گوناگون

تازه‌ترین غزل «آرش پورعلیزاده»


در من و دست‌هام تنهایی، در تو و چشم‌هات وعده وعید
در من این مشق‌های ننوشته، در تو این روزهای آخرِ عید

با تو بسیار می‌شود خوش بود مثل یک چیزِ غیرمنتظره
دیدنِ یک رفیق در غربت، نامه‌ی خانواده در تبعید

دلخوشِ تخمه و تماشایند، وسطِ آفتاب‌گردان‌ها
آفتابی نشو زیادگلم! بینِ این مردم ندید بدید

بی‌خودی فلسفه نباف به هم، من به یک گفتگوی ساده خوشم
گاهی از یک غزل قشنگ‌تر است، گفتن چند سطر شعر سپید

سرِ تو روی شانه‌های من است باید از فرصت استفاده کنم
گلِ من گاهی از گناه بترس: می‌شود گونه‌هات را ...

آرش پورعلیزاده . رشت

ارسال نظر

  • الهه

    زيبا لطيف عالي

  • ناشناس

    فوق العاده
    مخصوصا حذف قافیه تو مصرع آخر تاثیرشو چندین برابر کرده
    واقعا عالی

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار