مشایی سپرموشکی دولت یا مدل سازی برای اصلاح طلبان
پارسینه: مواجهه با پديده مشاييسم قدري پيچيده و اما تحليل آن آسان است . براي ورود به اين بحث بايد دولت را زير ذره بين برد تا برجستگي هاي مشايي مشخص شود.
طي سالهاي اخير که دولت نهم و دهم را آقاي احمدي نژاد تحويل گرفته اند يک بحث در اکثريت اخبار رياست جمهوري برجسته بوده و به چشم مي آيد و آن اخبار حول شخصي به نام اقاي اسفنديار رحيم مشايي است .
برجسته کردن آقاي مشايي چه با اخبار منفي و چه مثبت چيزي است که نمي توان آنرا منکر شد اما چرا؟
چرا تيم رسانه اي دولت دوست دارد مشايي در سر تيتر اکثريت اخبار باشد و چه اهدافي از آن را دنبال مي کنند.
مواجهه با پديده مشاييسم قدري پيچيده و اما تحليل آن آسان است . براي ورود به اين بحث بايد دولت را زير ذره بين برد تا برجستگي هاي مشايي مشخص شود.
اصولا آقاي رئيس جمهور بسيار پيشتر از قرابت فاميلي با خانواده مشايي ، نزديکي خاصي با وي داشت و در پست هايي که آقاي احمدي نژاد در دست داشتند جايگاهي هم براي مشايي بود و اين روند تاکنون ادامه داشته و هميشه نيز مشايي جزو خط قرمزهاي آقاي احمدي نژاد بوده و در هر زمينه اي هم خواسته است عقب نشيني تاکتيکي يا اجباري داشته باشد اما مشايي براي وي غيرقابل مذاکره و معامله بوده است.
در چهار سال اول رياست جمهوري و پس از آن در دولت دهم ما مشايي را در پست هاي رسمي و غير رسمي بسياري ديده ايم و هر کجا رئيس جمهور به شخص معتمدي نياز داشته مشايي در آنجا آماده بوده و بر خلاف بسياري که اشخاص ديگري را بعنوان مشاور رئيس جمهور نام مي برند چنين به نظر مي رسد که مشايي فصل الخطاب تمام مشورت هاست و نظر آخر قبل از تصميم نهايي رئيس جمهور را وي ارائه مي دهد.
اما چرا مشايي؟ بايد يادآور شد که خود شخص مشايي به تنهايي وزنه اي نيست اما مشايي که پيرامون آن چه مي گذرد خيلي مهم است . مهمترين علل پروسه مشايي در فضاي سياسي ما را اگر به چند قسمت تقسيم کنيم به دو علت اصلي و چندين علل فرعي مي رسيم . اما علل اصلي را مي توان بر دو دسته تقسيم کرد .
1- مشايي يک سپر بسيار بزرگي است . وقتي انتقاد از دولت بالا مي گيرد مشايي وارد کارزار مي شود يعني به عبارتي نوک مگسک تمام منتقدان به سوي وي مي چرخد .چرا ؟ چون مشايي با سخنان خود چرخه را مي چرخاند و انتقادات اصلي که مي توان از کارکرد دولت گرفت را منحرف مي کند و مانند يک سيستم جنگ الکترونيک که موشکهاي اصلي را از هدف منحرف مي سازد عمل مي کند و توان مخالفان دولت در اصولگراها معطوف به مشايي مي شود تا انرژي آنها را بگيرد و چون شخص رئيس جمهور از وي حمايت کامل دارد اين سيستم الکترونيکي به خوبي عمل کرده و تمام سلاحهاي پرتابي را منحرف کرده و خنثي مي سازد و ...
2- مشايي تبديل به الگويي اصلاح طلب مي شود تا در جريان سردرگم سياسي فعلي ، نقش يک آلترناتيو سياسي براي اصلاح طلبان بازي کند و سخناني بگويد و رفتاري داشته باشد که به مذاق اصلاح طلبان خوش آيد و البته هزينه آنرا هم مي پردازند .
چرا که سخنان مشايي فقط براي بخش سنتي اصولگراها گران مي آيد و اصولگراهاي همسو با دولت بنا به سيستم سياسي موجود خود آنرا قبول و باور دارند . بنابراين چنين به نظر مي رسد که مشايي مي خواهد نقش کمرنگي از آقاي خاتمي را بازي کند (البته به تشخيص خودشان) و با مانور در سخنان و رفتار مي خواهند چنين القا نمايند که مشايي مي تواند سايه اي اصلاحات را بازي کند و در چنين فضايي اگر چه اصولگرايان سنتي را از دست مي دهند اما طيف کوچک اصلاحات باز بسيار بيشتر از اصولگرايان سنتي خواهد بود که به وي راي مي دهند .
اما دست آخر اينکه يک رئيس جمهور مختار است که اشخاص را بنابر تشخيص خود به کار گمارد و خود پاسخگوي عملکرد زير دستان خود است و اينکه ما به خاطر يک شخص بخواهيم فضا را آشفته کنيم کاري است بيهوده در رفتار سياسي ، به نظر مي آيد به جاي آسمان و ريسمان بافتن در فضاي مجازي ، روزنامه ها و رسانه ها و تريبونها ، از راههاي قانوني با رئيس جمهور سخن گفت و سخن ايشان را نيز شنيد و سپس قانوني تصميم گرفت و گرنه به اينکه فلاني به چه اعتقاد دارد و ندارد و چه مي کند و نمي کند آب در هاون کوبيدن هست چرا که مشايي در اين نظام رشد کرده و حالا به اين مرحله رسيده است و فقط رفتارهاي سياسي وي باب ميل اصولگرايان قرار نمي گيرد.
سایت الف/اكبر رفاهي
ارسال نظر