عباس عبدی: نیروهای سیاسی داخل کشور به بنبست رسیدهاند
پارسینه: عباس عبدی، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل سیاسی در ایران میگوید که عرصه سیاست داخلی و اقتصادی ایران نیازمند اتفاقی مشابه رویدادی است که در عرصه بینالمللی میان ایران و گروه ۵ +۱ در بحث هستهای اتفاق افتاد. او در گفتگو با یورونیوز منظور کسانی که از برجام ۲ که این روزها در عرصه سیاست داخلی ایران سخن میگویند را اینطور توضیح میدهد:
ظور از برجام ۲ این است که همان تفاهم و شیوهای که در سیاست خارجی میان نیروهای بینالمللی انجام شد بتواند در داخل کشور هم میان نیروهای مختلف در حوزههای گوناگون رخ بدهد چه در عرصه سیاست و چه در عرصه اقتصاد. حالا اینکه نامگذاریاش برجام است یا ۲ و ۳ دارد مسئله اصلی ما نیست میتوان نام دیگری برای آن گذاشت. بعلاوه اگر نکات منفی هم در برجام باشد میتوان آنها را در تفاهم داخلی اصلاح کرد.
واقعیت این است که مشکل مهمی را در داخل داریم و آن شکافی است که درون گروههای سیاسی در داخل وجود دارد و اجازه نمیدهد یک برنامه توسعه شکل بگیرد و جلو برود. به همین دلیل است که از ابتدا گفته میشد چنین چیزی لازم است البته من شخصاً معتقد بودم تفاهم در سیاست داخلی مهمتر از برجام خارجی است و درواقع ابتدا برجام سیاست داخلی باید شکل بگیرد. حالا بخشی از این در خلال انتخابات شکل میگیرد ولی نهایت این است که همه نیروهای سیاست داخلی مترصد این هستند که یک اتفاقی و تفاهمی در زمینه مسائل سیاسی و اقتصاد و حتی مسائل اجتماعی به وجود بیاید، چنین تفاهمی هم نیازمند فرایندی است مشابه همان فرآیندی که در زمینه بینالملل اتفاق افتاد.
آقای عبدی در پاسخ به این سؤال که شما فکر میکنید چنین برجام یا تفاهمی در عرصه سیاسی فعلی ایران شدنی است؟ میگوید: این سؤال را در مورد برجام سیاست خارجی هم میتوانستیم قبلاً مطرح کنیم که آیا شدنی است؟ قبلاً خیلیها میگفتند شدنی نیست. اما از نظر منطقی شدنی بود و مشکلی نیست. کسی نمیخواهد که کاری خلاف بدیهیات انجام بدهد اما هر چیزی هم که از نظر منطقی، شدنی است لزوماً از نظر عملی، شدنی نیست و باید زمینههایش فراهم شود.
او این زمینهها را چنین توضیح میدهد: زمینههایش وقتی است که طرفین حس میکنند نمیتوانند همدیگر را حذف کنند و به یک بنبستی میرسند و در این بنبست، باز شدن یک مسیر جدید میتواند برای هر دو طرف نفع داشته باشد. اتفاقی که در برجام سیاست خارجی افتاد همین بود. نه ایران از آن وضع راضی بود و نه ایالاتمتحده، بنابراین تداوم وضعیت قبلی هم امکانپذیر نبود. بنابراین یک راه سومی را باز کردند که طرفین بتوانند از آن سود ببرند.
امکان این مسئله در داخل هم وجود دارد فقط مشکل این است که این راه سوم را چگونه بتوان ارائه کرد و چگونه طرفین بتوانند ضمانتهای کافی را در عمل داشته باشند که راه سومی که به نفع همه است انتخاب شود. بنابراین هم به لحاظ منطقی این کار امکانپذیر است هم به لحاظ عملی باید کوشید که به این نقطه رسید. ولی اینکه دو طرف به این نقطه برسند یا نرسند یک بحث دیگری است. بهویژه اینکه برجام بینالمللی را فراموش نکنید که یک کاری بود که اوباما پیشگام آن شد. نیرویی که پیشنهاد میکند و ابتکار دارد نقش بسیار مؤثری دارد. در داخل کشور هنوز من ندیدهایم چنین نیرویی که بخواهد چنین پیشنهادی را ارائه دهد ولی همه بهضرورت چنین مسئلهای واقف هستند.
در برجام بینالمللی هم همین بود. پیشنهاد اوباما در خلأ شکل نگرفت بلکه همه حس می کردند یک جای کار گیر دارد یک پیشنهادی هم میآید این گیر را رفع میکند. در داخل هم همین مسئله است، همه نیروها حس میکنند که به بنبست رسیدهاند انتخابات هفت اسفند هم این را به خوبی نشان میدهد هم انتخابات ۹۲ و هم انتخابات ۹۴ نشان داد که نمیشود به این وضع ادامه داد اما مهم این است که کسی بتواند پیشگام شود یک برنامه تفاهمی را با مختصات درستی معرفی کند.
وی میافزاید: این شکافها و این چالشها نشاندهنده این است که یک گرهای در فضای سیاسی وجود دارد. اگر برجام بینالمللی بد بوده خب صریح گفته شود که بد بوده و ما نمیخواهیم آن تجربه یا حتی مشابه آن را در هیچ جایی داشته باشیم. و اگر چنین بود رهبری اجازه شکلگیری آن را نمیدادند. ضمن این که در این صورت سؤال خواهد شد که، چرا؟ ولی کسانی که آن را یک موفقیتی برای ایران میدانند و بنده هم از این گروه هستم خواهند گفت چه ایرادی دارد مشابه این موفقیت به عرصههای دیگر هم بسط پیدا کند؟ اگر محصول برجام را مردم و کل حکومت برداشت میکند باید بپذیریم که برداشت محصولات مشابه هم به نفع همه و حکومت است. بنابراین فکر میکنم یک مقدار چالشهایی که میبینیم ناشی از همین مسائل و به بنبست رسیدن سیستم در تعامل بر مبنای روند گذشته است و ابتکار جدیدی باید رخ بدهد.
احسنت مقاله ى خوبى بود
تا زمانی که سیستم چند حزبی و انتخابات آزاد در ایران ایجاد نشود کشورما سیر قهقرایی خواهد پیمود با این روش کنونی ما به جایی نخواهیم رسید