کد خبر: ۴۳۹۶۴
تعداد نظرات: ۱۳ نظر
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۸:۵۶
یک نگاه/
من و تو احتمالا هیچ‌گاه آن پسر را نخواهیم دید. اما آن پسر فردا مدرسه خواهد رفت. دلش می‌خواهد برود توی کوچه بازی کند. آیا یک قضیه ساده باید برای ذهن لطیف این پسر معضل شود؟ این بحران را ما درست می‌کنیم ما که به او می‌خندیم ما که نشرش می‌دهیم. توی فامیل، فرنود می‌شود نماد سرافکندگی، آبروی‌شان را برده است. واقعا این بچه آبروریزی نکرده است، ما آبرویش را به باد دادیم.
وبلاگ «درویشی نشسته بر پوست پلنگ» نوشت:

بیست سال پیش، کلاس چهارم ابتدائی، مدرسه‎ی سر کوچه‎مان یک روز سرد آخرهای پاییز، معلم من را کشاند پای تخته تا مسأله ریاضی را حل کنم. پای تخته که رسیدم یکی دو نفر پچ‌پچ کردند. وسط حل مسأله پچ‌پچ بیشتر شد. معلم پرسید چی شده. سیروس گفت آقا جوراباش لنگه به لنگه است. یکی طوسی بود یکی سیاه. همه خندیدند. معلم خندید. من سرم را زیر انداختم. مسأله ناتمام ماند. تا چند روز اسمم شده بود لنگه به لنگه. تا چند روز چشمم نیافتاد توی چشم هیچ‌کس. من از همه‌شان درسم قوی‌تر بود، از همه‌شان فوتبالم بهتر. زنگ ورزش چهارشنبه، به تمام بازیکن‌های دو تیم حریف لائی زدم. شمردم بلند، هفده بار توپ را از دو لنگ دراز سیروس رد کردم و توپ را شوت کردم توی صورت معلم. – آقا چرا اونجا وایستادید. من قوی بودم. توانستم انتقام بگیرم با یک توپ و چند شوت و لائی.

هنوز از خنده‌ی آن‌روز دل‌خورم. هر بار که سیروس را می‌بینم، حالا سر چهارراه بالاتر از مدرسه مغازه دارد، جوراب‌های لنگه به لنگه یادم می‌افتد. داستان جوراب‌ها سر زنگ ورزش تمام شد، اما خاطره خفیف آن همیشه توی ذهن من است. هنوز معلم و بچه‌ها را می‌بینم که انگشت‌شان سمت من است و می‌خندند.

پسربچه‌ای زیبا که هنوز در تعارفات جامعه ما غرق نشده است، هنوز با واقعیت‌ها زندگی می‌کند نه پندارها، توی یک برنامه چیزی گفته است و مجری به قول خودش جمعش کرده است. قضیه می‌توانست همان‌جا تمام شود. اما ما –من و تو- آمدیم این را توی فضای مجازی نشر دادیم تا بقیه ببینند، آمدیم جار زدیم که فرنود گفته است فلان. آمدیم صفحه فیس‌بوک درست کردیم و فرنود شد خمیر اسباب بازی ما برای خنده بقیه. و چه طنزهای بی‌مایه و بی‌خلاقیتی. کاریکاتور هم کشیدیم. در یک روز هزاران نفر عضو این صفحه فیس بوک شدند. من نمی‌دانم فرنود قوی است یا نه. می تواند به همه کسانی که بهش خندیدند لائی بزند و توپ را شوت کند توی صورت معلم یا نه؟

من و تو احتمالا هیچ‌گاه آن پسر را نخواهیم دید. اما آن پسر فردا مدرسه خواهد رفت. دلش می‌خواهد برود توی کوچه بازی کند. آیا یک قضیه ساده باید برای ذهن لطیف این پسر معضل شود؟ این بحران را ما درست می‌کنیم ما که به او می‌خندیم ما که نشرش می‌دهیم. توی فامیل، فرنود می‌شود نماد سرافکندگی، آبروی‌شان را برده است. واقعا این بچه آبروریزی نکرده است، ما آبرویش را به باد دادیم. ما برای چند ثانیه خندیدن و خنداندن و قهقهه زدن و کرکر و هرهر کردن، با هویت این پسر بازی کردیم. این پسر می‌شود همانی که توی اینترنت برایش صفحه درست کردند و بهش خندیدند. این پسر انگشت‌نمای من و تو می‌شود. باید برای فرار از انگشت من و تو سرش را زیر بندازد. بگویید این اتفاق یک ماهه است، آیا می‌ارزد با احساسات یک ماه یک پسر برای خنده خودمان بازی کنیم. حتی برای یک ثانیه هم ارزش ندارد. نمی‌دانم می‌فهمید یا نمی‌فهمید. آیا توی این جامعه دیدن این پسر یادآور این خاطره نخواهد شد؟

راه‌های خندیدن زیاد است، راه‌های خنداندن زیاد است. می‌توان به اشتباهات –که گاهی اشتباه نیستند- نخندید.
بازگشت به صفحه نخست
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱۳
كامبيز
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۹:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۳
0
1
اون بچه آبروريزي نكرده چون از قديم گفتن حرف راستو از بچه بپرسين بلكه اون مجري خانوم آبروريزي كرده كه بقول خودش ميخواسته قضيه رو ماس مالي كنه!
هرچند ميدونم نظر منو بازهم مثل هميشه سانسور ميكنين!
ابراهیم رحیمیان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۳
0
1
برنامه های کودک شبکه تهران با ان مجریان بی مزه اش انقدر بی محتوا و کسل کننده است که حتی یکبار هم ندیدم فرزندم بشیند و آن را نگاه کند .
صالحه
|
UNITED STATES
|
۲۰:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۳
0
1
از هر طرف که به این مساله نگاه کنیم تبعات منفی داره
در خانواده ی خودش و آشنایان دو حالت وجود داره یا همه می خندن و به دید تفریح به این اتفاق نگاه می کنن یا خنده از سر تمسخر صورت می گیره و سرزنش آمیزه
در صورت اول خنده ی تفریحی عامل تشویقی هست و در صورت دوم خنده ی تمسخر امیز عامل سرکوب و تحقیر
دو واکنش مثبت و منفی هر دو تبعات منفی در پی خواهند داشت
dd
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۴
0
1
شما که نظر ها رو سانسور میکنید چرا بخش نظرات رو ایجاد کردین؟
حتما باید ازتون تعریف کنیم؟
Dr.Ali-Reza Assar
|
AUSTRIA
|
۰۱:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۵
0
0
Dar morede in masaleh ba nevisandeh movafegham!!!!!!! vaghaan che ajab ke yek bar ham ke shodeh movafegh az ab dar amadim
رضا
|
UNITED STATES
|
۰۱:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۵
0
1
تو با معلم ها مشکل داری ؟ یا عقده ای ازشون داری ؟ توپ را شوت کردن تو صورت معلم می شود ادم قوی !!!!!!! ای جمله یعنی چی "ن نمی‌دانم فرنود قوی است یا نه. می تواند به همه کسانی که بهش خندیدند لائی بزند و توپ را شوت کند توی صورت معلم یا نه؟
اهوازی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۲:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۵
0
1
چرا اینقدر بزرگش میکنین اگه تو یه کشور دیگه بود همه لبخند میزدن و تموم میشد با اون مجری دستپاچه ،پیراهن عثمان شد...واقعا که
علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۵
0
1
اصلا کسی به اون بچه نخندیده و مسخره نکرده که شما می گویید. اصلا هم باعث سرافکندگی خودش نیست بلکه باعث سرافکندگی کسانی هست که با بدیهی ترین چیزهای زندگی نوع دیگری رفتار می کنند. چه حرف بدی زد اون بچه معصوم با زبان معصومانه اش که اینگونه صدا و سیما عمل می کند؟ آیا فکر می کنند که حرفی که زده اشاعه فحشا است؟
علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۵۰ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۵
0
0
ظاهرا شما با این مقاله ات مسئله کوچک را بزرگ می کنی. شما اصلن تعریف بچه را نمی دانید بچه یعنی همین و اگر هم به او می خندند به فرنود نمی خندند به بچگی می خندند. یکی از برنامه های صدا و سیما برای بچه ها اجرا می شد و یکی از بچه ها یک چرخ خیاطی برنده شد مجری آن برنامه چرخ خیاطی را بلند کرد و تحویل دختر بچه 9 ساله داد آیا این بچه می تواند چرخ خیاطی را بگیرد؟ این آقای مجری اصلن تعریف کودک را نمی داند آن کودک نتوانست چرخ را بگیرد و روی زمین افتاد. آن مجری که کماکان در صدا و سیما برنامه دارد مثل نویسنده این مقاله اصلن تعریف صحیحی از کودک ندارند.
مازيار
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۵
0
0
آبرو ريزي كجا بود مگه از بازخورد آن در رسانا ها خبر نداري؟
سنتوری ا س اس
|
FRANCE
|
۰۱:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۶
0
0
اتفاقا این جوری فهمیدیم که بچه ها توی دنیای بچگی خودشون هستن و این خانم مجری بود که دست و پاش را گم کرد و جمله ای که خانم مجری به کار برد بسیار احمقانه بود، اتفاقا به این پسربچه به خوبی یاد داده بودن که باید کارهاش را خودش انجام بده ، کاری که ما شاید به فرزندانمان هنوز یاد ندادیم
حمیدی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۶
0
0
انصافا برنامه ی بی مزه ی این خانم انگار رونق گرفته بعد از چند سال!
جواد---م
|
UNITED STATES
|
۰۰:۲۶ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۷
0
0
uعزیزم شیرینی کلمات بچه هااین است که به سیب زمینی میگن دیب دمینی واقعا بچه باهوشی هست مایه افتخار خدا نگهدارش باشه
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
نظرسنجی
به نظر شما ورزش اول ایران کدام است؟
والیبال
فوتبال
کشتی
وزنه برداری