به ارزش تاریخی یادداشتهایتان برای آیندگان بیندیشید.
*
مائده ایمانی

علم تاریخ به خاطرهنویسیها، شرححالها، سفرنامهها و انواع گزارشهای شخصی همان قدر مدیون است که به کتیبهها و تاریخنگاریهای رسمی. گزارشهای شخصی به جنبههایی از زندگی گذشتگان اشاره میکنند که تاریخنگاریها رسمی هرگز نمیتوانستند ما را از آن آگاه کنند. این آثار منابع ارزشمندی برای مطالعات میانرشتهای تاریخی (مانند جامعهشناسی تاریخی، روانشناسی تاریخی و غیره) هستند؛ در حالی که کتیبهها و رسائل تاریخی به دلیل تمرکز بر زندگی حاکمان و چشمپوشی از عامهٔ مردم در این باره کمتر کمک میکنند. گزارشهای شخصی در قرنهای اخیر که خواندن و نوشتن همگانیتر شده سهم بیشتری از روایت تاریخ را به خود اختصاص دادهاند. میتوان پیشبینی کرد که این سهم در آینده باز هم بیشتر شود و تعداد و ارزش آثاری که از ما برای آیندگان باقی میماند بیش از چیزی باشد که تا به حال باقی مانده است. بنابراین کسی که وقایع روزانهٔ زندگیاش را ثبت میکند خواه ناخواه بخشی از تاریخ را نیز روایت میکند.
اگر آثار شخصی و فردیِ ثبت خاطرات (مانند تخلیهٔ احساسات و عواطف، خودشناسی، افزایش مهارتهای نگارشی و غیره) به شما انگیزهٔ کافی برای خاطرهنویسی نمیدهد به ارزش تاریخی یادداشتهایتان برای آیندگان بیندیشید. در ادامه چند شیوهٔ ساده پیشنهاد میکنم که آغاز خاطرنویسی و ادامه دادن آن را سادهتر میکنند.

یک شروع هیجانانگیز ترتیب بدهید!
آغاز کار باید به قدر کافی جذاب باشد. به خودتان قلم و دفتری هدیه بدهید که از تماشای آنها لذت میبرید. همین طور میتوانید از کاغذهای کلاسوری زیبا استفاده کنید. اگر صندوقچههای چوبی قفلدار شما را به هیجان میآورند یکی بخرید و یادداشتهایتان را درون آن پنهان کنید. اگر تایپ کردن را به نوشتن با قلم ترجیح میدهید به یک وبلاگ شخصی فکر کنید. بلاگر و وردپرس این امکان را به شما میدهند که یک وبلاگ رمزدار داشتهباشید. همین طور میتوانید در یک وبلاگ بدون رمز، با نام مستعار بنویسید. اگر با اینترنت میانهٔ خوبی ندارید نرمافزار بسیار منعطف آفیس، وان نوت را امتحان کنید. حتا میتوانید یک ماشین تایپ دست دوم بخرید و یادداشتهایتان را مانند یک تایپیست قرن بیتم ماشین کنید. راحتی و جذابیت این روشها را با هم مقایسه کنید و راحتترین و جذابترین را برگزینید.
محدودیت ممنوع!
خودتان را در نوشتن آزاد بگذارید؛ هیچ قانونی دربارهٔ چیزی که خواهید نوشت وضع نکنید. هنگامی که از هیجان روزهای اول فاصله بگیرید، هر محدودیت کوچکی میتواند بهانهای برای رها کردن خاطرهنویسی باشد. باید حق داشته باشید هر چیزی را بدون توجه به ارزش ادبی و اهمیت و خوشایندی و ناخوشایندیاش ثبت کنید. باید در نوشتن هر چیزی که ممکن است بخواهید بنویسید آزاد باشید. لازمهٔ چنین چیزی این است که یادداشتهایتان امنیت کافی داشتهباشند و هیچ کس نتواند بدون اجازهٔ شما آنها را بخواند. میدانید که خواندن یادداشتهای خصوصی دیگران برای همه پر جاذبه است. پس از قبل دربارهٔ شیوهٔ امن نگهداری آنها فکر کنید.

سوژههای شخصی را دریابید
قرار نیست همهٔ اتفاقات هر روز را با همهٔ جزئیات ثبت کنید. این کار کسلکننده و زمانبر است و به زودی شما را از نوشتن زده میکند. به ثبت آنچه جذابتر یا مفیدتر است اکتفا کنید. حتا لازم نیست هر روز بنویسید. چنین الزامی –به خصوص اگر در روزهای پرمشغله برآن پافشاری کنید- بهانهٔ دیگری برای ننوشتن به دستتان میدهد. برای شروع به خودتان قول بدهید که اگر اشتیاق نوشتن به سراغتان آمد آن را ندیده نگیرید. یک قول شخصی کافی است؛ الزامات شدیدتر وضع نکنید؛ خودتان را برای یادداشتهایی که نمینویسید مجازات یا سرزنش نکنید.
به اتفاقاتی که مستقیما به خودتان مربوط نیستند نپردازید؛ مگر این که به یک دلیل شخصی به آنها علاقهمند باشید. میل به سهم داشتن در تاریخ نباید شما را به ثبت سرتیتر خبرهای روز سوق بدهد. این کاری نیست که بتوانید برای مدت طولانی با میل و رغبت انجام بدهید. اخبار کشوری و جهانی در آرشیو رسانهها ثبت میشوند و آیندگان خواه ناخواه از آنها با خبر خواهند شد. به خودتان، زندگی خودتان، و دنیای اطراف خودتان بپردازید. دبنال تجربه کردن باشید. از ارتباطات جدید، کتابهای جدید، یادگیری چیزهای جدید و مسیرهای جدید استقبال کنید. اگر تجربهٔ جدیدی برای بازگو کردن داشته باشید با میل بیشتری خواهید نوشت.
خاطرات دیگران را بخوانید
کتابهای زیادی از خاطران روزانهٔ افراد مشهور یا کسانی که در دورههای مهم تاریخی زندگی میکردند منتشر شده است. این آثار طیف وسیع و متنوعی را تشکیل میدهند که شما را دربارهٔ زمانها و مکانهای گوناگون آگاه میکنند. مطالعهٔ آنها به شما انگیزهٔ نوشتن و ایدههای جدید میدهد. آنها را بخوانید اما نه به همان شیوهای که رمانها را میخوانید؛ آنها را پیوسته و سریع نخوانید؛ هر روز یکی دو صفحه یا یکی دو خاطره بنویسید تا خواندن هر کتاب مدت زیادی طول بکشد.
«خاطرات آن فرانک»، «یادداشتهای روزانهٔ ویرجینیا وولف» و «خاطرات اعتماد السلطنه» نمونههای جالبی هستند.

بگذارید دیگران خاطراتتان را بخوانند
اگر خوانندهٔ ثابت و مشتاقی داشته باشید انگیزهٔ بیشتری برای نوشتن خواهید داشت. هرازچندگاهی بعضی از بهترین یادداشتهایتان را برای اعضای خانواده یا دوستان نزدیک بخوانید یا در وبلاگها و نشریات محلی منتشر کنید. به خصوص میتوانید یادداشتهای مربوط به دورههای خاص زندگی و اتفاقات خاص را منتشر کنید؛ مثلا یادداشتهای مربوط به یک سفر، یادداشتهایتان از روزهای بیماری یا انتقال از شهری به شهر دیگر یا برداشتهای شخصیتان دربارهٔ یک کتاب. انتشار نوشتهها به شما اعتماد به نفس خواهد داد و حتا ممکن است باعث شود دوستان تازه پیدا کنید.
ثبت کردن هذیانها مجاز است
حتا اگر همهٔ تلاشتان را بکنید که نوشتن به یک فرآیند لذتبخش تبدیل شود باز بسیار محتمل است که دورههای دلسردی و افسردگی و بیمیلی فرابرسند. در این دورهها اعتمادتان را به خودتان از دست میدهید، از نوشتههایتان بدتان میآید و به نظرتان میرسد که هیچ چیز در زندگی ارزش ثبت شدن ندارد. در این روزها حداکثر سهلگیری را به کار ببرید و از هر نوشتهای هر قدر هم که کوتاه یا بینظم باشد استقبال کنید. یادداشتهای چنین روزهایی میتوانند به صورت یکی دو جملهٔ کوتاه دربارهٔ احساستان باشند. همین طور میتوانید زمان مشخصی را در روز به نوشتن افکاری که به صورت آنی وارد مغزتان میشوند اختصاص بدهید. جملهها میتوانند بیربط باشند. حتا ناچار نیستید جملات کامل و صحیح بنویسید. فقط آن چه را از ذهنتان عبور میکند یادداشت کنید. تصور کنید که دارید ذهنتان را پارو میکنید تا هرچه در آن هست بیرون بریزید. چنین نوشتههایی بسیار مغشوش خواهند بود. مهم نیست. وقتی از افسردگی فاصله بگیرید خواهید دید که همین یادداشتها چیزهای بسیاری را دربارهٔ شما برای خودتان و خوانندههای احتمالی روشن میکنند.
فراموش نکنید که قرار نیست دفتر خاطراتتان مثل یک جزوهٔ درسی، منظم و مرتب باشد. بهترین و ارزشمندترین یادداشتهای شخصی بیش از هر چیز به دفترهای چرکنویس شبیهاند و در آنها بیشترین افکار با کمترین برنامهریزی قبلی ثبت شدهاند.
قالب جدید سایت رو بهتون تبریک می گم و تشکر می کنم به خاطر اینکه نسخه موبایل سایت رو هم راه اندازی کردین تا هم جا بتونیم پارسینه رو مطالعه کنیم
ممنون
موفق باشید