنم، با استفاده از روابط صمیمانه آقایان تولیت و [احمد] صدر حاج سید جوادی، تغییراتی در هیأت مدیره به سود نهضت آزادی انجام شد. هر چند که حضور من محفوظ بود، اما دوستانی را که برای ما بیشتر مورد اعتماد بودند ـ مثل آقای باهنر ـ کنار گذاشتند... در روزهایی که امام پاریس بودند، مرحوم تولیت، اموال خود را در اختیار ایشان گذاشته بود. امام هم اختیارات را به هیأتی سه نفره ـ مرکب از من و آقایان منتظری و مطهری ـ داده بودند که آقای عراقی مأمور شده بود این خبر را به ما برساند… .»