چرا ممکن است از پروژه بازسازی کنار گذاشته شویم؟ چه کسی را باید سرزنش کنیم؟ دولت سوریه؟ بشار اسد؟ روسیه؟ یا خودمان؟ من فکر می کنم بیش از هر کسی باید خودمان را سرزنش کنیم و دنبال پاسخی برای این پرسش باشیم که چرا در حوزه امنیت، کشورهای منطقه دست کمک به سوی ما دراز می کنند، ولی همان دست ها در زمینه اقتصاد و تجارت به عقب کشیده و به سوی دیگران دراز می شود؟!
۰۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۹
۸
مقصر کنار گذاشته شدن ایران از فرآیند بازسازی سوریه کیست؟ 
 
از سال 2011 جنگ داخلی در سوریه شروع شد؛ خانه ها ویران و میلیون ها تن آواره شدند. صدها هزار جان خود را از دست دادند و در این میان، بازیگران خارجی نیز با توجه به منافع و ملاحظات خاص خود در این جنگ و بحران شش ساله به صورت های مختلف نقش آفرینی کردند.

پس از شش سال، اکنون داعش و خلافت خودخوانده اش در سوریه فروپاشیده و بحران در این کشور وارد فاز جدیدی شده که انتظار می رود بازیگران مذاکرات جدی برای حل و فصل بحران آغاز کنند.

یکی از موضوعات مهم در مسیر آینده سوریه، بازسازی این کشور است. پرسش اینجاست که چه بازیگرانی قرار است در فرایند بازسازی این کشور مشارکت کنند؟ روسیه، چین، ایران، ترکیه، قطر، اروپا و آمریکا و عربستان عمده ترین بازیگرانی هستند که می توانند بالقوه در فرایند بازسازی این کشور نقش داشته باشند و از فرصت های اقتصادی مربوط به بازسازی سوریه منتفع شوند.

در همین راستا، تقریبا تمامی بازیگران موثر در بحران سوریه (اعم از بازیگران موافق و مخالف بشار اسد) می خواهند در بازار بازسازی سوریه مشارکت و شرکت ها و سرمایه گذاران خود را برای بهره برداری از مزایای اقتصادی بازسازی به این کشور روانه کنند.

ایران نیز یکی از بازیگرانی است که می خواهد در پروژه های بازسازی سوریه مشارکت کند تا بلکه بخشی از هزینه های ده ها میلیارددلاری خود در این کشور در شش سال گذشته را جبران کند(صرفا هزینه های مادی و اقتصادی و نه هزینه های انسانی و...).

لذا، برای بازیگری که از آغاز جنگ داخلی در یک کشور حضوری همه جانبه و اثرگذار داشته و هزينه‌های مالی و جانی قابل توجهی در راستای تضمین بقای یکی از طرفین منازعه متحمل شده است، چندان غیرمنتظره نیست که پس از پایان جنگ داخلی نیز بخواهد، نقشی فعال در بازسازی آن کشور ایفا کند تا بخشی از هزینه هایی که برای امنیت این کشور پرداخت کرده را جبران کند.

نکته ای که باید بدان اشاره کرد، این است که شاید عده ای بر این باور باشند، ج.ا. ایران برای حضور نظامی و یا حمایت از بشار اسد دلایل و اهداف استراتژیک و امنیتی داشته و تهران به دنبال منتفع شدن مادی و اقتصادی از آن نیست. در پاسخ باید گفت بسیاری از بازیگران دیگر همچون روسیه نیز اهداف و ملاحظات استراتژیک و امنیتی دارند اما اکنون به دنبال آن هستند ملاحظات اقتصادی خود در این کشور را نیز دنبال کنند.

حداقل اگر نخواهیم به سودی در سوریه برسیم، باید دست کم بخشی از هزینه هایی را که متقبل شدیم، جبران کنیم و بازگشت سرمایه گذاری ها و فداکاری های ما در سوریه هم موضوعی است که باید مورد توجه فعالان مسئولین نظام باشد.

به نظر می رسد مسئولین و مقامات کشورمان نیز به دنبال آن هستند که در فرایند بازسازی سوریه مشارکت فعال داشته باشند؛ مشارکتی که در راستای به دست آوردن منافع اقتصادی و بازسازی این کشور با هزینه های دولت سوریه است.

حال باید به دو پرسش پاسخ داد:

ایران در بازسازی سوریه مشارکت داده می شود؟

این پرسشی است که گمانه زنی های متعددی در مورد آن شده است و دو پاسخ مشخص دارد: پاسخ نخست «آری» است. پشتوانه منطقی این پاسخ، مصاحبه برخی از مقامات سوری است که گفته اند خواهان مشارکت ایران در بازسازی سوریه هستند و حتی اعلام کرده اند که امتیازات ویژه ای نیز برای ایران در نظر گرفته اند.

پاسخ دوم «خیر» است. در روزهای گذشته خبرها و گزارش هایی مخابره شد مبنی بر اینکه بشار اسد از وزرایش خواسته طرح بازسازی سوریه را تهیه کنند و بر اساس آن کشورهایی که می توانند در فرایند بازسازی سوریه مشارکت کنند را مشخص کنند. خبرهای غیر رسمی حاکی از آن است که وزرای دولت سوریه به بشار اسد گفته اند، ایران بنا به دلایلی از جمله بروکراسی پیچیده، مشکلات بغرنج اقتصادی، کمبود منابع مالی و فساد گسترده قادر به مشارکت در بازسازی سوریه نیست و به همین جهت کنار گذاشته شد.

این صرفا یک خبر غیر رسمی است که نمی خواهیم درستی و نادرستی آن را بررسی کنیم. حال اگر فرض بگیرم که چنین خبری صحت دارد و ما از فرایند بازسازی کنار گذاشته شدیم؛ به سؤال دوم می رسیم:

باید بپرسیم چرا ممکن است از پروژه بازسازی کنار گذاشته شویم؟ چه کسی را باید سرزنش کنیم؟ دولت سوریه؟ بشار اسد؟ روسیه؟ یا خودمان؟

من فکر میکنم بیش از هر کسی باید خودمان را سرزنش کنیم و دنبال پاسخی برای این پرسش باشیم که چرا در حوزه امنیت، کشورهای منطقه دست کمک به سوی ما دراز می کنند؛ اما همان دست ها در زمینه اقتصاد و تجارت به عقب کشیده و به سوی دیگران دراز می شود؟ به فرض درست بودن خبر، چرا بشار اسد و مقامات سوری ابتدا اعلام می کنند، می خواهیم به ایران امتیازات ویژه اقتصادی در پساجنگ اعطا کنیم؛ اما بعد از بررسی وضعیت اقتصادی و تجاری ایران به این نتیجه می رسند که باید بیرون از گود بازسازی بمانیم؟

برای پاسخ لازم است کمی به عقب برگردیم. زمانی که ترکیه جنگنده روس را در حریم هوایی سوریه منهدم کرد و روابط تجاری میان دو کشور به حالت تعلیق درآمد و بهترین فرصت برای ما به وجود آمد تا مواد غذایی و میوه و تره بار روسیه را تأمین کنیم.

اما در آن مقطع بزرگترین فرصت برای افزایش بازار صادراتی مواد غذایی را هدر دادیم و از بازار ۳.۷ میلیارد دلاری تنها ۱۵۰ میلیون دلار کارنامه توسعه صادراتی ایران است که به هیچ عنوان قابل دفاع نیست.

امیدوار بودیم که از تجربه روسیه و فرصت از دست رفته آن درس بگیریم؛ اما در بحران قطر نیز نشان دادیم که هیچ برنامه ای برای استفاده از فرصت های تجاری و اقتصادی بین المللی نداریم و در کمال ناباوری بار دیگر در مقابل درس گرفتن مقاومت کردیم و فرصت دیگری را از دست دادیم و در مقابل ترکیه توانست نیازهای قطر را به خوبی تأمین کند.

پرسش این است که ما چند شرکت و سرمایه گذار داریم که قادر بودند تضمین دهند میوه و تره بار و مواد غذایی قطر و روسیه را برای چند سال متوالی تأمین کنند؟ تقریبا هیچ!

به نظر می رسد ما در تجارت خارجی و سرمایه گذاری در کشورهای دیگر و به ویژه در بازار منطقه حرفی برای گفتن نداریم. این مسأله می تواند ناشی از دو عامل مشخص باشد: نخست اینکه برنامه و راهبرد تجاری و اقتصادی در عرصه اقتصاد بین الملل نداریم؛ دوم آنکه منابع و ظرفیت مادی و مالی کافی برای پیگیری چنین هدفی را در اختیار نداریم. وقتی بسیاری از بنگاه های تولیدی در کشورمان ورشکسته شده اند و رکود طولانی مدتی بر اقتصاد کشور حاکم است و اقتصاد مولدی نداریم، چطور می توانیم در بازارهای بین المللی حرفی برای گفتن داشته باشیم و چگونه انتظار داریم دیگران روی مشارکت اقتصادی ما حساب باز کنند؟

واقعیت این است که دولت سوریه نیز با یک نگاه عملگرا می خواهد کشورش را از این ویرانی نجات دهد. می خواهد مردمش زودتر به وطنشان بازگردند و در کوتاه ترین زمان ممکن خود را احیا کند؛ لذا چاره ای جز این ندارد که با یک رویکرد عملگرا هر کشوری که منابع مالی بیشتری را برای بازسازی سوریه اختصاص دهد و صاحب تکنولوژی پیشرفته تری است را در بازسازی مشارکت دهد.

به همین جهت است که مقامات سوری صراحتا اعلام کرده اند که بیشترین سهم برای بازسازی سوریه را به چین واگذار خواهند کرد. بازیگری که نه نیرویی عازم سوریه کرده و نه حتی در منازعات سیاسی بحران سوریه نقش عمده ای ایفا کرده است؛ اما اکنون در حال تبدیل شدن به مهم ترین بازیگر پسا جنگ در سوریه است، چون در تجارت بین الملل فعال هستند و حرفی برای گفتن دارند. چیزی که ما نداریم و در مقابل داشتنش نیز مقاومت می کنیم!

به طوری که سفیر سوریه در چین اعلام کرد که این کشور متعهد شده در صورت حل سیاسی بحران سوریه، بزرگترین و برجسته ترین نقش را در بازسازی این کشور داشته باشد. این مقام سوری تصریح کرد که در این زمینه چین بزرگترین و توانمندترین کشور خواهد بود و از این حیث حتی نقشی متفاوت با روسیه در سوریه خواهد داشت. باید در نظر داشت که چین ذخایر مالی فراوانی دارد و بزرگترین تولید کننده سیمان و فولاد در دنیاست. این ظرفیت ها ایران را از دور رقابت با چین در سوریه به طور کلی خارج خواهد کرد.

به طور کلی، باید نتیجه گرفت که تعامل ناکارآمد و غیرمستمر با جهان، عدم مشارکت در اقتصاد بین الملل علیرغم توصیه اکید در اسناد بالادستی توسعه کشور، عدم انسجام نهادهای دولتی مؤثر در امر تجارت و حمایت‌های سراسری و غیر هدفمند از بنگاه‌های اقتصادی در کنار رویکرد جایگزینی واردات، فساد گسترده در اقتصاد کشور و بروکراسی پیچیده از مهم‌ترین مشکلاتی است که محیط سیاست‌گذاری تجاری کشور از آن رنج می‌برد و می تواند جزو عواملی باشند که ما را نه تنها از مشارکت در بازسازی سوریه خارج کنند بلکه شرایط و وضعیتمان در تجارت بین الملل را روز به روز وخیم تر و ناپایدارتر کند.

پی نوشت: ما قرار نیست به هزینه و پول خودمان در مشارکت احتمالی در بازسازی سوریه نقش داشته باشیم بلکه این مشارکت باید با هزینه دولت سوریه و در راستای کسب منافع اقتصادی باشد. لازمه این کار هم این است که شرکت‌های ایرانی با حمایت دولت، مستقیم با دولت‌ و شرکت‌های طرف مقابل قرارداد ببندند. مواردی که دولت ایران برای بازسازی هزینه می‌دهد مواردی است که خط اعتباری برای آن مشخص می‌شود. خط اعتباری وامی است که به شرکت‌های ایرانی داده می‌شود که به بازسازی کشورهای خارجی می‌پردازند و بعد‌ها بازپرداخت این وام از طرف آن دولت‌ها تضمین می‌شود. ما نه تنها هزینه ای نمی پردازیم بلکه شرکت‌های راکدمان در آن کشورها می‌توانند به سودآوری و ارزآوری بپردازند

منبع: تابناک
نویسنده: مصطفی نجفی، کارشناس مسائل خاورمیانه
پــنــجــره
نظرات
ناشناس
پول مردم رو تو اين كشورهاي عربي داديد رفت حالا هم...
ناشناس
این مقاله رو کدام بی خردی نوشته است؟
شیرین صفوی
بهتر
محمود
اگه برای بازسازی سوریه چیزی هم ازمون نگیرند زرنگی کردیم دیگه سودبردن هم پیشکش. همون مشکلات بغرنج اقتصادی و کمبودمنابع کافی و فساد گسترده رو خوب اومدی
محمود
اگه برای بازسازی سوریه چیزی هم ازمون نگیرند زرنگی کردیم دیگه سودبردن هم پیشکش. همون مشکلات بغرنج اقتصادی و کمبودمنابع کافی و فساد گسترده رو خوب اومدی
ناشناس
همون به بوسنی و فلسطین و کردستان عراق و سومالی و سودان کمک کردید و دستتون و مثل سگ گاز گرفتن بسه دیگه نمیخوایم به سوریه کمک بشه بذارید این فیض و یکی دیگه ببره
همین کافیست تا ملت گوش
همین بهانه کافیست گه مردم ای ون گوش شما را بپیچانند و محاکمه کنند
ناشناس
یکقدم بیشتر نمونده تا رسوایی عریان حاکمان تسبیح به دست
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار