امروز در تاریخ
پارسینه: نظر «ژوستي ني ان» درباره ايرانيان، استقرار كميته دفاع ملي در كرمانشاه در 1916، يك نمونه از رادمردي كريمخان زند، مكاتبات تند مسكو و تهران
روزنامهٔ اطلاعات در ستون «امروز در تاریخ» نوشت:
نظر «ژوستي ني ان» درباره ايرانيان
«پروكوپيوس» مورخ رومي متولد فلسطين در يادداشتهاي روزانه خود، در ذيل روزي كه بعدا باتطبيق تقويمها معلوم شده دوم فوريه سال 553 ميلادي است نوشته است: امروز نسخه اصلي (دستخط خودش) تاريخي را كه نوشته ام و عنوانش را «جنگها» قرار دادهام به امپراتور «ژوستي ني ان» دادم.
پس از مروري كوتاه گفت: گرچه به سود ما ـ روميان ـ نيست و باعث تزلزل روحيه ميشود، اما جا داشت كه مينوشتي كه «ژوستينيان» عقيده دارد كه در خون پارسيان (سربازان ايراني) يك ماده اختصاصي وجود دارد كه باعث ميشود ترس نداشته باشند، بيباك و مغرور باشند و تسليم نشوند. اگر هم احياناً اسير شوند، برخلاف سربازان ساير ملل در برابر فاتح زانو نزنند و عجز و لابه نكنند.
با زور نميشود اسير ايراني را به بيگاري وادار كرد يا با شكنجه غرور و شخصيتش را شكست. من نميدانم ايران چه آبي دارد كه بذر «نهايت ميهندوستي» را در جان مردمش پرورش ميدهد و...پروكوپيوس تاريخ «جنگها» را در هشت كتاب نوشته و عمدتاً شرح جنگهايي است كه خود شاهد عيني آنها بوده و سه بخش از اين تاريخ اختصاص به سه جنگ «ژوستي ني ان» با ايران دارد.
بخشهاي ديگر مربوط به جنگهاي روم با «گوتها» و جنگهاي شمال آفريقاست.ژوستي ني ان همعصر خسرو انوشيروان بود.
استقرار كميته دفاع ملي در كرمانشاه در 1916
13 بهمن 1294 (2 فوريه 1916و در جريان جنگ جهاني اول) اعضاي كميته دفاع ملي كه با نزديك شدن نيروهاي روسيه به اراك، از قم و اصفهان رهسپار كرمانشاه شده بودند تا باكمك عثماني و آلمان در برابر نيروهاي متجاوز انگلستان و روسيه از وطن دفاع كنند وارد كرمانشاه شدند و والي ايالت را كه دست روي دست گذارده و براي دفاع در برابر تجاوز ساكت نشسته بود بيرون كردند. در همين روز نماينده آلمان با آنان در كرمانشاه ملاقات كرد و از ورود ژنرال «پرسي سايكس» با نيروي تازه نفس از هند به بندرعباس آگاهشان ساخت. در آن زمان عراق قسمتي از امپراتوري عثماني بود و عثماني كه در كنار آلمان و اتريش با روسيه و انگلستان و فرانسه در جنگ بود در آنجا نيروي نظامي داشت.
يك نمونه از رادمردي كريمخان زند
مورخاني كه تاريخ زنديه را نوشتهاند شكست محمدحسنخان رئيس وقت ايل مغولي قاجار را در جنگ با شيخ علي خان زند 13 بهمن سال 1136 هجري (2 فوريه 1758) ذکر کرده اند. در اين جنگ كه در مازندران، ناحيه اشرف (بهشهر) روي داد محمدحسنخان كشته شد و فتنه شمال پايان يافت.
شيخ عليخان سر بريده محمدحسنخان را به شيراز نزد كريمخان فرستاد كه اين رادمرد از اين عمل به خشم آمد و ضمن ارسال يك نامه توبيخ براي شيخ عليخان، دستور داد كه سر محمدحسنخان را با گلاب شستند و با تشريفات ويژه به خاك سپردند و برايش مراسم ترحيم رسمي (با شرکت مقامات) برپا داشتند.
مكاتبات تند مسكو و تهران
دولت وقت ايران 13 بهمن 1326 (2 فوريه 1948) به يادداشت اعتراضيه شديداللحن مسكو پاسخ داد و منكر عقد قرارداد نظامي محرمانه با آمريكا شد و مضافاً گله كرد كه مقامات مسكو مخالفان تماميت ارضي ايران از جمله مصطفي بارزاني و... را در خاك خود پناه دادهاند.مسكو در يادداشت خود به دولت ايران نوشته بود كه همكاري نظامي ايران با آمريكا امنيت شوروي را تهديد خواهد كرد و اين دولت را ناچار خواهد ساخت كه بر پايه مفاد قرارداد 1921 دو دولت عملاً به مقابله برخيزد.
ارسال نظر