پيشبينيهای خوشبينانه فريد زکريا براي سال ۲۰۱۱
پارسینه: سال 2010بسيار سختي بود. اين عبارت تنها براي باراک اوباما، مصداق ندارد، بلکه غرب هم گرفتار همين بحران بود. بسياري از اين مشکلات کاملا هم ناپديد نشدند و در سال 2011 هم تبعات آنها احساس خواهد شد. اما من دلايل خاص خودم را براي مثبت خواندن سال آينده دارم.
فريد زکريا سردبير نشريه نيوزويک و تحليلگر ارشد شبکه سي ان ان در يادداشتي وقايع مهم سال جديد ميلادي را پيش بيني کرده است.سال 2010بسيار سختي بود. اين عبارت تنها براي باراک اوباما، مصداق ندارد، بلکه غرب هم گرفتار همين بحران بود. چه نگاه ما به آمريکا باشد و چه به يونان يا ايرلند، تفاوت چنداني نميکند، چرا که در تمام اين کشورها ما شاهد افزايش نرخ بيکاري بوديم و بحرانهاي اقتصادي هم يکي پس از ديگري از راه ميرسيدند.
بسياري از اين مشکلات کاملا هم ناپديد نشدند و در سال 2011 هم تبعات آنها احساس خواهد شد. اما من دلايل خاص خودم را براي مثبت خواندن سال آينده دارم. اگر بخواهيم بحث را از آمريکا آغاز کنيم، بايد اذعان کنم که اين کشور شاهد رشد اقتصادي خواهد بود. در 2011 ما شاهد رشد اقتصادي 2تا 3درصدي خواهيم بود. البته برخي کارشناسان رقمهاي بالاتري را هم پيشبيني ميکنند.
با اين پيش زمينه بايد بپذيريم که اقتصاد آمريکا بزرگترين اقتصاد جهاني است و رشد آن بر رشد اقتصادي ديگر کشورها هم تأثيرگذار خواهد بود.
در 2011 ما شاهد افزايش خوشبينيهاي اقتصادي خواهيم بود. اروپا هم در اين سال روزهاي خوبي را تجربه خواهد کرد. اروپاييها در اين سال متقاعد ميشوند که بايد شرکاي ولخرج خود در اروپا مانند يونان و ايرلند را متوجه عواقب اشتباهات اقتصادي خود کنند. آلمان در اين سال، رونق اقتصادي را تجربه خواهد کرد و برخلاف ادعاي برخي کارشناسان اين پيروزي اقتصادي را مديون يورو خواهد بود.
مهمترين ثمره سال 2010 اين بود که اروپاييها به اين نتيجه رسيدند که ميتوانند و بايد يورو را نجات دهند. اروپا در سال 2011 ميلادي درست مانند ژاپن با سرعت غيرقابل پيشبيني پيش خواهد رفت. در سال جديد شايد طمع چينيها هم کم شود و در نتيجه اين امر تنش در منطقه آسياي شرقي نيز کاهش يابد از سوي ديگر از آن جا که چين تنها کشور دوست کره شمالي در منطقه است، اميد ميرود که در سال جاري، پکن به غرب براي حل بحران هستهاي در شبه جزيره کره کمک کند.
در افغانستان، قدرت طالبان در هم فروخواهد ريخت. در حال حاضر نشانههايي وجود دارد که طالبان در بسياري از بخشهاي تحت فرماندهي خود متحمل شکست شدهاند. استان هلمند بهترين نمونه از اين مسائل است. بر اساس ديگر اطلاعات رسيده از منطقه، گروه حقاني که از مخوفترين گروههاي تروريستي در منطقه است هم در اين سال متحمل شکستهاي بيشتري خواهد شد.اوضاع و احوال ارتش افغانستان هم بهتر ميشود و در اين فضا قطعا واگذاري امور امنيتي به ارتش براي آمريکاييها آسانتر خواهد شد.
عراق هم در سال 2011 به اندازه کافي ثبات خود را حفظ خواهد کرد به گونهاي که اين کشور دوباره تبديل به بحراني بينالمللي نخواهد شد. بيشک نيازي هم به بازگشت سربازان آمريکايي نخواهد بود. البته اين جملات خوشبينانه به اين معنا نيست که دموکراسي در عراق تمام و کمال محقق خواهد شد. عراق درگير اختلافهاي قوميتي است و البته جو ضد آمريکايي هم در اين کشور بيداد ميکند. اما نکته مثبت ماجرا اين جاست که عراق ديگر تبديل به دغدغهاي بينالمللي و منطقهاي نخواهد شد.
ايشان راجع به ايران نطق نفرمودند؟؟؟