آفت سوژه نخ نما و پوسيده شهريه مدارس در رسانه ها
پارسینه: امروز تيتر يكي از گزارشهاي خبرگزاري مهر اين است: «بار بی پولی مدارس بر دوش خانوادهها»
از اين دسته تيترها و گزارشها را چند بار در روزنامهها، خبرگزاريها، سايتها، تلويزيون و راديو ديده و شنيده ايد؟ صد بار، دويست بار، چهارصد بار؛ با قاطعيت مي توانم بگويم به عدد تار موهاي سرتان.
در واقع اين سوژه، بديهي ترين، ساده ترين، آسان ترين و صريح تر بگويم پيش پا افتاده ترين سوژه حوزه آموزش و پرورش است كه به ذهن هر خبرنگاري ميرسد و حضور دائم و مستمري را در رسانهها دارد. سوژه اي كه نحوه پردازش آن در تمام دورههاي تاريخي و همه رسانهها مشترك است.
اما سوال اساسي كه همواره ذهن من را مشغول كرده اين است كه « چرا يك بار رسانهها علل دريافت شهريه غير قانوني را از سوي مدارس بررسي نكردهاند؟ آيا تكرار يك تخلف قانوني از سوي مديران مدارس در اين حجم گسترده و در طول ساليان متمادي، هيچ علت و برهان منطقي ندارد كه جاي بررسي داشته باشد؟
به بخشهايي از اين گزارش كه بارها در رسانههاي ديگر ديده ايد، دقت كنيد:
• « یکی از اعضای انجمن اولیا مدرسه ۷ نیز میگوید: مبلغ ۲۰۰ هزار تومان را برای دانش آموزان متوسطه اول تعیین کرده ایم که خانواده ها باید پرداخت کنند.»
• «یکی از اولیا دانش آموز مدرسه متوسطه در منطقه ۱۷ میگوید: مدیر مدرسه شماره حسابی را در یک پاکت گذاشته و به دانش آموزان داده تا به خانواده هایشان بدهند.اما مبلغی را تعیین نشده است.»
انتشار اين همه جملات تكراري و بعد هم سوال پياپي از وزير آموزش و پرورش و روساي ادارات و مسئولان ارشد ديگر كه دائم از طريق رسانهها به مديران مدارس تخلفشان را خيلي مضحك گوشزد مي كنند كه « در شروع سال تحصيلي پول نگيريد، در موقع كارنامه دريافت وجه نقد غيرقانوني است و ...» چه كمكي به وضعيت مدارس كرده است؟ غير از اين است كه « عدم تاثيرگذاري رسانه ها در اين حوزه » را براي مخاطب عيان مي كنيم؟
واقعيت اين است كه مديران مدارس براي هزينه آب و گاز و برق مدارس هم دچار مشكل اند و سالي چند بار به مامورين آنها التماس كنند كه اشتراك آنها را قطع نكند، حتي در هزينه نظافت مدارس هم مانده اند، واقعيت اين است كه سرانه مدارس دير واريز مي شود و ...
• و اما راه حل: به عقيده من، بايد دبيران سرويسهاي اجتماعي و ما خبرنگاران آموزش و پرورش دست از سر اين سوژه نخ نما شده برداريم و ابعاد ديگر ماجرا را ببينيم، مثلا يك روز به مدرسه مديراني برويم كه اين عمل را مرتكب مي شوند و از آنها بپرسيم چه شده كه مجبور به تهديد والدين دانش آموزان يا دادن پاكت نامه به آنها براي دريافت وجه نقد شده اند؟ وضعيت مدارس آنها را بررسي كنيم و ببينيم ريشه مشكل از كجا آنقدر تنومند شده كه مديران ديگر از تازيانه سوزناك رسانهها نميترسند و كار خودشان را مي كنند؟
• و از وزير و مسئولان آموزش و پرورش نپرسيم كه « چرا مديران شهريه مي گيرند؟» بپرسيم « تكليف سرانه مدارس چه شد؟ چرا مديرانتان را تامين مالي نمي كنيد و...»
در واقع اگر يكي از وظايف ما، ريشه يابي معضلات و حل آن از طريق قدرت رسانه هايمان است، در اين زمينه قطعا ناموفق بوديم و بايد چاره اي نو در اندازيم.
قهیمه سادات رضایی ثمرین(طباطبایی)
صل 30 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می گویـد: دولت موظف است وسایل آموزش و پروش رایگان رابرای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.
آیا دولت های فعلی و گذشته به وظایف خود که در قانون اساسی آمده عمل کرده اند ؟ آیا دستگاههای نظارتی تا کنون به نقض قانون اساسی توسط دولتها واکنشی نشان داده اند؟
عزیزان.
خانه از پای بست ویران است / خواجه در بند نقش ایوان است.
تا كنون غير از كمك 500 هزار توماني و شهريه 450 هزار توماني كلي مبلغ بابت كاغذ ، پيك ، بيمه و يك اردوي نصف روزه به شهرك راهنمايي و رانندگي داده ايم و مدرسه به اصطلاح هيئت امنايي هم ميباشد(مدرسه ابتدايي و شاگرد كلاس اولي)