کد خبر: ۳۶۴۷۵۷
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۵
در چند سال گذشته واگرایی داخلی، نداشتن تفاهم، تعریف و درک مشترک از منافع ملی و فقدان چهارچوب های اقدام مشترک در عرصه سیاست خارجی، بسیاری از فرصت ها را در نظام و اقتصاد بین الملل از ما گرفته است.
 
در شرایط واگرایی داخلی، غالبا تصمیات اساسی و ابتکاری در عرصه سیاست خارجی به حداقل ممکن می رسد. در حالی که در شرایط همگرایی فکری و عملی بین جریانات و نیروهای سیاسی درون کشور، بهترین موقعیت برای یک سیاست خارجی فعال ـ که درآن تصمیمات ابتکاری و اساسی فراوان است ـ پدید می آید.
 
در چهار سال گذشته، واگرایی داخلی سبب شد نتوانیم از فرصت های خارجی به ویژه فرصت های اقتصادی بهره مند شویم؛ اما اکنون در کنار فرصت هایی که برایمان وجود دارد، تهدیدات بسیار جدی و حساسی نیز در پیش روی داریم. در واقع محیط پیرامونی ما و نظام بین الملل پر از تهدیدات، تنش ها و شکاف های عمیقی شده که نه تنها فرصت ها را می تواند از ما بگیرد، بلکه می توان به جرأت گفت به سمتی پیش می رود که تهدیداتش علیه ما حیاتی خواهد بود. 

حال باید پرسید در این محیط فرصت زایِ پر از تهدید چه باید بکنیم؟ در پاسخ باید گفت، ما بیش از هر زمان دیگری نیاز به کاستن از تعداد دشمنانمان، نیاز به از بین بردن بی اعتمادی در روابطمان با دیگر کشورها و جلب دوستی و اعتماد دیگر کشورها داریم. در واقع اکنون زمانی است که باید از کوچکترین روزنه برای «یارکشی» و افزودن بر دوستانمان در نظام بین الملل استفاده کنیم.

«چرا» یارکشی کنیم؟

برای اینکه به این «چرای» مهم پاسخ بدهیم، باید به وضعیت کنونی منطقه و جهان نگاهی بیندازیم. در این چند سال با بحران در سوریه، عراق و یمن دست و پنجه نرم کرده ایم و درگیر آن ها بودیم. اما همین بحران ها اکنون وارد وضعیت جدیدی شدند؛ به ویژه بحران سوریه که بیش از هر زمان دیگری بوی جنگ می دهد. آمریکایی ها تحرکاتی را برای حمله سراسری به سوریه آغاز کرده اند؛ این ها را باید جدی گرفت و باید در عرصه دیپلماتیک با آن ها مقابله کرد پیش از آنکه وارد درگیری مستقیم شویم. 
 
از سوی دیگر، عراق پسا داعش نیز عراق آرامی نخواهد بود و باید منتظر بحران های سیاسی و امنیتی جدیدی در این کشور باشیم. در واقع باید خود را بیش از هر زمان دیگری آماده مدیریت بحران در عراق و به ویژه در زمینه مسأله کردها کنیم که ابزار این مدیریت بیش از آنکه نظامی ـ امنیتی باشد، دیپلماتیک است.

بحران در روابط ایران و عربستان نیز دو چندان شده است. برای اولین بار سعودی ها از لزوم کشاندن جنگ به درون مرزهای ایران سخن گفته اند؛ جایی که محمد بن سلمان ولیعهد بلندپرواز و جنگ طلب سعودی اعلام کرده که می خواهیم به راه انداختن جنگ (داخلی یا خارجی)، ایران را در چهارچوب مرزی خود گرفتار کنیم.

اگر بحران قطر را به این موارد اضافه کنیم، مسأله پیچیده تر می شود. جایی که کشورهای عربی به بهانه حمایت قطر از ایران روابط دیپلماتیک خود با این کشور ذره ای اما ثروتمند را قطع و دوحه را تحت شدیدترین فشارها قرار داده اند؛ مسأله ای که بی ارتباط با ایران و تحرکات سعودی برای ضربه به منافع تهران در منطقه نیست.

اما همه این مسائل زمانی جدی تر و خطیرتر می شوند که بدانیم آمریکایی ها به رهبری دونالد ترامپ، عزم خود برای مقابله با ایران را جزم کرده اند. آمریکایی ها اکنون کامل با ریاض هماهنگ شده اند و حتی از قطر که بزرگترین پایگاه آمریکا در آنجاست نیز حمایت نکردند. مقامات سعودی با توجه به حمایت قاطع ترامپ از آن ها زمان حاضر را فرصت مناسبی برای تسویه حساب های منطقه ای خود دیده اند. با قطر در حال تسویه حساب های گذشته خود هستند. در بسیاری از رسانه های غربی خوانده ام که پس از قطر نوبت به ایران می رسد. در واقع بحران قطر مقدمه یک تسویه حساب بزرگتر با ایران است. 

در همین راستا، بیش از هر زمان دیگری مقامات، ناظران و رسانه های جهان از افزایش احتمال وقوع یک جنگ جدید در خاورمیانه صحبت می کنند. این ها به ما می گوید، بیش از هر زمانی در پی افزودن به دوستانمان و کم کردن دشمنانمان در نظام بین الملل باشیم و نباید در یارکشی ها عقب بیفتیم. 

«چگونه» یارکشی کنیم؟

مقصود ما از «چگونه» یارکشی، روش ها و ابزارهایی است که باید از آن ها برای جلب نظر دیگران، اقناع، اعتماد، درک مشترک و حصول منافع مشترک استفاده کنیم. بدون شک یکی از روش هایی که اکنون آن را به کار نمی بریم و بی توجهی به آن فرصت های زیادی را از کشور در عرصه بین الملل ربوده، «تک صدایی» و « تفاهم» بر سر منافع ملی و اهداف سیاسی خارجی است. در واقع، باید صدای واحدی از خواسته ها و منافع ملی به گوش جهانیان برسانیم. یک هماهنگی کامل میان دستگاه دیپلماسی و سایر نهادهای داخلی در اتخاذ مواضع ملی و بین المللی باید ایجاد شود. نباید کشورهایی که خواهان سرمایه گذاری و همکاری با ایران در پروژه های اقتصادی هستند، از چندصدایی داخلی بترسانیم. در همین زمینه لازم است افراد غیرمسئول و غیرپاسخگو از اظهارنظرهای عجولانه، غیرکارشناسی و جناحی اجتناب کنند.

ابزار دیگر ما این است که از سرمایه گذاران و هیأت های تجاری خارجی برای حضور در ایران دعوت کنیم. در جهان کنونی، هیچ ابزاری به مانند اقتصاد نمی تواند سبب پیوند میان کشورها و بازیگران بین المللی شود؛ بنابراین، باید از سرمایه گذاران و شرکت های بین المللی دعوت کنیم به ایران بیایند، با آن ها مذاکره کنیم و به آن ها در مورد امن بودن امنیت سرمایه در ایران اطمینان خاطر بدهیم. چنین سیاستی را هم اکنون دستگاه دیپلماسی ما در پیش گرفته و موفقیت هایی نیز به دست آورده است. تعلیق مجدد اقدامات تقابلی FATF علیه بانک‌های ایران، و اعلام مشارکت برخی از بزرگ‌ترین شرکت‌های بین‌المللی در پروژه‌های صنعتی ایران -از جمله اعلام مشارکت شرکت توتال در توسعه میدان گازی پارس جنوبی علیرغم تصویب لایحه تحریمی اخیر در مجلس سِنای آمریکا- نشانه‌های موفقیت این سیاست تلقی می‌شود.

ابزار دیگر ما می تواند « سفیران علمی» باشد؛ مسأله ای که متأسفانه توجه بسیار اندکی بدان شده است و ما شاهد استفاده از پژوهشگران و دانشگاهیان ایرانی در مراودات و تعاملات بین المللی نبوده ایم. روزانه همایش ها و کنفرانس های بین المللی زیادی در زمینه های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی در سراسر جهان برگزار می شود. در بیشتر این همایش ها و کنفرانس ها جای محققان، دانشجویان و دانشگاهیان ایرانی خالی است. 

چندی پیش با یکی از دوستان دانشگاهی که در یکی از همایش های بین المللی حضور پیدا کرد صحبت می کردم. ایشان گفتند در این همایش پژوهشگرانی از بسیاری از کشورها در این همایش حضور داشتند که یا چیزی در مورد ایران نمی دانستند یا تصورات غلطی در مورد کشورمان داشتند؛ اما پس چند دقیقه گفت وگو با آن ها، تصوراتشان در مورد ایران را تغییر دادم؛ به همین جهت دستگاه دیپلماسی باید پژوهشگران و دانشگاهیان ایرانی را به عنوان سفیران اقناع به همایش ها و کنفرانس های بین المللی اعزام یا حضور آن ها را در این محافل بین المللی تسهیل کند.

«کجا» یارکشی کنیم؟

اکنون جمهوری اسلامی ایران با مجموعه متنوعی از تهدیدات در سطوح منطقه ای و بین المللی مواجه است. در سطح منطقه ای این تهدید بیش از پیش از جانب عربستان سعودی احساس می شود و در سطح فرامنطقه ای اکنون آمریکایی در موضعی تهاجمی در مقابل ما قرار دارند.

به همین جهت یارکشی ما باید در دو سطح منطقه ای و فرامنطقه ای دنبال شود. عربستان سعودی بیش از دو سال است که یارکشی خود در مقابل ایران را شروع کرده است. این را در بحران یمن و تشکیل ائتلاف از سوی این کشور و همچنین در بحران قطر به خوبی مشاهده کردیم. بی شک هدف اصلی و نهایی از این یارکشی سعودی ها ایران است.

در همین راستا و در وضعیت حاضر جمهوری اسلامی ایران نیز باید وارد یک دیپلماسی فعال منطقه ای شود و با تمامی کشورهایی که در سطح منطقه می توانیم با آن ها کار کنیم وارد گفتگو و مذاکره شویم. این مسأله دو مزیت عمده دارد؛ نخست اینکه می توانیم بی اعتمادی میان خود و بازیگران منطقه را به حداقل برسانیم و دوم آنکه از وارد شدن آن ها به بلوک منطقه ای مورد نظر ریاض جلوگیری کنیم. مصر، ترکیه، عراق، لبنان، قطر، پاکستان، عمان و سازمان های منطقه ای نظیر سازمان کنفرانس اسلامی، بازیگرانی هستند که می توانیم بیش از گذشته مواضع خود را به آن ها نزدیک تر کنیم و وارد تعامل جدی با آن ها شویم.

در سطح نظام بین الملل با ایالات متحده مواجه هستیم که تهدیدات آن را هم اکنون پیرامون خود به خوبی احساس می کنیم. در این میان، بازیگر یا بازیگرانی هستند که می توانند یک وزنه تعادلی در برابر اقدامات واشنگتن علیه تهران باشند. اتحادیه اروپا، چین، روسیه، هند و سازمان های اقتصادی و امنیتی بین المللی کنشگرانی هستند که با تعامل، گفت وگو و مذاکره با آن ها می توانیم دیوارهای بی اعتمادی را کوتاه تر، مراوداتمان را بیشتر و تهدیدات را کمتر کنیم. در واقع ما اکنون باید به سمت جلب حمایت اروپا و جامعه جهانی در برابر تهدید ایالات متحده برویم. در غیر این صورت، دست تندرو های آمریکایی برای هر تصمیم خطرناکی علیه ایران باز می شود.

در این میان، تعامل با اروپا بسیار مهم است. اصولا ما با اروپایی ها هیچ مشکلی نداریم و آنها خواهان مراوده با ایران هستند؛ اما دو عامل باعث شده اروپایی در روابط خود با ایران دچار تردید شوند؛ یکی فشارهای آمریکاست و یکی هم نوعی سردرگمی در ایران است و اینکه نمی دانند واقعاً ایران تا چه حد مسائلش جدی است که این دوگانگی آنها را دچار تردید می کند؛ آن ها فکر می کنند اگر دولت یک تعهدی دارد، شاید جناح مقابل آن را نپذیرد و با آن مقابله کند. شاید اگر این دو عامل نبود، اروپایی ها هیچ گونه مشکلی با ایران نداشتند؛ عامل نخست که تا حدودی به خاطر شکاف اساسی میان رهبران اروپایی و دولت کنونی آمریکا کمرنگ شده است و عامل دوم نیز به خودمان مربوط می شود.

لذا باید به نخبگان کشور در همه سطوح و عرصه ها یادآور شد که در صورت تداوم و استمرار شرایط موجود ـ که نشان دهنده عدم انسجام بین نیروها و جریانات تأثیرگذار درعرصه سیاسی داخلی کشور است ـ نمی توان انتظار داشت که جمهوری اسلامی ایران در عرصه های منطقه ای و بین المللی از قدرت و ابتکار عمل جهت تأمین اهداف و منافع ملی خود برخوردار باشد. لذا باید وضعیت کشور را به بحث بگذارند و همه باید بپذیرند دست دولت را در عرصه سیاست خارجی باز بگذارند و دولت را برای یارکشی بین المللی همراهی کنند.

در نهایت اینکه، اکنون وقت انزوا، اختلاف، یارکشی داخلی و به حاشیه راندن رقیب داخلی نیست، بلکه وقت آن است که با حمایت همه جانبه داخلی از دستگاه دیپلماسی، صدای واحدی را به منطقه و جهان برسانیم و در پی خروج از انزوا، رفع اختلاف با بازیگران بین المللی، یارکشی بین المللی و انزوای رقبای خود باشیم.

نویسنده: مصطفی نجفی؛ کارشناس مسائل خاورمیانه
منبع: تابناک

آخرین اخبار، تحلیل‌های ویژه و صفحه نخست نشریه‌های انگلیسی زبان در صفحه بین‌الملل 


برچسب ها: سیاست خارجی
نام:
ایمیل:
* نظر:
روایت تصویری
نگاه دوم
تازه ها از هر سو
عکس خبری
دانلود و نرم افزار
ادبیات و شعر
موسیقی و فیلم
آگهی استخدام
آرشیو نرخ روز
پربازدید ها
آخرین اخبار