یک پژوهش میدانی جالب از آیت الله خامنه ای برای مؤسسۀ تحقیقات اجتماعی
به گزارش پارسینه، «مهدی» نویسندهٔ وبلاگ «باغچه» در وبلاگ خود مینویسد:
امروز، در گیر و دار جستجوهایم لابلای قفسه ها، به کتابی برخوردم که نویسنده، مقدمه و حواشی اش برایم از متن آن جذاب تر بود: پژوهشی از آیت اله خامنه ای که به دعوت و اصرار یکی از دانشجویان مؤسسه ی علوم اجتماعی [احتمالاً باید همان "مؤسسۀ تحقیقات اجتماعی" باشد] وابسته به دانشگاه تهران در سالهای پیش از انقلاب نوشته شده است و گاهی شباهتهای زیادی پبه ژوهش جامعه شناختی از نوع کیفی پیدا میکند.
خود نویسنده چنین روایت ماجرا را در مقدمۀ کتاب آغاز میکند: "اندیشۀ گردآوری یادداشتهایی که به نگارش این جزوه انجامید، در سال 1346 ه.ش و با اصرار و پیگیری دوستی از دانشجویان مؤسسۀ علوم اجتماعی (وابسته به دانشگاه تهران) پدید آمد. بخش تحقیقات دینی در آن مؤسسه به جستجوی چنین گزارشی برخاسته و چشم یکی از اعضا و دانشجویانش مرا در حوزۀ مشهد جسته و نشان کرده بود... و از طلب باز نمی نشست. سر انجام هر چند کاری ناکرده و نامأنوس بود- پذیرفتم و به مطالعه و کنجکاوی پرداختم و این جزوه فراهم آمد." (ص1).
اما این متن پرماجرا، ناتمام میماند چرا که آیت الله خامنه ای مینویسند: "هنگامی که نوشته ها را - که فقط بخشی از کتاب و اندکی بیش از نانوشته ها بود- برای آن مؤسسه میفرستادم، مصمم بودم باقیمانده را هم که یادداشتهایی آماده بود به زودی بنویسم. ولی در این بین، ناگهان مطلع شدم که رییس و عنصر اصلی در آن بخش (تحقیقات دینی) یکی از ایادی دستگاه و متهم به وابستگی های سیاسی و اعتقادی پست و زشت و منحرف است. گذشته، گذشته بود لیکن تصمیم گرفتم دنبالۀ کار را رها کنم، و دیگر به پیگیری و اصرارهای تمام نشدنی که تا مدتها پس از آن ادامه داشت، وقعی ننهادم (همان)."
آیت الله خامنه ای برای نگارش این کتاب، به مانند یک محقق جامعه شناسی، به جست و جو برآمده و مصاحبه ها و مشاهدات میدانی انجام داده است و حتی مشکلات و دردسرها و دلهره های یک محقق اجتماعی را تجربه کرده است: "چه ساعتهای کسل کننده ای که به سرکشیدن به این مدرسه و آن مدرسه، و شمردن حجره ها و خواندن کتیبه ها و پرس و جو از خادم بی خیال و بی اعتنا گذشت و چه دردسرها و دلهره ها که از نگاه بدبین و تهدیدکنندۀ مأمور اوقاف آن روز مشهد - که خویشاوندی نزدیکش را با ساواک میدانیم- به طلبۀ زندان رفته و تحت تعقیبی چون من تحمیل شد" (همان/3).
این کتاب که در سال 1364 توسط مؤسسۀ چاپ و انتشارات آستان قدس چاپ شده، دارای چهاربخش مجزا و 140 صفحه میباشد. نکتۀ جالب کتاب، مبتنی بودن بر مشاهده و توصیف نسبتاً دقیق برآمده از این مشاهدات است. مقدمۀ کتاب هم نثری روان و قابل توجه دارد.
به هر حال خواندن این کتاب متفاوت از آیت الله خامنه ای شاید برایتان تجربه ای خاص باشد و در ضمن جنبه ای دیگر از شخصیت ایشان -در نقش یک پژوهشگر میدانی- را برای خواننده و به خصوص دانشجویان علوم اجتماعی و پژوهشگران حوزۀ جامعه شناسی دین آشکار کند.
به جز این حواشی، از نقاط قوت متن نثر روان و بعضاً زیبای کتاب، توصیفات دقیق و توانایی نویسنده در خارج شدن نسبی از نقش اجتماعی "طلبۀ علوم دینی" و تلاش برای نگاه از بیرون به ویژگی های مدارس علوم دینی در مشهد است.
مشخصات کتاب:
ارسال نظر