جواد لاریجانی: علی لاریجانی فتنه را دعوای احمدینژاد-موسوی میدید
پارسینه: لاریجانی گفت: در فتنه 88 كه یك كودتای تمام عیار علیه نظام دموكراتیك ما بود اگر این كودتا به پیروزی میرسید، چه میشد؟ یعنی میشود آرای مردم را با حضور در خیابان پایین كشید و بعد هر اقدامی را انجام داد. آنها فقط بلدند كه مردم را به خیابان بیاورند، یكی دیگر هم توانست مردم را وارد خیابان كند. پس خط اصلاح طلبی در ایران خطی منحرف از لحاظ دینی، فرصت طلب از لحاظ سیاسی و دشمن دموكراسی است؛ پس به نظر بنده آنها لیاقت شركت در انتخابات را ندارند.
محمدجواد اردشیر لاریجانی با بیان اینكه اصلاحطلبی خطی انحرافی، فرصتطلب و دشمن دمكراسی است، گفت: اصلاحطلبان لیاقت شركت در انتخابات را ندارند.
وی در حال حاضر عهدهدار سمت دبیری ستاد حقوق بشر قوه قضائیه است و در كارنامه خود نمایندگی مجلس شورای اسلامی در دورههای دوم، چهارم و پنجم، مدیر پژوهشگاه دانشهای بنیادی، معاون سابق وزارت امور خارجه و موسس مركز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی را داراست.
متن گفتوگوی فارس با لاریجانی را در زیر میخوانید:
فارس: در ابتدا تحلیلتان را از روند شكل گیری بیداری اسلامی در منطقه بیان كنید. نقش بیداری اسلامی در تحولات به وجود آمده در منطقه را چگونه ارزیابی میكنید؟ , غرب به تحولات منطقه چه واكنشی نشان خواهد داد؟
* تحولات امروز منطقه از موارد بسیار شگرف تاریخ معاصر است
لاریجانی: حوادثی كه امروز در دنیای اسلام و عمدتاً كشورهای عربی شاهد آنیم دامنهای فراتر از این كشورها دارد و یكی از موارد بسیار شگرف تاریخ معاصر است. عكس العمل غرب در قبال این حوادث دارای اهمیت فراوانی است كه با نگاهی به رفتار سران غربی میتوان آن را دریافت.
* در فتنه 88 غرب تلاش كرد تا در ایران دیكتاتوری سكولار را جایگزین دموكراسی اسلامی كند
غرب امروز بسیار نگران این تحولات است و نگرانیهای غرب سه دلیل بسیار مهم دارد؛ دلیل اول اینكه این انقلابها كه انقلاب به معنی واقعی كلمه است اولا شعار ضددیكتاتوری دارد و دنبال این است كه مردم در امور خود مشاركت كنند؛ همچنین منافع غرب در جهان اسلام با دیكتاتوریهای سكولار گره خورده است و اگرچه این حكومتها نام دموكراسی بر خود دارند اما به دنبال دیكتاتوری سكولار هستند. در واقع در جریان فتنه سال 88 در ایران كودتایی علیه دموكراسی اسلامی به وقوع پیوست و غرب به دنبال این بود كه دیكتاتوری سكولار را جایگزین دموكراسی اسلامی كند.
نخستین كابوس غرب این است كه مردم بتوانند نظرات خود را در مورد حكمرانان و قوانینشان نه كامل بلكه به صورت نسبی (20 درصد) اجرایی كنند یعنی حتی از 20 درصد نظر مردم هم میترسند. آن چیزی كه اكنون در تركیه اتفاق افتاده است در واقع ایجاد یك منفذ در داخل یك رژیم دیكتاتوری سكولار است كه با استفاده از آن منفذ 10 الی 15 درصد مردم میتوانند ایدههای خود را به كرسی بنشانند.
* نگرانی غرب از حركتهای ضدصهیونیستی، ضداستكباری و استقلال طلبانه در تحولات منطقه
حال غرب بسیار نگران حركتهای ضداستكباری و استقلالطلبانه در تحولات منطقه است. كشورهایی كه اكنون در آنها انقلاب رخ داده همگی بدون استثناء با نگاه به آمریكا و غرب حركت میكردند و امروز مردم آن كشورها میخواهند كه مسئله به این صورت نباشد و حكومتهای مستقلی داشته باشند كه این دیدگاه و خواست مردم برای غرب بسیار خطرناك است؛ لذا غرب دستپاچه شده و به صورتی عمل میكند تا این تحولات را با خود هماهنگ كرده و مجددا سیطره خود را برقرار كند.
دلیل سوم هم موضع نسبتا قوی غرب و آمریكا در قبال رژیم صهیونیستی است. این قیامها به طور كامل ضدصهیونیستی هستند و این یك كابوس برای غربیها به شمار میرود. بنابراین برای غربیها كاملا به جاست كه بترسند. غرب اكنون شبی خون خورده است.
* فارس: به نظر شما این حركتها در چه بستر شكل گرفته و چه مقاصدی را دنبال میكند و چگونه به نتیجه خواهند رسید؟
لاریجانی: البته واقعیت به صورتی است كه میتوان دریافت این اقدامات با تعامل با محیط پیش میرود و مانند یك صندلی نیست كه آن را ساخته و داستان به پایان برسد بلكه مثل یك نهال است كه با محیط تعامل داشته و به ثمر میرسد؛ اگر محیط نامناسب باشد نهال خشك خواهد شد.
* زمانی كه بیانات رهبر انقلاب را درباره تحولات منطقه شنیدم احساس غرور كردم
هشدارهای مقام معظم رهبری دراین خصوص بسیار به جا بود. بنده زمانی كه دیدم رهبر معظم انقلاب حوادث منطقه را مانند یك كارشناس دقیق زیر نظر داشته و تحلیل كرده بودند، احساس غرور كردم. نكاتی كه ایشان بیان كردند نكات بزنگاهی و صحیحی بود و بایستی مورد توجه قرار گیرد زیرا در حركتها باید از آن گردنهها عبور كرد.
* بازرگان معتقد بود اگر از حكومت سوئیس شراب و زنا را برداریم مدل خوبی برای ایران است
فرهیختگان، روشنفكران، علمای دین و انقلاب اسلامی ایران كه یك انقلاب بزرگ و عظیم اسلامی در قرن معاصر محسوب میشود در این مسئله نقش دارند. البته خود ما در قبل و بعد از انقلاب انواع گرایشهای انحرافی را مشاهده كردیم؛ روشنفكرانی كه حتی در مبارزه با طاغوت سهمی داشتند اما به نظام اسلامی قائل نبودند مانند مرحوم بازرگان؛ وی معتقد بود كه اگر از حكومت سوئیس شرب خمر و زنا را برداریم مدل خوبی برای حكومت در دست داریم. تلقی آنها از اسلام، اسلام مبتنی بر بصیرت و فقاهت نبود یعنی آنها اسلامی كه مبنای حكومت فعلی ماست را نپذیرفتند.
چپها نیز (ماركسیسم) یعنی كسانی كه سوسیالیسم را اسلام مالی كرده بودند مانند خداپرستان سوسیالیسم و دیگر افراد اگر میتوانستند در انقلاب ورود پیدا كنند انقلاب را به یك سمت دیگر میكشاندند. نقش رهبری، علما و روشنفكرانی كه مسیر امام(ره) را داشتند این بود كه انقلاب را به ثمر برسانند. آنها براساس مبنای قوی یعنی مكتب اهل بیت اقدام میكردند و همین عملكرد باعث شكلگیری یك نظام دموكراتیك براساس عقلانیت اسلامی در ایران شد.
امروز دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران روز به روز كه به جلو میرویم، مشخص میشود و بر همگان نمایان شده است كه انقلاب اسلامی ایران چه اقدام و حركت عظیمی بود. تمامی این مسائل بدین معناست كه اگر ملتهای دیگر بخواهند به نقطه فعلی جمهوری اسلامی ایران برسند بایستی بسیاری از گردنهها را پشت سر بگذارند.
* فارس: انقلاب اسلامی ایران چه پیامی داشت كه امروز تبلور آن را در تحولات منطقه مشاهده میكنیم؟
لاریجانی: شما خودتان را به جای یك مصری بگذارید؛ یك مصری میگوید كشور من 40 سال پیش مهمترین كشور منطقه خاورمیانه بود. ولی امروز یك كشور كاملاً بیخاصیت، فقیر از لحاظ تكنولوژی و علوم عقب افتاده، توسری خور رژیم صهیونیستی و یك نظام عقب افتاده مدنی است. حال همین مصری به ایران نگاه میكند و میگوید كه ایران در دورانی پایگاه طاغوت و آمریكا بود اما ظرف 30 سال گذشته یك نظام دموكراسی در آن شكل گرفته كه در خاورمیانه بینظیر است.
* انتخابات ناموس نظام است
البته ما امروز در كشور با هم دعوای سیاسی داریم اما به هر صورت مردم در ایران تعیین كننده هستند؛ یعنی نمیتوان نقش مردم را نادیده گرفت. ما انتخابات داریم و انتخابات ناموس نظام ماست. اكنون یك دموكراسی در ایران شكل گرفته است كه به طور بسیار عقلانی و منضبط و براساس فكر اسلامی بنا شده است. این اقدام بسیار بزرگ محسوب میشود زیرا غربیها میگفتند كه ایران یك كشور متحجر بوده و مانند طالبان خواهد شد اما دیدند كه ما اكنون مدرنترین كشور قانونی هم از لحاظ سیاسی و هم مدنی شدهایم.
در مباحثی همچون مشاركت مردم، انتخابات، دموكراسی و حتی از لحاظ علوم و تكنولوژی سرآمد كشورهای منطقه هستیم و زمانی كه یك مصری به پیشرفتهای ایران نگاه كند به خود خواهد گفت اگر انقلاب اسلامی توانست ایران را به این درجه برساند بهتر است كه ما نیز به دنبال انقلاب اسلامی باشیم.
* انقلاب اسلامی ایران بهترین بهترین الگو برای حركتهای اسلامی در منطقه است
آنها اكنون بهترین الگو را دارند و من تصور میكنم انقلاب ما بهترین كمك به حركتهای اسلامی در منطقه است؛ لذا بسیار ابلهانه است كه ما فكر كنیم برای اینكه در دنیا و منطقه مطرح شویم باید شعارهای اسلامی را كمرنگتر كنیم بلكه ما بایستی با غلظت كامل یعنی با همان چیزی كه واقعیت است شعارهای اسلامی را مطرح كنیم زیرا این كمك بزرگی به كشورهای منطقه میكند. وجود ما الگوست و ما نیاز نداریم خودمان را به عنوان الگو تحمیل كنیم.
* فارس: در كشورهایی كه شاهد قیام در آنها بودیم استبداد و دیكتاتوری به معنی كامل حاكم بوده است و حتی دموكراسی نمایشی هم در آنها حضور نداشت؛ حال با توجه به مسائل ذكر شده میتوان انتظار داشت كه در اثر ایجاد انحراف در این خیزشها یا عوامل آن، به جای استبداد، استعمار با شكلهای جدید آن حاكم شود؟
لاریجانی: در واقع خطرات زیادی انقلابها را تهدید میكند. البته مردم سهم خودشان را انجام دادند حال بایستی دید ظرفیت رهبران و فرهیختگان چگونه است. زیرا انقلابها بدین صورت است كه مردم وارد صحنه میشوند اما این رهبری انقلاب و فرهیختگان هستند كه انقلابها را شكل میدهند؛ در نتیجه اگر رهبری انقلابها دچار اختلاف شده و یا محكم نباشد چند نوع خطر در كمین است كه میتوان آنها را برشمرد.
خطر اول لغزش به "دام در باغ سبز غربیها" و به تعبیر امام(ره) یك نوع دموكراسی لیبرال خوش آب و رنگ است كه پشتش دیكتاتوری سكولار است؛ یعنی افرادی آمده و بعد از انقلاب قدرت را در دست بگیرند به همان روشی كه در گذشته نیز بر بعضی موجهای انقلاب سوار شدند؛ البته غرب با تمام توان در این زمینه تلاش میكند زیرا غربیها در گام اول به دنبال این هستند كه انقلاب را سركوب كرده و همزمان تلاش میكنند كه نتیجه دهی طبیعی آن را تغییر دهند تا بتوانند در این فاصله به انقلاب نفوذ كنند.
* غربیها قذافی را تشویق به مقاومت كردند
به نظر بنده غربیها قذافی را تشویق به مقاومت كردند كه برخی از اسناد آن نیز امروز یافت شده است. حتی شاید به قذافی كمك هم كرده باشند تا زمان خریده و انقلابیون را مجبور به تكیه بیشتر به ناتو بكنند و با این اقدامات جای پای ناتو را در این كشور باز كنند.
حال كه تقریبا معلوم شد كه توان انقلابیون به اندازه كافی است ناتو اعلام میكند كه من تا لحظهای كه حقوق مردم لیبی در خطر باشد در این كشور خواهم ماند؛ یعنی فراتر از خواسته دولت انقلابی فعلی در این كشور میمانم. عین همین ماجرا در بحرین، مصر و یمن نیز هر كدام به نحوی خاص در حال اتفاق افتادن است.
درنتیجه میتوان گفت كه خطرات زیادی خیزشهای مردم منطقه را تهدید میكند و وظیفه ما این است كه در این خصوص روشنگری كنیم. البته جمهوری اسلامی ایران به دلیل درایت مقام معظم رهبری جزو اولین كشورهایی بود كه به صورت صادقانه از این حركتها حمایت كرد؛ حال بایستی این حمایتها را در همه ابعاد جلو برد.
* انقلابهای منطقه هر درجهای موفق شوند، توفیق عظیمی برای ماست
نكتهای كه من میخواهم بیان كنم این است كه این انقلابها هر درجه موفق شوند توفیق عظیمی برای ما محسوب میشود. اگر اینها 10 درصد هم موفق شوند پیروزی اسلام است و به ضرر دول استكباری خواهد بود البته آن زمان بایستی ضمن سرمایه گذاری، مردم منطقه را كمك كرد. پایگاه امروزی ما مردم و ایمان آنها به اسلام است كه این بزرگترین توانمندی جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود.
فارس: بعد از فتنه 88 و حوادث آن و تبعاتی كه آن فتنه برای كشور داشت امروز فضا آرام شده است. در این فضای آرام شما وضعیت اصولگرایان و اصلاح طلبان را چطور میبینید.
لاریجانی: نظام ما دارای یك ساز و كار دموكراتیك است كه براساس فكر اسلامی پدیدار شده و ما بایستی به این دموكراسی افتخار كنیم. گرایشهای سیاسی كه قدر این دموكراسی را ندانند به نظر بنده لیاقت شركت در این پروسه دموكراتیك را ندارند.
* خط سیاسی اصلاحطلبان ایران، منحرف، فرصتطلب و دشمن دمكراسی است
در كشور ما در اواخر دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی گرایش و در اصل یك خط سیاسی پیدا شد كه اسم آن را خط سیاسی اصلاح طلبی گذاشتند كه با كارگزاران آغاز و بعد به مشاركت دوره آقای خاتمی تبدیل شد. این خط سیاسی هم یك خط انحرافی است و هم یك خط كاملا فرصت طلب و دشمن دموكراسی محسوب میشود. منحرف است به خاطر اینكه اینها میگویند ما به قانون اساسی و امام(ره) علاقه داریم و آشكارا طرفدار نظام سكولار هستند البته ممكن است كه 2 نفر در مجلس و جاهای دیگر برچسب این خط را داشته باشند و خودشان به نظام اسلامی معتقد باشند اما این كافی نیست.
خط اصلاح طلبی و ادبیات آنها را بنگرید؛ كسانی كه به اسم این خط قلم میزنند و روزنامههای این خط را مشاهده كنید؛ تمامی اینها پایگاه سكولارهاست در نتیجه این خط منحرف است یعنی اسلامی كه آنها توسعه میدهند اسلام داخل خانه است؛ اسلامی نیست كه باید در زندگی مدنی و جمعی اقامه شود. همه مسائل ذكر شده درباره اصلاحطلبان ویژگیهای یك خط انحرافی است.
جریان اصلاح طلبی در ایران یك جریان فرصتطلب است یعنی آنها در ده سال اول انقلاب برای ولایت مطلقه فقیه سینه چاك میكردند؛ عربدههای ضدامپریالیستی آنها تا كره مریخ میرفت و دیدگاههای اینچنینی داشتند؛ حال آنها به چه چیز تبدیل شدهاند كه میگویند به جای ولایت مطلقه فقیه باید حكومت سكولار باشد و به جای مبارزات ضدامپریالیستی كه آن موقع برایش سینه چاك می كردند اكنون مورد حمایت وسیع آمریكا و اسراییل و سلطنت طلبان هستند كه این حمایت آنها را خوشحال میكند.
* اصلاحطلبان ایران دشمنان قسمخورده دموكراسی هستند
اقداماتی كه آنها انجام دادند نشانه فرصت طلبی آنهاست و به همین دلیل باید به مردم توضیح دهند كه چرا آنقدر تحول پیدا كردند. زمانی كه توضیح ندهند یعنی آنها فرصت طلب هستند.
اشكال سومی كه این گرایش سیاسی دارد این است كه ضددموكراسی است. اصلاح طلبان دشمنان قسم خورده دموكراسی هستند؛ اولا زمانی كه در قدرت بودند این حرفها مطرح نبود یعنی سخنانی كه امروز در خصوص حجاب میزنند مطرح نمیشد. زمانی كه آقای موسوی نخست وزیر بود و آقای محتشمی وزیر كشور، اگر جوانها در خیابان لباس آستین كوتاه میپوشیدند روی دستشان رنگ میزدند.
* اصلاحطلبان لیاقت شركت در انتخابات را ندارند
در فتنه 88 كه یك كودتای تمام عیار علیه نظام دموكراتیك ما بود اگر این كودتا به پیروزی میرسید، چه میشد؟ یعنی میشود آرای مردم را با حضور در خیابان پایین كشید و بعد هر اقدامی را انجام داد. آنها فقط بلدند كه مردم را به خیابان بیاورند، یكی دیگر هم توانست مردم را وارد خیابان كند. پس خط اصلاح طلبی در ایران خطی منحرف از لحاظ دینی، فرصت طلب از لحاظ سیاسی و دشمن دموكراسی است؛ پس به نظر بنده آنها لیاقت شركت در انتخابات را ندارند.
من مخالف این هستم كه بعضی از دوستان ما به صورتی صحبت كنند كه آنها را به این اقدام (شركت در انتخابات) تشویق كنند. این گروههای سیاسی كه ویژگیهای ذكر شده را دارند لیاقت حضور در انتخابات را ندارند. كسانی كه اینقدر قدرنشناس بوده و قدر اسلام، انقلاب و قدر دموكراسی را نمیدانند، چرا باید در انتخابات شركت كنند؟
* مخالف تشویق اصلاحطلبان برای شركت در انتخابات هستم
من مخالف این هستم كه ما دنبال این باشیم كه آنها در انتخابات شركت كنند. البته مردمی كه به آنها رأی دادند شامل متدینین هم میشوند و شاهد بودیم كه برخی از متدینین در انتخابات ریاست جمهوری به آقای موسوی رأی دادند زیرا از عملكرد آقای احمدینژاد راضی نبودند و البته بسیاری از مردمی كه طرفدار نظام سكولار هم بودند ممكن است به آقای احمدی نژاد رأی داده باشند اما نباید شیپور دموكراسی را از طرف برعكس بزنیم.
لازم است ما خودمان را عوض كنیم تا مردم به ما رأی دهند؛ در واقع ما سیاسیون باید آنچه كه هستیم را عرضه كنیم و مردم هم به هر دلیلی كه ما را میپسندند یا نمیپسندند ما را انتخاب كرده و یا انتخاب نكنند.
* انتخابات ما بدون جریان اصلاحطلبی انتخابات پرشوری خواهد بود
انتخابات ما بدون جریان اصلاح طلبی انتخابات پرشوری خواهد بود. نباید تصور كرد كه حتما بایستی اصلاح طلبان در انتخابات حضور داشته باشند؛ البته ممكن است كسی كه در داخل اصلاح طلبی باشد اما به صورت مبنایی به مسائلی كه به عنوان ماهیت اصلاح طلبان گفته شد پایبند نباشد یعنی طرفدار نظام، ولایت فقیه و دموكراسی باشد. این افراد به طور قانونی میتوانند در انتخابات شركت كنند و منظور من در این خصوص جریان اصلاح طلبی است كه این جریان را جریانی منحرف، فرصتطلب و ضددموكراسی میبینم و قطعا انتخابات ما بدون آنها پررنگتر خواهد بود. آنها چیزی به انتخابات اضافه نمیكنند بنابراین ما نباید در این زمینه دل خوش كنیم و ناز كسی را بكشیم كه در انتخابات وارد شود.
با سپاس از سخنان شما بعضی از دوستان از عملکرد برادر شما در صدا و سیما راضی نبودند و نیستند ایشان در مجلس نیز در حمایت از رهبری کمی تردید کردند اما در مقام دبیر عالی امنیت ملی و انرژی هسته ای واقعا خیلی خوب کار کردند امید وارم شما برادران جمع شوید و اختلافی بین شما پیش نیاید.
چه خبر از آقای نیک براون؟!!