کد خبر: ۴۰۵۷۴
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۰ - ۱۴:۴۹
گفتگو با حسن بیادی

 «به قول آقای بیادی ، یک نخ را که بکشی از 50 جا صدا در می آید». این یکی از نقل قول های مشهور محمود احمدی نزاد در جریان تبلیغات انتخاباتی وی بود که در فیلم انتخاباتی وی نیز پخش شد. حسن بیادی که در دو دوره شورای شهر تهران، کرسی نایب رییسی را در اختیار دارد ، تشکل آبادگران را نیز رها نکرد تا همچنان خود را به روزهایی که این تابلو برای اولین بار با آنها و احمدی نژاد مطرح شد نزدیک نگه دارد. بررسی سیر انتخاب شدن احمدی نژاد برای شهرداری تهران و مطرح شدن برای انتخابات ریاست جمهوری، محور پرسش های «همشهری ماه» از وی بود.

****

* گفتگوهایی زیادی با شما درباره چگونگی حضور جریان متبوع شما و کاندیدای آن یعنی آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفته است. اگر موافق باشید کمی متفاوت تر وارد بحث شویم.

من مشکلی ندارم . یادم هست اولین باری که به طور جدی در این باره صحبت کردم یکی از اعضای محترم که در شورای دوم در کنار ما بود به آن اعتراض کرد. به او پاسخ دادم از من سوال شده و من پاسخ هایی که لازم می دانستم را دادم. به وی گفتم که اگر با او هم مصاحبه ای در این باره انجام شد می تواند پاسخ هایی که دوست دارد و صلاح می داند را به سوالات بدهد.

*مگر چه بحثی را مطرح کرده بودید که ایشان را به اعتراض وا داشت؟

در آنجا گفتم که نظر وی ، آقای احمدی نژاد نبود و بعدا طرفدار دو آتشه وی شد.

*وی و برخی اعضای شورا به چه کسی برای شهرداری تهران تمایل داشتند؟

مهندس بوربور ، دکتر نوریان، مهندس سعیدی کیا و دکتر دانش جعفری.

*بارها شنیده ایم جریانی که با تابلوی آبادگران توانست  در انتخابات شورای شهر دوم موفق شود، به دلیل اینکه توسط آقای احمدی نژاد برای آن انتخابات گزینش شده بود، خود را وامدار وی می دانست و به همین دلیل پست شهرداری را به وی داد. برخی هم قائل به نوعی طرح جامع تر هستند مبنی بر اینکه از قبال، انتخاب وی به شهرداری تهران نهایی شده بود. کدام یک از این دو نقل قول صحت دارد؟

هیچ کدام! اینها تهمت هایی است که توسط افراد ناآگاه در فضای سیاسی مطرح شد. ما برای شهر طرح و برنامه داشتیم و فکر می کنم در شروع و اجرای آنها مخصوصا در بخش های فرهنگی و اجتماعی موفق بودیم.

*لیست موسوم به آبادگران برای انتخابات شورای شهر دوم در کجا بسته شد؟

برای اولین بار چند گروه اصولگرا کنار هم جمع شدند و دست به ائتلاف زدند.

*کدام گروه ها؟

جامعه اسلامی مهندسین، حزب موتلفه، جمعیت ایثارگران، جبهه خط امام و رهبری و حزب چکاد آزاد اندیشان و بعضی از انجمن های اسلامی مثل بازار و البته برخی دوستان به شکل منفرد و فارغ از این گروه ها مطرح شدند.

*اما به دلیل اینکه چهره های کمتر شناخته شده از حیث کار سیاسی در بین مردم بودید این باور وجود داشت که این گروه ها چندان در انتخاب ها دخیل نبودند. یعنی نوعی حرکت چراغ خاموش.

بله واقعا هم همین طور بود. البته زمانی که وارد شورای شهر تهران شدیم هم، کار را به دست خودمان گرفتیم و اجازه ندادیم کسی دخالت کند. در مورد آقای احمدی نژاد هم همین اتفاق افتاد. به رغم اینکه از جناح های مختلف فشار وارد می شد.

*چه شناختی از وی داشتید؟ به هر حال انتخاب باید از روی آگاهی و سابقه اجرایی کاندیداهای یک پست یا جایگاه انجام شود.

من با برادر آقای احمدی نژاد همکار بودم.

*سردار داوود احمدی نژاد؟

خیر با برادر بزرگ ایشان با خود محمود احمدی نژاد هم نزدیک به یک سال در جریان قبل از انتخابات مراوده داشتیم . وی رابط همین گروه های سیاسی که نام بردم با افرادی که برای حضور در فهرست آبادگران انتخاب شده بودند به شمار می رفت.

*پس کار حزبی و تشکیلاتی می کرد؟

بله کاملا و به کار حزبی علاقه زیادی داشت.

*چه شد که به این نتیجه رسیدید که گزینه خوبی برای شهرداری تهران است؟ تنها گزینه بود؟

خیر گزینه های خوب دیگری هم بودند. بیش از همه به آقای دکتر نوریان که ریاست سازمان هواشناسی کشور را بر عهده داشتند نگاه مثبت وجود داشت. اکثرا با توجه به برنامه ای که ارائه کرد دوست داشتند به او رای بدهند. وقتی همه متقاعد شدند ایشان گفت چون من معاون دوم سازمان جهانی هواشناسی هستم و برای معاون اولی این سازمان خودم را آماده می کنم و تا بحال هیچ فردی در جمهوری اسلامی نتوانسته به این جایگاه در این سطح دست یابد، اجازه دهید تا تمرکز من بر روی فعالیت در آن سازمان باشد و شورای اسلامی شهر تهران، فرد دیگری را برای شهرداری انتخاب کند.

*بعد از وی چه گزینه هایی مطرح شدند؟

آقای مهندس سعیدی کیا ، دکتر دانش جعفری و آقای احمدی نژاد. البته ما بیش از 60 گزینه را بررسی کرده بودیم.

*هر سه نفر این چهره ها، با برخی احزاب و جریانات جناح راست ار تباط داشتند. فشار بیرونی خاصی برای انتخاب محمود احمدی نژاد برای این سمت وجود داشت؟

همان طور که گفتم از سوی احزاب فشار هایی وجود داشت اما ما توجه نمی کردیم. آقایان سعیدی کیا و توکلی از جمله افرادی بودند که مد نظر بعضی از جریان ها قرار داشتند.

*پس احمدی نژاد آخرین گزینه بود؟

بله واقعا هیچ کس راضی به انتخاب وی نبود. ما دوستانه به عنوان بسیجی جلسه ای داشتیم با جانشین بسیج که در ان مقطع سردار احمدی مقدم بودند . ایشان دوستانه آقای احمدی نژاد را پیشنهاد دادند.

*پیشنهاد آقای احمدی مقدم بر روی نظر شما اثر داشت؟

بله اثرگذار بود.

*شما پیش از آن در زمان استانداری آقای احمدی نژاد در اردبیل یا فرمانداری در ماکو و خلخال، چقدر او را می شناختید؟

من معاون دانشگاه صنعتی مالک اشتر بودم و برادر آقای بزرگ ایشان را که فردی متدین و انقلابی بودند هم در آن دانشگاه فعالیت می کرد. حاج داوود را هم می شناختم اما ارتباطی با وی نداشتم.

*چندی قبل محمدرضا باهنر دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین در یک گفتگو عنوان کرده بود که اولین فردی که آقای احمدی نژاد را  کشف کرده، خود وی بوده و به وزیر وقت اطلاعات  هم اعلام کرده که آقای احمدی نژاد نه تنها شهردار جریان متبوع آقای باهنر بلکه کاندیدای ریاست جمهوری این جریان هم هست. شما در جریان این مذاکرات بودید؟

از این روابط خبر ندارم اما به دلیل اینکه آقای احمدی نژاد در وزارت کشور و وزارت اطلاعات پرونده داشت، خیلی ها به دنبال این بودند که ایشان تایید نشود. البته ناگفته نماند که آقایان یونسی و موسوی لاری در این زمینه به رغم میل باطنی ، از خودگذشتگی نشان دادند و واقعا در آن موقعیت حساس، احترام خاصی به نظرات اعضای شورای شهر قائل شدند.

*بعد از ورود وی به شهرداری تهران، چه چیزی سبب شد تا به عنوان کاندیدای شما برای انتخابات ریاست جمهوری نهم هم مطرح شود؟

ابتدا باید تاکید کنم عملکرد ایشان متعلق به یک مجموعه بود و این بار را شورای شهر دوم می کشید و طرح ها و برنامه ها بر اساس خرد جمعی بود که پیاده می شد منتها آقای احمدی نژاد هم قوی عمل کرد. مخصوصا در مسائل فرهنگی به خوبی وارد شد. طوری وارد شد که توانست رضایت مردم را جلب کند و با تصمیماتی که شورا گرفت، ملاقات های مردمی، ارتباط با همه مخاطبان اجتماعی در شهرداری مانند مراکز علمی و مذهبی و بعضا نهادهای مردمی به تدریج آقای احمدی نژاد مطرح شد.

*پس جا انداختن وی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری با شما بود؟

بله اگر خدا قبول کند (خنده)

*ایشان خیلی از شما نقل قول می آورد. در فیلم تبلیغاتی می گفت به قول آقای بیادی یک نخ را که بکشی از 50 جا صدا در می آید. این ارتباط چگونه ایجاد شد؟

بیشتر رابطه ما در دوران شهرداری وی شکل گرفت. ما در شورا برای از بین بردن بدبینی به عملکرد شورا و تحقق بیانات امام و مقام معظم رهبری برنامه داشتیم. رهبری به ما نصیحت کردند که باید سیاست های ما شیب ملایم داشته باشد چون بدنه شهرداری آمادگی برخورد شدید نداشت. در آن مقطع کوتاه دو ساله حتما حرکت های جدی شده بود که ایشان توانستند اعتماد مردم در کل کشور را کسب کنذد.

*اما ویترین این عملکرد– فارغ از خوب یا بد بودن- شهرداری تهران بود.

البته من همان موقع هم انتقادات جدی داشتم چرا که معتقدم حقوق مردم را نمی توان با رفاقت بازی استیفا کرد. در کار کردن اشکال زیاد به وجود می آید و من به رغم علاقه ای که به فعالیت ایشان داشتم تذکر می دادم و بیشتر نزدیک بودم.

*اختلاف شما با احمدی نژاد از چه زمانی آغاز شد؟

تیم ما برای ورود به ریاست جمهوری برنامه داشت اما آقای احمدی نژاد 10 روز از انتخاب شدنش نگذشته بود که همه قول و قرارها را زیر پا گذاشت و ما بلافاصله از هم جدا شدیم و در رسانه ها هم این مساله را عنوان کردم. دوستان دیگری مثل آقای شریعتمداری و خوش چهره، خادم و ... نیز بودند که همین نظر را داشتند.

*جریانات سیاسی جناح راست ، امیدواری چندانی به موفقیت جریان شما نداشتند. معکوس عملکرد آنها چقدر به موفقیت احمدی نژاد کمک کرد؟

دوستانی که اشاره کردید هیچ کمکی به ما نکردند. البته چند نفر از این دوستان آمدند سمت ما و یک ماه مانده به انتخابات که زمان بسیار حساسی هم بود ناگهان از کاندیدایی دیگر حمایت کردند!

*چه کسانی بودند؟

مثلا آقای دارابی که معاون صدا و سیما و عضو موسس ایثارگران است. او کتابچه «چرا احمدی نژاد؟» را نوشت که توزیع بسیار زیادی شد و استدلال هایی را مطرح کرد که چرا باید به آقای احمدی نژاد رای داد. یا آقای صفارهرندی رییس اتاق فکر بود. اینها همه قبل از انتخاب جدا شدند.

*اما به صفار هرندی پست وزارتی داد. آنها قبل از انتخابات از چه کسی حمایت کردند؟

به هر حال آنها یک ماه مانده به انتخابات از کاندیداتوری آقای قالیباف حمایت کردند. در انتخابات هیچ کمکی به ما نشد و ما غریبانه و با محدودیت های بسیار در این صحنه حاضر شدیم.

*مگر در فضایی به وسعت ایران، می توان با محدودیت کار کرد؟ به هر حال شما هم تشکیلات و شبکه های خود را در بین جامعه داشتید که عده ای آن را حاصل توجه شما به این نهادها در دوران شهرداری آقای احمدی نژاد و البته شناخته شده بودن شما برای اعضای این نهاد ها می دانند.

بله من معتقدم که پیروزی با این محدودیت ها یک بار اتفاق افتاد. همه هم می دانند. آنچه من شاهد بودم یک حرکت مردمی بود. نمی گویم از سوی نهادهایی که گفتید حمایت نشدیم. گفتمان، سخنرانی ، سوژه های تبلیغاتی ، ساده بودن نوع تبلیغات و ... باعث شد تا بدنه برخی اقشار به ما متمایل شود. به هر حال برخی موضوعاتی که شما مطرح می کنید وجود داشت.

*با توجه به اتفاقات امروز، این تبلیغ ساده زیستی، عوام فریبی نبود؟

پاسخ مستقیمی نمی توانم به این سوال شما بدهم. اما آنچه من به دنبال آن بودم عوام فریبی نبود. از سر صدق و صفا برای رضای خدا بود. هنوز هم آن گروه ما برای اداره کشور برنامه دارد. جالب است بدانید که برنامه ما را سیاستمداران ترکیه پیاده کردند با این تفاوت که محوریت ما ولایت بود. ما طوری برنامه داشتیم که در دو دوره ریاست جمهوری، همه ظرفیت های اصولگرایی را برای چند منظور به کار بگیریم. مانند تحقق چشم انداز 20 ساله که توسط استید و خبرگان برجسته کشور در دولت وقت تهیه و در مجمع تشخیص وقت تصویب شده بود و رهبری عزیز آن را به همه دستگاه های اجرایی کشور ابلاغ فرمودند.

*اما در دولت نهم این برنامه ها به کنار گذاشته شد. اینجا یعنی خلاف مرام نامه شما عمل شد؟

ایشان نه تنها این سند را کنار گذاشت که قوانین مجلس و برنامه 5 ساله را هم کنار گذاشت و اینجا مشخص شد که وی علاقه ای به اجرای برنامه هایی که بر روی آن توافق کرده بودیم ندارد. ما به گردش نخبگان اعتقاد داشتیم نه از بین بردن و خانه نشین کردن آنها. پرورش استعدادهای درخشان برای مدیریت آینده ، برنامه ما بود نه حاکم شدن یک محفل خاص.

*چرا به اینجا رسیدید؟

وی با آوردن افرادی که با این تفکر همراه نبودند باعث عقیم ماندن آن شد. وقتی برنامه ای می خواهد اجرا شود باید افرادی هم سنخ برنامه نوشته شده، آن را اجرا کنند تا به نتیجه برسد. احمدی نژاد از افرادی استفاده کرد که هم سنخ نبودند.

چقدر حضور شما و برخی دیگر از چهره های شناخته شده برای نهادهای انقلابی و مردمی و هیآت، باعث جلب نظرات به سوی آقای احمدی نژاد شد؟

نمی توانم محاسبه کنم. من سعی کردم تلاش ما برای رضای خدا باشد و اولین انتقاداتم نیز برای رضای خدا بود که از مسیر اصلی جدا نشود. من پیشبینی فضایی که امروز متاسفانه به وجود آمده را می کردم. دوستانی که با من هستند می دانند. تذکراتی که به ایشان دادم ثبت است و آن را ده سال دیگر می گویم. رفتار وی نشان می داد که گروه های دیگری هم به جز ما بودند که با او ارتباط پنهانی داشتند و او احساس کرد تنهایی می تواند کار را پیش ببرد . ما اعتقاد داشتیم ستون خیمه مدیریت باید بزرگتر از خود فرد رییس جمهور باشد تا مدیران بزرگ در آن جا شوند. آقای احمدی نژاد ستون خیمه را به اندازه مدیریت خودش گرفت و افرادی که آمدند زود خسته شدند و بر گشتند. به همین دلیل بیشترین تغییر و تحولات بعد از انقلاب، در این دولت اتفاق افتاده است. البته با این همه انتقادات سازنده، بنده اعتقاد دارم آقای احمدی نژاد برای احیاء سرمایه های اجتماعی و علاقه مندی مردم به نظام و در بعضی موارد در سیاست های خارجی و هدفمند کرد یارانه ها زحمات زیادی متحمل شده اند.

آیا همین تخطی از مرام نامه و برنامه ها باعث شد که شما به گزینه محمود احمدی نژاد برای تصدی شهرداری تهران رای ندهید؟ انتخاب دکتر قالیباف که رقیب انتخاباتی جریان شما به شمار می رفت بر چه اساسی صورت گرفت؟

بله در آن برهه از زمان آقای دکتر قالیباف، کاندیدای ریاست جمهوری بود ولی ایشان از ظرفیت های خوب مدیریت در کشور بوده و هستند. همانطور که ملاحظه می کنید قاطبه اعضای شورای دوم که اثرگذار در انتخابات نهم ریاست جمهوری بودند، در شورای سوم نیز حضور دارند و برنامه های آنها به همراه دیگر دوستان عضو، طوری بوده که آقای قالیباف به همراه مدیریت شهری و شورای شهر موفق جلوه کنند و توانسته اند رضایت نسبی مردم را جلب کنند. اینها همه نتیجه کار برای رضای خدا و توجه به برنامه هاست.

منبع: همشهری ماه/ حامد طبیبی
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
روایت تصویری
نگاه دوم
تازه ها از هر سو
عکس خبری
دانلود و نرم افزار
ادبیات و شعر
موسیقی و فیلم
آگهی استخدام
آرشیو نرخ روز
پربازدید ها
آخرین اخبار