زمان اتخاذ تصمیم‌های دشوار فرا‌ رسیده است. بحران زیست‌محیطی بسیار زودتر از افق 1400 انتخاباتی رخ نشان می‌دهد و از دشت‌های تشنۀ خوزستان و اصفهان تا آذربایجان همه جا را در برگرفته است و "خیلی زود دیر شده است".
۰۵ فروردين ۱۳۹۷ - ۲۳:۵۹
۷
توفان دیروز در استان‌های آذربایجان غربی و شرقی تنها نوک آن کوه یخ است که در ماه‌ها و سال‌های آینده می‌تواند فاجعۀ زیست محیطی بسا خانمان‌سوزتری از حادثۀ چرنوبیل در دوران اتحاد شوروری را برای ساکنان حوزه دریاچۀ ارومیه رقم زند.

بیماری های حاد ریوی، انواع سرطان‌ها، نازایی‌های ناشی از توفان‌های نمک بستر خشک‌شدۀ دریاچه، می‌تواند نسل مردمان ساکن آن دیار را  به کام نیستی بکشاند. کاش حادثه تنها محدود به  شکسته شدن درخت‌ها و فرو ریختن سازه‌های در حال ساخت بود اما اتفاق نه چندان غیرمنتظره و تلخی رخ داده است:

توفان نمک! نمکی که با خشک شدن دریاچۀ ارومیه ، آماده جاری کردن قوانین طبیعت بود، تا بفهماند با طبیعت چگونه باید رفتار کرد.

نگین فیروزه ای ایران که می‌توانست قطب گردشگری eco- tourism منطقه شود ، عملا در اثر سوء مدیریت و فقدان مدیریت استراتژیک از بین رفته است و اکنون فقط انتخاب بین بد و بدتر‌ها مانده است!

انتخاب بین قربانی شدن 6 میلیون انسان در اثر توفان نمک و یا اصرار بر ادامۀ کشاورزیِ کم‌بازده سنتی با داعیه یا هدف خودکفایی تولیدات کشاورزی و صنعتی منطقه! 

ما بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های اقلیمی‌مان ، در دام شعار سرمایه‌داری " تولید بیشتر، مصرف بیشتر" افتادیم ، آن هم از خطرناک‌ترین نوع آن در بخش توسعه سنتی کشاورزی که چوب حراج زد به بیش از 3/2 منابع آبی تجدید ناپذیرمان!

افزایش 300 درصدی سطح زیرکشت با راندمان پایین 35 درصد از 150 هزار هکتار در سال 58 به 450 هزار در سال 85 و حفر 24 هزار حلقه چاه غیرمجاز و 40 سد در حوزه دریاچه خطا یا حتی خیانتی بود که فقدان مدیریت استراتژیک در حق ایران و آیندگان این سرزمین مرتکب شده است. 

تداوم توفان های نمک باعث تخریب صدها هزار هکتار از مزارع حوزه آبریز ارومیه در سه استان خواهند شد و حتی در اندک زمانی سطح زیر‌کشت منطقه را به کمتر از 3 دهه پیش تقلیل خواهند داد.

عکس‌های منتشر شده جاده ها و مزارع اطراف دریاچه ارومیه که جزو حاصل‌خیزترین مناطق ایران هستند، یادآور تصاویر بعد از آزمایش بمب هیدروژنی توسط آمریکا در سال 1954موسوم به Castle Bravo است؛ بزرگ‌ترین آلودگی رادیواکتیو طول تاریخ.

دریاچۀ ارومیه بالقوه قابلیت تبدیل شدن به حادثه‌ای بس تاسف‌بارتر از چرنوبیل را دارد. چون دامنۀ تاثیرگذاری‌اش مناطق گسترده‌ای از ایران را فرا‌خواهد گرفت و در بالای لیست بزرگترین فجایع زیست محیطی محصول دست بشر بالاتر از فاجعه رآکتور چرنوبیل، آلودگی 1952 لندن و منطقه آرال شوروی سابق قرار خواهد گرفت. چرنوبیل هنوز پس از 32 سال از وقوعش قربانی می گیرد و حداقل تا 20000 سال دیگر برای سکونت امن نخواهد بود! 

برای درک فاجعۀ توفان‌های نمک حوزه دریاچه ارومیه کافی است 6100 کیلومتر مربع –معادل 10 برابر کشور بحرین و 80 درصد کشور قطر- میلیاردها تن نمک انباشته در بستر دریاچه ارومیه را تصور کنید که هر لحظه با اندک باد و توفانی می توانند خاکستر مرگ و خرابی معادل چندین بمب هیدروژنی را تا محدوده زنجان و قزوین پخش کنند! 

زمان اتخاذ تصمیم‌های دشوار و دردناک و غیرانتخاباتی برای ایران‌زمین فرا‌رسیده است. بحران زیست‌محیطی بسیار زودتر از افق 1400 انتخاباتی فرارسیده  و از دشت های تشنه خوزستان و اصفهان تا آذربایجان همه جا را در برگرفته است و "خیلی زود دیر شده است".

محیط زیست که محصول میلیونها سال تکامل است از قوانین علی و معلولی سختی پیروی می کند که قادر است انتقام سختی از ساکنان کره زمین که خود به آنها زندگی بخشیده است، بکشد.برای مثال منطقه گوییوو چین که بزرگترین مدفن زباله های الکترونیکی دنیا بوده است، با وجود تدابیر به کارگرفته شده سالیان سال است که قربانی می گیرد. 88 درصد کودکان ساکن منطقه دارای مسمومیت سربی هستند و چندین برابر نرخ متوسط دنیا، آمار نازایی و ناباروری منطقه است. 

همیشه واکنش دیر یا با تأخیر به قوانین طبیعت فاجعه‌بار بوده است اما همچنان باید امیدوار بود تا دریاچۀ ارومیه و ساکنانش مصداقی برای اصطلاح " too little too late " "خیلی دیر، خیلی اندک" از نظر مدیریتی نباشند.


پــنــجــره
نظرات
صالح
قبل اینکه به مردم دستور بدیم کشاورزی نکنند، باید فکر کنیم که چه شغلی برای کسب درامدشون باید ایجاد بشه... اون بیچاره ها مجبورن... دولت مدام میگه نود درصد مصرف اب در بخش کشاورزی است اما حاضر نیست به خودش برای به روز کردن فناوری های ابرسانی کشاورزی زحمت بده و هزینه کنه... این دولت سیاستش فقط گرفتن و کندن از ملته اما موقع دادن یه چیز کوچیک عزا میگیرن...
ناشناس
پروفسور کردوانی در این باره نظر عالی ارائه دادند،کلا دریاچه ارومیه را از بین ببرند و با ریختن خاک بر روی این دریاچه مانع پخش شدن نمک این دریاچه در استانهای حاشیه ای شوند.
به هر حال هر چند دریاچه ارومیه ارزشمند است ولی کشاورزی و محیط زیست مهم تر است.حیات استانهای حاشیه ای دریاچه در خطر جدی است و باید زودتر اقدامی صورت گیرد.
ناشناس
با نظر ۲۳: ۵۳ موافقم بهترین راه همینه کشور با بحران بی آبی روبروئه البته پروفسور کردوانی در مورد بی آبی کشور هم بحثهایی داشتن لایروبی سدها و ...که بدبختانه هیچکس گوش نکرد کشاورزان و بدبخت تر از اینی که هست نکنید بخاطر یه دریاچه شور مرده
ناشناس
بزارین آقای روحانی از سفر نوروزیش برگرده.بعد.!
تشریف بردن ترکمنستان و آذربایجان. علی برکت الله.
شیرین صفوی
جز ویرانی چه ارمغانی برای این کشور داشت دوستی با روسیه !!!!!!!!!
سبحان شاهمرادی طلبه
باید دعا کرد عزیزان
ناشناس
اون روزی که جناب آقای دکتر احمدی نژاد در مناطق محروم کشور (سیستان ،هرمزگان ) از پاره کردن قطعنامه و قطعنامه دان صحبت می کرد ، باید کارشناسان زیست محیط کشور و کشورهای پیشرفته را جمع می کرد و برای دریاچه اورمیه ، گردو خاک خوزستان ، برهوت سیستان ،آلودگی عسلویه راهکار می اندیشید و امروز آقای دکتر روحانی دنباله کار او را می گرفت . مساله محیط زیست مساله حزبی و سیاسی نیست که به این گروه سیاسی یا آن گروه سیاسی وابسته باشد ، محیط زیست و زیست محیط مساله ای ملی و منافع ملی است که از نان شب واجبتر است . آیا احداث پل بر روی دریاچه اورمیه واجب بود ؟! چند درصد ازوسعت این سرزمین جنگل کاری شده است ؟! آیاجنگل کاری و بیابان زدایی کاری سیاسی است یا به منافع ملی یک ملت و سرزمین مربوط است .
آخرین اخبار