کد خبر: ۳۸۱۶۹۵
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۶
منبع: فراتاب
*قدرت الله بهبودی نژاد
 در سال ۲۰۰۱ میلادی و پس از حمله‌ی یازده سپتامبر، ایالات ‌متحده به بهانه ‌ی مبارزه با تروریسم به افغانستان حمله و حکومت طالبان را در آن کشور سرنگون کرد. از آن زمان تاکنون، افغانستان دچار یک ناامنی ۱۶ ساله و آمریکا درگیر طولانی‌ترین جنگ در تاریخ خود است. دونالد ترامپ، سومین رئیس ‌جمهور آمریکاست که با چالش افغانستان در حوزه‌ی سیاست خارجی روبروست و راهبرد دولت وی بالاخره پس از چندین ماه تأخیر، طی یک سخنرانی در اوت سال ۲۰۱۷ اعلام شد که دارای عناصری ثابت (نسبت به راهبرد دولت اوباما) و عناصری جدید و منحصر به ‌فرد است. با توجه به نقش مخرب آمریکا در امنیت منطقه و افغانستان، لازم است این راهبرد مورد بررسی و تجزیه ‌و تحلیل قرار گیرد. پرسش اصلی این است که: مهم‌ترین دلایل تغییرات ایجادشده در راهبرد آمریکا در قبال افغانستان چیست و چه پیامدهایی به دنبال دارد؟                 

دولت بوش ادعا می کرد که افغانستان به مرکز رشد و توسعه تروریسم در جهان تبدیل شده است و مخالفان آمریکا از لیبی گرفته تا چچن همه در پناه طالبان در افغانستان جمع شده اند و اقدام به فعالیت های تروریستی علیه منافع آمریکا در جهان می نمایند. هدف اصلی امریکا در کنار مسایلی چون مبارزه با القاعده و طالبان و پروسه دولت –ملت سازی و ایجاد ثبات و امنیت در افغانستان، اهداف منطقه ای من جمله کنترل روسیه و جلوگیری از قدرت یابی مجدد آن، کنترل چین و ایران را نیز  شامل می شد تا همچنان از این طریق به قدرت برتر بودن در منطقه خاورمیانه امیدوار باشد. لذا امریکا از طریق الگوی امنیتی مداخله گری و اشغال افغانستان تلاش نمود موقعیت هژمونی خود را تثبیت و تقویت سازد.

اما راهبرد دولت بوش منجر به پیامدهای داخلی و منطقه ای برای افغانستان شد: تحولات سال های اخیر حاکی از وجود یکسری متغیرهایی است که نشان می دهد راهبرد دولت بوش در اشغال افغانستان بر خلاف گفته های اولیه مقامات کاخ سفید نتوانسته است چندان موفق باشد. مسایلی من جمله قدرت یابی مجدد طالبان و رشد گروه های تروریستی دیگر، گسترش فقر، کشت و قاچاق مواد مخدر، گسترش ناامنی و افزایش تلفات غیر نظامی و به تعویق افتادن روند دموکراسی سازی از نتایج راهبرد دولت بوش در داخل افغانستان بود. این راهبرد در سطح منطقه ای نیز منجر به نتایجی شد. اشغال افغانستان،   باعث شد محیط امنیتی کشورهای همسایه افغانستان همچون ایران و پاکستان نیز ناامن گردد و این دو کشور به ویژه  بخاطر پناهنده شدن طالبان در خاک خود هزینه های زیادی را متقبل شوند اما جدا از این اکثر محققان بر این عقیده هستند که اشغال افغانستان توسط آمریکا گامی در جهت محاصره ایران است که حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ حلقه ی محاصره ایران را تنگ تر ساخت و صحت این عقیده را بیش از پیش ثابت ساخت.

 راهبرد دولت اوباما: شباهت ها و تفاوت ها با دولت بوش

با روی کار آمدن باراک اوباما‌، سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا وارد مرحله جدیدی گردید دولت باراک اوباما، بر این باور بود که کشور افغانستان نقش کلیدی را جهت مبارزه با تروریسم بازی می­کند و لذا بر این اعتقاد بود مرکز ثقل سیاست آمریکا باید کشور افغانستان باشد و بر  این اساس تداوم حمله به افغانستان را با اعزام نیروهای بیشتر در راستای مبارزه با تروریسم شدت بخشید. طبق گفته اوباما، اساس استراتژی آمریکا در افغانستان، اقدامات نظامی علیه طالبان، همکاری با سازمان ملل متحد، شرکای بین المللی و دولت افغانستان و نیز مشارکت تنگاتنگ با پاکستان خواهد بود. باراک اوباما با رسیدن به قدرت، تعداد نیروهای رزمی آمریکا در افغانستان را از ۳۰ هزار نفر به بالای ۱۰۰ هزار نفر رساند. ایجاد و گسترش پایگاه های نظامی دایمی در افغانستان و واگذاری مسئولیت ها به نیروهای بومی افغان و ارایه جدول زمانبندی برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، مبارزه با شورشیان طالبان، تقویت ساختار دولتی و سیاسی افغانستان از جمله مهمترین عناصر و مولفه های راهبرد اوباما بود. اوباما همچون بوش بر نقش نظامی‌گری در افغانستان تاکید داشت اوباما تقویت قدرت نظامی آمریکا را در افغانستان  در نظر داشت، اما بر خلاف بوش مخالف رهبری آمریکا در جهان به واسطه قدرت نظامی بود. در واقع اوباما همواره سعی داشت  تا با تغییرات تاکتیکی مختلف در سیاست خارجی بویژه در اشکال غیرنظامی به شکلی چندبعدی راهبردی سلطه آمریکا بر جهان را دنبال کند.

اما راهبرد اوباما نتوانست بنا به دلایلی مانند کشتار غیر نظامیان در حملات هوایی، کشته شدن سربازان امریکایی و عدم موفقیت در رشد دموکراسی و پروسه دولت سازی در افغانستان، نارضایتی داخلی مردم امریکا و هزینه های سرسام اور جنگ، موفق باشد و ناچار شد بخش اعظمی از نیروهای خود را از افغانستان خارج نماید، گرچه از مدت­ها پیش به دنبال امضای توافقنامه امنیتی با افغانستان بود.

 
علت تاخیر در اعلام راهبرد ترامپ

دلیل اینکه چرا راهبرد جدید آمریکا هفت ماه بعد از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید و نه زودتر اعلام می شود: خلاصه می شود گفت ان چیزی که ترامپ قبل از ورود به کاخ سفید در نظر داشت و در مناظرات انتخاباتی شعار می داد واقعا آنی نبوده است که بعد از پای گذاشتن به کاخ سفید باشد. در این مدت ترامپ قانع شده که خروج کامل نیروهای امریکا از افغانستان،  خلع ای را ایجاد می کند که جز طالبان و داعش هیچ کس آن را پر نخواهد کرد و به رشد گروه های تروریستی منجر می شود. از علل دیگر تاخیر در اعلام این راهبرد: سردرگمی مقامات کاخ سفید در تدوین یک راهبرد جدید بود، دلیل دیگر اینکه   شخص ژنرال متیس وزیر دفاع، این استراتژی را  نگه داشت تا بتواند توافق کاخ سفید و بخصوص شخص رییس جمهور ترامپ را  با گسترده  کردن این طرح و با گنجاندن  طالبان پاکستان در این طرح سپس  آن را ارایه بکند (۲).

 
دلایل  نیاز به اعلام راهبرد جدید ترامپ

حضور امریکا در افغانستان در طی شانزده سال اخیر در واقع از نظر راهبردی در حالت ضعیف و سردرگمی بوده است با اینکه امریکا  بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به افغانستان حمله کرد و حکومت طالبان را از بین برد واکنش اولیه دولت بوش این بود که  نمی خواست امریکا به مدت زیادی انجا بماند و این که سایر کشورها بتوانند کار بازسازی را در افغانستان را انجام دهند.  موقعی که طالبان را از انجا اخراج کرد. دولت بوش توجه خودش را معطوف به عراق کرد، بنابراین ان تعداد سربازان که هم در عراق باشند و هم در افغانستان باشد برای امریکا  مشکل ساز  بود و امریکا نمی خواست که خیلی در افغانستان درگیر باشد، و بعد که دولت اوباما امد تعدادی سرباز اضافه کرد و تا یکصد هزار سرباز را در انجا داشت و بعد تصمیم گرفت سربازهای امریکایی را از افغانستان خارج کند بنابراین همیشه راهبردهای مختلف و سردرگمی  داشته است ولی نه یک راهبرد که خیلی پایدار باشد. از دیگر سو در هجده ماه اخیر شبه نظامیان طالبان در افغانستان پیش رفت های زیادی داشته اند. در حال حاضر حدود ۴۰ در صد خاک افغانستان در کنترل آنهاست و چیزی حدود ۵۷ درصد هم از طرف حکومت کابل اداره می شود. اما مطلب خیلی مهمی که هست این است که در سال گذشته ۱۵ درصد بر سرزمین های تحت کنترل شبه نظامیان طالبان  افزوده شده که روند بسیار خطرناکی است، از سوی دیگر در طی این مدت شانزده سالی که از حضور امریکا در افغانستان  می گذرد تا حالا چیزی حدود ۲۴۰۰ نفر از افسران و سربازان امریکایی در نبردهای افغانستان کشته شده اند و نزدیک به ۸۰۰ میلیارد دلار هزینه جنگ  افغانستان شده است، و از همه اینها شاید خطرناک تر این است که در سپتامبر سال ۲۰۱۶ چیزی در حدود نزدیک به یک سال پیش بر اساس گزارش خبرگزاری  اسوشیتدپرس میانگین تعداد تلفات ارتش افغانستان ماهانه به ۵۳۰۰ نفر رسیده بود  که رقم بسیار خطرناکی است و ممکن است این تصور را ایجاد کند که ارتش افغانستان اصلا نتواند این تعداد کمبود نفرات را با سرباز گیری بیشتر جبران کند. در مجموع بنا به گفته ژنرال جمیز متیس وزیر دفاع جنگ در افغانستان به بن بست رسیده و در حال حاضر پیروزی در چشم انداز نیروهای آمریکایی نیست. بنابر این میشود گفت که مجموع اینها دلایل خوبی است به اینکه راهبرد جدید در افغانستان اعلام شود.

 
گزینه ها وسناریوهای پیشنهاد شده

چهار گزینه و یا سناریو  در این راهبرد نوین آمریکا مطرح بود و مدت زیادی زمان گرفت تا منجر با اعلام این سیاست جدید شد.  اولین گزینه ، گزینه ژنرالها بود،  ژنرالهای امریکایی شامل وزیر دفاع جیمز متیس و همینطور مشاور امنیت ملی اصرار داشتند بر اینکه طرح ژنرالهای امریکایی در افغانستان عمل شود و ان طرح این بود که همین تعداد نیروی نیروی امریکایی که در افغانستان هست، یک تعداد نیروی دیگری هم اضافه شود و امریکا حضور دراز مدت و دوام دار در افغانستان داشته باشند و در سایه این حضور بر پاکستان فشار بیاورند و با کمک ارتش افغانستان با تروریستها بجنگند. گزینه دوم که در مقابل این گزینه قرار داشت، آنها طرحی را داشتند که اصولا ارتش در افغانستان در طی این ۱۶ سال آنچنان کارایی نداشته و باید امریکا صورت قضییه یا موضوع را در انجا تغییر دهد  و آن تغییر این بود که باید جنگ افغانستان خصوصی سازی شود و از سازمان هایی  بنام های  ((هالیبرتون) ، ((داین کورپ)) و یا ((بلک واتر ))   استفاده شود .بنا به گفته کارشناسان امریکایی وقتی جنگ خصوصی سازی شود در حدود ۱۰ میلیارد دلار در سال هزینه دارد  و با این مقدار پول میتوان  جنگ را پیش برد و تروریست ها را نابود کرد  این در حالی است که ارتش امریکا در حال حاضر ۴۰ میلیارد دلار در سال هزینه جنگ میکند و این طرح برای اقای ترامپ جاذبه داشت و از سوی کوشنر دامادش هم حمایت میشد. گزینه سوم  که مبلغ ان استفان بنین بود،   حاوی این بود که ارتش امریکا باید از افغانستان خارج شود و یک مجموعه یا سازوکار دیگری بیاید  و بر روی گزینه سومی تاکید می کرد   گزینه این بود که اصولا امریکا در افغانستان چه میکند و چه فایده ای دارد و اینکه هزینه جنگ بالا رفته  و امریکا جنگ را باخته است  همان چیزی که دونالد ترامپ در مبارزات انتخاباتی بر روی ان اشاره داشت .گزینه چهارم : که هنوز هم بر روی میز هست ، این است که نحوه عملیاتی که در افغانستان قرار است اجرا شود یک مکانیسم مشترک از ارتش و  بلک واتر باشد به این معنی که اداره میدان های جنگ و  سربازها  با بلک واتر باشد ولی فرماندهی و رهبری با ارتش باشد یعنی یک مکانیسم مشترک از ارتش و شرکت خصوصی  ساخته شود و جنگ افغانستان را پیش ببرد .

تفاوت های راهبرد ترامب با راهبرد اوباما   
                                                                                               

فشار بر پاکستان:یکی از بندهای جدید بودن این راهبرد نسبت به دولت اوباما  شامل کردن پاکستان در این راهبرد است ،در این راهبرد نقش مخرب طالبان پاکستان در افغانستان در نظر گرفته شده است  و بهترین  دلیل برای این امر هم نام این راهبرد  جدید است (( راهبرد جدید امریکا در افغانستان و جنوب اسیا )) منظور از جنوب اسیا کشورهای  شبه قاره هند و مخصوصا پاکستان است  .  برای اولین بار دولت امریکا از پاکستان به عنوان کشوری که تبدیل شده به پناهگاه امن تروریست ها  یاد می کند  و اعلام میدارد که نسیت به پاکستان همانند گذشته با اغماض و چشم پوشی برخورد نخواهد شد و در کنار ان از کمک هایی که از جانب ایالات متحده امریکا به پاکستان میشود یاد گردید و به نوعی تلویحی یک نوع اخطار به پاکستان بود که در صورتی که بازنگری و تجدید نظر در استراتژي خود در افغانستان نکند  این کمک ها  دیگر وجود نخواهد داشت و انها دیگر نباید انتظار داشته باشند تروریست هایی که از جانب پاکستان تجهیز میشوند و دولت افغانستان و سربازان ناتو را در معرض حمله قرار میدهند  حاشیه امن داشته باشند.  
                                                                                     

تاکید بر نقش بارزتر هند : گزینه دوم  که در راهبرد دولت ترامپ در افغانستان حایز اهمیت میباشد ، نوعی چراغ سیز نشان دادن برای کمک های بیشتر هند بود ، که البته این قضیه هم از یک طرف میتواند بخشی از اعمال فشار جدید  بر پاکستان باشد  و هم از سوی دیگر باز شدن مسیر تازه ای در گسترش همکاری های هند با ایالات متحده در افغانستان که خواستار  نقش موثر تر و چشم گیرتر هند در افغانستان گردیده است(۵) .             
                                                             

 نقش بارز ژنرال های فعال در صحنه :باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ میلادی از افزایش ۳۰ هزار نفری شمار سربازان این کشور در خاک افغانستان خبر داد اما تصریح کرد که آنها ۱۸ ماه بعد، به تدریج به خانه‌هایشان بازخواهند گشت. ژنرال‌های نظامی اعتقاد دارند که اعلام چنین برنامه زمان بندی شده ای، دشمنان را تشویق کرد که منتظر خروج آمریکایی‌ها باشند تا حملاتشان را دوباره آغاز کنند.ایالات متحده آمریکا در حال حاضر ۸۴۰۰ سرباز در افغانستان دارد و ژنرال‌های آمریکایی گفته اند که فرستادن چند هزار نیروی بیشتر به آمریکا کمک خواهد کرد تا در بن بست کنونی بتوانند بر نیروهای طالبان تسلط یابند.نیروهای اضافی می توانند در دو بخش به خدمت گرفته شوند: برای ماموریتهای ضدتروریسم و برای آموزش نیروهای افغان.                                                                         

استقلال نظامی بیشتر فرماندهان و ماندن تا زمان  نامحدود: دولت باراک اوباما با تعیین علنی تاریخ پایان عملیات نظامی در افغانستان به طالبان این امکان را داد که مدتی در انتظار بماند و سپس کارزار فتح دوباره مناطق از دست رفته را از سر بگیرد  ترامپ  بر خلاف اوباما  محدودیت های پیشتر اعمال شده بر فرماندهان در میدان نبرد را لغو کرده تا انها بتوانند طور کامل از قضاوت و تجربیات خود در ماموریت های حیاتی استفاده کنند . به گفته  ترامپ دولت قبلی امریکا با اعلام شمار نیروها و زمان بندی اعزام خروج انان از افغانستان تروریست ها و دشمنان امریکا را خوشحال میکرد و این امری است که دونالد ترامپ  اگاهانه از ان  پرهیز میکند و خواستار حضور نیروهای امریکایی تا زمان نامحدود در افغانستان میباشد. احتمالا بزرگترین تغییری که با طرح ترامپ ایجاد می شود، افزایش حیطه اختیارات مقامات آمریکایی در حمله به طالبان و دیگر گروههای تروریستی فعال در افغانستان خواهد بود. دولت اوباما پس از آنکه نیروهای افغان رهبری مبارزه با طالبان را برعهده گرفتند، محدودیتهایی را در عملیات تهاجمی آمریکا در افغانستان ایجاد کرد.آقای ترامپ روز دوشنبه گفت: «با مدیریت خرد (میکرو کنترل) از واشنگتن، نمی توان در نبردها پیروز شد». او افزود که قدرت نیروهای نظامی آمریکا را برای هدف قرار دادن تروریستها (۳) و شبکه‌های جنایی در افغانستان افزایش خواهد داد  به فرماندهان نظامی این اختیار را خواهد داد تا در زمان واقعی وارد عمل شوند.

 
مذاکرات سیاسی : هدف نهایی طرح دونالد ترامپ در افغانستان این است که طالبان را مجبور به آمدن به پای میز مذاکرات کند تا به این ترتیب راه حلی سیاسی برای جنگ افغانستان پیدا شود. این همان هدفی بود که باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین آمریکا نیز آن را دنبال می کرد..با این وجود دونالد ترامپ معتقد است که طرح او دارای یک تفاوت مهم با طرح‌های قبلی است؛ اینکه هیچ زمان بندی برای خروج سربازان آمریکایی تعیین نشده است و به این ترتیب قانع کردن طالبان برای مذاکره امکان پذیر خواهد بود.     
                                                                                                                  
مخالفت‌ها و موافقت‌ها با راهبرد جدید در امریکا و افغانستان  
                                                                
ترامپ با  مشکلات داخلی زیادی در درون امریکا روبرو است و اگر ترامپ بتواند طرحش در مورد افغانستان را اجرا کند  شاید بتواند با عکس عمل  مثبت مردم امریکا روبرو شود . اعلام  استراتژی جدید امریکا در افغانستان بلافاصله پس از انتشار، با واکنش های متضادی در داخل امریکا  مواجه شد. جمعی از سناتورهای آمریکا، با انتقاد شدید از راهبرد جدید اعلام شده، ترامپ را به بی برنامگی در رابطه با افغانستان متهم کردند. سناتور کریس مورفی با انتقاد از ترامپ گفته است: تنها راهبردی که امشب اعلام شد این بود که دیگر قرار نیست راهبردی اعلام ‏شود. . اما موافقان این رویکرد معتقدند که هر چند تأخیر در تعیین راهبرد نوین آمریکا برای افغانستان موجب پیشرفت‌های طالبان در این کشور شده بود اما اکنون واشنگتن در مسیر درستی قرار گرفته است و از حملاتی چون یازده ستامبر جلوگیری خواهد کرد.  این راهبرد در داخل افغانستان نیز با واکنش هایی روبرو شد .طالبان هم در واکنش به  راهبرد جدید آمریکا در افغانستان گفته اند که تا خروج آخرین سرباز آمریکایی از افغانستان خواهند جنگید. در این میان، محمد اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان، با استقبال از استراتژی اعلام شده، گفته است که استراتژی جدید، توان نیروهای امنیتی افغانستان را افزایش خواهد داد. عبد الله عبدالله رییس حکومت وحدت ملی  نیز عدم اعلام جدول زمانی در مبارزه با تروریسم ر ا ستوده است.   
                                                                                                                                

در سطح بین الملل رویکرد نوین راهبرد امریکا  با حمایت و استقبال  ناتو ، اتحادیه اروپا ، و المان و هند، بریتانیا و استرالیا  و کانادا  مواجه شده است (۶) و این کشورها بر طبق خواسته قبلی ترامپ و فشار ترامپ بر اعضای ناتو برای دادن بودجه و امکانات بیشتر ،  پیش بینی میشود این کشورها  سرباز و بودجه بیشتر را برای اهداف ترامپ در افغانستان  فراهم خواهند کرد.

 واکنش های منطقه ای :
 
در مقابل موضع انتقادی چین، روسیه، پاکستان و ایران نسبت به راهبرد نوین آمریکا وجود دارد.  هر چند ترامپ مستقیما به نام این سه کشور اشاره مستقیمی نداشت امایقینایکی از اهداف پنهان این راهبرد نظارت و کنترل این کشورها نیز میباشد.        
                                                                                                     

روسیه:
تمرکز سیاست جدید ترامپ در افغانستان را برقراری نظم با استفاده از نیروی نظامی خواند وان را  تکراری و بی فایده دانست .قبلا مقامات امریکایی روسیه را به حمایت از طالبان متهم کرده بودند و استدلال میکنند که روسها می خواهند ان ناکامی را که حدود چهل سال پیش در افغانستان داشته اند به نوعی دیگر  نه از طریق نظامی بلکه از طریق افزایش نفوذ سیاسی  شان جبران کنند. به گفته اگاهان سیاسی روسیه  همواره می کوشد از بحران های بین المللی و بویژه از تنگ ناهای سیاسی ایالات متحده بهره برداری کند وان را در راه اهداف و منافع خودش مورد استفاده قرار دهد. دولت روسیه در انتظار است که ببیند این جریانات چطور تحول پیدا می کند.  
                                                                           

 پاکستان: اعلام این راهبرد  كه همزمان شد با دعوت از هند به گسترش نفوذ در افغانستان بشدت موجب خشم مقامات پاکستان خواهد بود. با توجه به ساختار قدرت پاكستان و حضور قدرتمند ژنرال هاى پاكستانى در قدرت و اينكه تداوم وضعيت بحرانى ميان هند و افغانستان با پاكستان از سرچشمه هاى اصلى مشروعيت و بهانه حضور و نفوذ ژنرال هاى پاكستانى در قدرت است، به نظر نمى رسد با اين تشر رئيس جمهور آمريكا شاهد تغيير چشمگير سياست اسلام آباد نسبت به بحران افغانستان باشيم.              

چین: هر چند دولت چین به این راهبرد واکنش منفی نشان داده و پاکستان را خط مقدم جبهه مبارزه با تروریسم دانست. اما آنچه که واضح است اگر پاكستان از آمريكا دور شود  خبر خوبى براى چين خواهد بود و چین سعی  مى كند جای خالی امریکا را پر كند. چين اساسا به پاكستان و راه دريايى اش نياز داره تا از آن حصاری كه آمريكا و متحدانش در اطرافش كشيده اند خارج شود. چين از طريق پاكستان و بندر گواتر می تواند هند و متحدين شرق آسياى آمريكا را دور بزند و چه خبرى بهتر از اينكه كلا مناسبات اسلام آباد - واشنگتن شكر آب بشود.
                                                                       

چشم انداز:

اساس و محور راهبرد تازه دونالد ترامپ در قبال افغانستان همانند دو دولت گذسته امریکا، منافع و اهداف استراتژیک آمریکاست نه امنیت، ثبات و مبارزه با تروریزم در افغانستان. پیش بینی میشود که اولین پیامد این استراتژی احتمال شکل گیری یک ائتلاف منطقه ای علیه راهبرد جدید امریکا در افغانستان باشد و پاکستان می تواند در این میان نقش عمده ای داشته باشد. از آنجا که بحث اعمال فشار بر پاکستان یکی از شرایط جدی این راهبرد است طبیعتا پاکستان بیکار نخواهد نشست و احتمالا به سمت ایجاد ائتلافی از کشورهای همسایه افغانستان که مخالف با این راهبرد امریکا می باشند، خواهد رفت این چهار قطب  عبارتند از مسکو، پکن و تهران و اسلام اباد می باشد که با محوریت روسیه اقدام می کنند. دومین پیامد اینکه امریکا –افغانستان و هند در یک جبهه قرار گیرند و دیگر چهار کشور ذکر شده در بالا در تقابل با آنها در سوی دیگر میدان و این دو قطبی شدن می تواند افغانستان را بستر تقابل و جنگ و منازعه بیشتر سازد و در نهایت اینکه  امریکایی ها فراموش کردند که اگر پاكستان پناهگاه طالبان شد، اگر امارات و عربستان دولت طالبان را رسما پذيرفتند و اگر قطر دفتر سياسى طالبان را در دوحه گشود، همه به درخواست و زير نظر آمريكا بود. آمريكا امروز  می خواهد مقصر عدم كاميابى ۲۸ ساله خود در جنگ افغانستان را به طور كامل پاكستان معرفى كند و سياست هاى متناقض و رياكارانه خود را، كه از عوامل اصلى تداوم جنگ بود را انكار كند. اينكه سياست تازه ترامپ در افغانستان و در برابر طالبان موفق خواهد شد يا نه را نه اكنون بلكه حداقل بايد تا پائيز سال آينده ديد، اما تا همين جا و همين به جان هم انداختن پاكستان و هند در سرزمين و ميدان رزم افغانستان توسط كاخ سفيد چندان جاى خوشبينى نمى گذارد.
 
 
پای نوشت ها:

 ۱.استراتژی جدید ایالات متحده‌ی امریکا در قبال افغانستان: فرصت‌ها و چالش‌ها

http://۸am.af/۱۳۹۶/۰۶/۰۱/a-new-strategy-for-the-united-states-of-america-opportunities-and-challenges/.

    Guardian (۲۰/۰۸/۲۰۱۷),”Donald Trump to announce new strategy on Afghanistan in major speech2”

https://www.theguardian.com/us-news/۲۰۱۷/aug/۲۰/donald-trump-to-announce-new-strategy-on-afghanistan-in-major-speech.

۳.CNBC(۲۱/۰۸/۲۰۱۷)”Trump's new Afghanistan strategy is likely to focus on counter terrorism efforts”

https://www.cnbc.com/۲۰۱۷/۰۸/۲۱/trumps-new-afghanistan-strategy-is-likely-to-focus-on-counter-terrorism-efforts.html.

۴.Daily Mil(۲۲/۰۸/۲۰۱۷),”US strategy in Afghanistan will require more troops | Daily Mail Online”

www.dailymail.co.uk/news/article.../U-S-strategy-Afghanistan-require-troops-general.ht.

۵.Eurasian times (August ۲۲, ۲۰۱۷),”What is the New US Strategy in Afghanistan?”

https://eurasiantimes.com/us-strategy-afghanistan/.

۶. Aljazeera(۲۲ AUGUST ۲۰۱۷)”World reacts to Trump's new strategy on Afghan war”. http://www.aljazeera.com/news/۲۰۱۷/۰۸/world-reacts-trump-strategy-afghan-war-۱۷۰۸۲۲۱۰۲۸۲۶۸۳۴.html.

 *قدرت الله بهبودی نژاد - دانشجوی دکترا در هندوستان

      
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه ها از هر سو
عکس خبری
موسیقی و فیلم
آرشیو نرخ روز
پربازدید ها
نظرسنجی
با ۳ برابر شدن درآمد دولت از محل اخذ عوارض خروج از کشور موافقید؟
بله موافقم
خیر مخالفم
آخرین اخبار