کد خبر: ۲۸۹۶۳۰
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۲
روزی یکی از روحانیون مرید علامه طباطبایی(قدس) در حرم امام رضا (ع) ایشان را می بیند و از علامه می خواهد از کراماتی که شامل حال ایشان شده برایش نمونه ای بیاورد.

-مرحوم علامه انکار می کند و می فرماید : چیزی ندارم و بنده ساده ای هستم.آن مرد اصرار کرده و جناب علامه را به امام رضا(ع) قسم میدهد.طباطبایی بزرگ ناراحت می شود و می گوید چرا قسم میدهید.ایشان میفرماید به شرط آنکه قول دهی تا زمان حیات بنده فاش نکنی میگویم.

-بعد از تضمین و قول و قرار علامه می فرماید:یکی اینکه هنگام نماز روحم بر فراز جسمم قرار می گیرد و ناظر خود میشوم و دیگر آنکه مدتی است نتوانسته ام درست بخوابم زیرا به محض اینکه قصد استراحت میکنم و سر بر بالین می گذارم صدای ذکر و تسبیح اشیاء و کائنات چنان در گوشم میپیچد که مجال خواب نمی یابم!!
نام:
ایمیل:
* نظر:
روایت تصویری
نگاه دوم
تازه ها از هر سو
عکس خبری
دانلود و نرم افزار
ادبیات و شعر
موسیقی و فیلم
آگهی استخدام
آرشیو نرخ روز
پربازدید ها