گوناگون

عادل سوال پرسپولیس را به استقلال می‌دهد؟

پارسینه: این احتمال قوی وجود دارد که فردوسی‌پور به خاطر اختلافش با قلعه‌نویی جسارت طرح چنین سوالی را نداشته باشد

بانک ورزش: طی سال‌های گذشته یک سوال بارها در برنامه نود تکرار شده است: «به نظر شما مهم‌ترین دلیل ناکامی پرسپولیس چیست؟» معمولا بلافاصله بعد از اینکه شانس قهرمانی لیگ برای سرخپوشان از بین می‌رفت، عادل با فرض شرایط بحرانی در پرسپولیس به طرح این سوال می‌پرداخت.

حالا اما باید منتظر ماند و دید آیا فردوسی‌پور در شرایط مشابه حاضر است چنین پرسشی را برای استقلال هم مطرح کند یا نه؟ آبی‌پوشان امسال از مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا صعود نکردند، در لیگ پنجم شدند و سهمیه آسیا را از دست دادند و در جام حذفی نیز با قبول شکست عجیب خانگی برابر مس قعرنشین از گردونه رقابت‌ها کنار رفتند. همه این مسایل در کنار ارقامی که نشان می‌دهد استقلال حداقل ۴ میلیارد تومان بیش از پرسپولیس هزینه کرده می‌تواند نشان از ناکامی آبی‌ها داشته باشد.

این در حالی است که در فضای مجازی و محافل فوتبالی اختلاف نظرهای زیادی در مورد چرایی زمین خوردن آبی‌ها وجود دارد و عواملی از قبیل میانگین سنی بالا، ترک تیم توسط برخی ستاره‌ها در اواسط فصل، بدشانسی و نیز ضعف کادر فنی به عنوان گزینه‌های احتمالی ناکامی استقلال مطرح می‌شود.

پرداختن عادل به چنین سوالی می‌تواند دیدگاه افکار عمومی در این مورد را روشن کند، هرچند این احتمال قوی وجود دارد که فردوسی‌پور به خاطر اختلافش با قلعه‌نویی جسارت طرح چنین سوالی را نداشته باشد. باید منتظر ماند و دید دوشنبه شب چه اتفاقی رخ می‌دهد؟

ارسال نظر

  • hichkas

    حتي حضور مربیان خارجی در باشگاههاي ورزشي كشور با عقد قراردادهای سرسام آور و کهکشانی باب ميل خود نيز در تیم های باشگاهي داخلی و یا ملی مي تازند و پس از تثبيت خواسته هايشان به تنهایی تصمیم می گیرند كه لیگ هاي ورزشي در مقاطعي از زمانهاي خاص مد نظر خودشان تعطیل نمايند و البته اکثر آنان مربیان پروازی می باشند.
    بي شك با همین قراردادهای طوفاني در تيمهاي ورزشي مانند فوتبال ایران است که برخي از دست اندركاران تيمها و مربیان داخلی بدون هیچ دانش اندوخته ای از معرفت و بینش فرهنگی موجود در كشور خود، تنها به اين خاطر كه خود را همانند مربيان خارجي جلوه بدهند خواستار مالبغ نجومی از باشگاههای معروف در كشور مي شوند و توجيه شان هم اين است كه چون مربيان خارجي، مبالغ بالايي از باشگاههاي ورزشي كشور طلب مي كنند پس ما مربيان داخلي نيز مي بايست همانند آنان از پول ها و درآمدهايي كه بهره مند مي شوند بهره مند شويم .
    متأسفانه با چنین بينش و نگرش بعضي از مربيان ورزشي و دست اندركاران باشگاههاي داخلي در كشور است كه به جای توجه به خود و تفکرات همنوعان اطرافیان در وطن خودشان و از همه مهمتر به دین و میهن خود كه در حقيقت مي بايست برای نجات آن سعی و تلاش فراوانی را بكنند، تنها و تنها به فكر پول و ثروت خود مي باشند و به واقعیت موجود در داخل كشور و آنچه كه در اطراف كشور خود مي گذرد توجه ندارند.
    مربيان حرفه ای و دست اندركاران باشگاههاي ورزشي کشور چنانچه بخواهند با چنين طرز فكر و تفكر خود بدينگونه ادامه بدهند، در درجه اول بايد بدانند كه تمامي اختلافات حال حاضر باشگاهها حاصل از تأثيري پذيري فلسفة جعلي گونه و حكمت گول زننده مربيان خارجي است كه توانسته اند با پياده سازي افكار پوچ و بي هدف خود در ذهن هر يك از مربيان و دست اندركاران باشگاه هاي ورزشي داخلي، سرمایة كل باشگاه ها را كه همانا جوانان عضو تيم ها و همچنين اندوخته هاي مالي كشور مي باشند به باد فنا بدهند و البته با چنین تأثیرگذاري، مربیان داخلي و ديگر دست اندركاران باشگاه هاي ورزشی در داخل كشور نيز تمامي بازیکنان باشگاه ها و همينطور سرمايه آنجا را ملك شخصي خود مي دانند، بدون آنكه با ديد بازتر و بهتري به خطري كه در دنياي اطراف خود وجود دارد توجهي داشته باشند. با همین نگرش موجود و طرز تلقي در برخي از متوليان امور ورزش در كشور است كه منجر به بروز اختلافات در جامعه مي گردد و در نهايت كشور به نيستي و نابودي كشيده مي شود و اگر هم مدعي مي باشند که اینگونه نيستند تنها كافي است به مصاحبه هاي آنان دقت بهتري صورت گيرد. مربيان داخلي مسئوليت شكست تيمهاي خود چه در مسابقات داخلي و چه در مسابقات بين المللي را به گردن ديگران مي اندازند و اينكه حاضر نيستند كه شكست هاي خود را مردانه، با معرفت و بينش خاص فرهنگ در كشورشان كه از آن بي بهره مانده اند اعتراف نمايند و در ذهن بيانديشند كه هر شكستي مقدمه اي براي پيروزي است.
    البته اين چنين افرادي در جامعه ايران به گونه اي ديگر تفكر دارند كه ممكن است با چنین اعترافي، ديگر آن موقعیتها و پول های كلان باد آورده را بدست نياورند. با چنین دیدگاه های سست بنيان كه در كالبد ورزش کشور ريشه دوانيده و آشفتگی ايجاد كرده است و البته همه امور نيز از دست مربيان داخلي و دست اندركاران باشگاه هاي كشور خارج گرديده و با اختلاف افكني هايي كه توسط مربيان خارجي صورت مي گيرد باز هم مجبور مي شوند كه تا بار ديگر به دامان همان مربیان خارجي بيافتند و تیم هايشان را چه در مسابقات داخلی و چه در مسابقات بين المللي و آنهم به سبك غربي به قهرماني برسانند و اگر هم هر كاري به هر طريق ممكن است و از دستشان برمي آيد تيم را به جام جهانی ببرند.
    تعجب آورتر از همه اينها، متولیان ورزشي كشور نام باشگاه هاي خود را «باشگاه فرهنگی و ورزشی» ناميده اند. اما دریغ از يك فرهنگ غني و اصيل ديني و ميهني خود که بتوانند جهت جوانان عظيم عضو همان تیم، با همان شور و اشتياق و حس مسئوليت پذيري كه در نسل هاي گذشته ما وجود داشته است ايجاد كرده باشند تا جوانان ما نيز همانند يك ايراني مخلص و بي ريا كه به دين و فرهنگ كشور خود عشق بورزد عاشق بمانند و چنين عشقي را در تمامي مراحل زندگي خود قرار بدهند و در ادامه نيز با ادامه همين رفتار و منش ايراني بتوانند به ديگران تإثيرداشته باشند.
    ما در ورزش ایران پهلوانان بسیاری داشته ایم که در معرفت، فتوت و مردانگي، زبانزد خاص و عام همه مردمان دنیا بوده اند مانند: پورياي ولي و جهان پهلوان غلامرضا تختي که روح هر دوي آنان شاد و قرين رحمت الهي بر آنان تداوم باد. كاش ديگراني نيز مانند مرحوم پرويز دهداري امروزه در ميان ما بودند و وزرش كشور و همينطور جوانان ميهن اسلامي ايران را به دانش معرفت هاي ديني و اخلاقي خود مي آراستند.
    بسیاری از مردم هنوز به یاد دارند در دهه ۶۰ هجری خورشیدی و در کوران جنگ تحمیلی، فوتبالیست‌های ایرانی كه به دلیل وضعیت جنگی از امکانات مالی و رفاهی برخوردار نبودند و با تعصب ديني و ميهني خود در میادین فوتبال، با تیم‌های مرفه منطقه به ویژه کشورهای عربی که شریک دشمن بعثی در جنگ نابرابر با ما به شمار می‌رفتند روبرو مي شدند و مقام‌های آسیايی مختلفی را بدست مي آوردند. اما متأسفانه از آغاز دهه ۹۰، فوتبال به نحو چشمگیری راه انحطاط را در پیش گرفت و انحراف از معیارهای ارزشی و فرهنگی و اخلاق اسلامی و ایرانی تنها شاخصه این دوره گرديده شد که رسانه‌ها نیز در پدید آمدن آن نقش مهمی داشته اند. در سال ۱۳۹۰ لیگ بر‌تر ایران که به نام «خلیج فارس» نامیده می‌شد بر پایه توافقي میان سازمان لیگ و یک شرکت مخابراتی اسپانسر مسابقات (...) تغییر نام داده شد. این اتفاق هنگامی رخ مي دهد كه کشورهای عربی و حامیان غربی آنها از مدتها پيش از تمامي امکانات برای تغییر نام خلیج فارس استفاده می‌کردند و هنوز هم براي چنين كاري تلاش مي كنند. تغییر نام معتبر‌ترین لیگ فوتبال منطقه به هر قیمتی بود در قرارداد سازمان لیگ بر‌تر با شرکت ... انجام گرديد. البته اينكار به هیچ عنوان از لحاظ معنوی و حیثیتی برای کشور پذیرفته نبود و به همین دلیل موضوع به مجلس شوراي اسلامي کشیده شد و با اعتراض کمیسیون فرهنگی مجلس راه میانه‌ای در نظر گرفتند. اما این ماجرا و اغماض از آن، نشان مي دهد که شعارهای فرهنگی در خصوص فوتبال هيچ واقعیت درونی ندارد بلكه بدليل اقتصاد و پول نسبت به فرهنگ اصيل ديني و ميهني است كه مي بايست در فوتبال كشورمان نهادينه بشود کفه سنکین تری دارد. در سال ۱۳۹۰ مدیران باشگاه‌های بزرگ کشور پرده ديگري از گفتمان حاکم خود بر فوتبال را در مصاحبه‌هایشان نشان مي دهند و ادبیاتی را که تنها نزد برخي از فوتبالیست‌ها و هواداران عادی بوده و نزد ديگر مدیران نيز کمتر استفاده می‌شده است یا دست‌کم در برابر رسانه‌ها از آن استفاده نمي شد در گفتاهايشان پديدار مي گردد.
    مديران باشگاه‌های فوتبال ایران كه بيش از اين ادعاي فرهنگي بودن را داشتند و طبق یک سنت به هنگام ثبت باشگاهها پيشوند «فرهنگی و ورزشی» را در ابتدای نام باشگاه خود مي گذاشتند، در این سال در گفتارشان ادبیاتی را به کار بردند که پیش از این به هيچ عنوان شنیده نمی‌شد. نکته مهم تر اینکه كه این نوع ادبیات به طور همزمان به برنامه‌های تلویزیونی نيز راه پيدا كرد و حتی در برنامه هاي تلويزيوني ورزشي زشت شمرده نمي شد و با ذوق زدگی از آن استفاده مي گرديد. مانند اصطلاحات سوبله، چوبله به نشانه دریافت تعداد گلهای تيم ... در بازی با تیم ... یا...
    در روز ۲۸ آبان ۱۳۹۰ پرده اي از فوتبال کشور ايران در برابر دیدگان ناباورانه میلیون‌ها بیننده فوتبال بين بازي تيمهاي ... و ... به نمایش در آمد. شوخی جنسی دو بازیکن مطرح تيم ... که سابقه حضور درتیم ملی ایران را نيز داشتند در مقابل دیدگان عمومی و دوربین‌های تلویزیونی جوّ سنگینی را در کشور بوجود آ‌ورد.
    حتي رأی خفیف کمیته انضباطی نيز برای این دو بازیکن خاطی نشان داد که فاصله شعار تا عمل در فوتبال ما تنها به پسوند و يا پيشوند فرهنگی باشگاه‌ها محدود شده است و هیچ نهادی هم نسبت به اصول ارزشهای فرهنگی جامعه در برابر جذابیت‌های فوتبال و يا هیاهوهای پیرامون آن پایبند نمي باشند.
    شور و حال تماشاگران در استاديوم ها و در خلال بازیها نيز حكايت ديگري دارد كه گاهي دست اندركاران ورزش در كشور آنان را در تمام دنيا تماشاگراني فهيم و دانا مي نامند و با افتخار مي گويند كه در هیچ كجای دنیا تماشاگراني نظير اينچنيني وجود ندارد و گاهي هم آنان را به خصوص در حين درگیریهاي بازي که البته در اكثر اوقات نيز توسط مربیان و یا ورزشکاران باشگاهها ايجاد مي شود و تماشاگران هیچ نقشی يا گناهي به جز تحریک شدن احساسات خود در آنرا ندارند «تماشاگر نما» خطاب شان مي كنند. در چنین شرایطی بدیهی است که وضعیت سکو‌ها بهتر از درون زمین نخواهد گرديد. توهین همزمان هزاران نفر از بینندگان بازی ... و... که دسته جمعی شنیع‌ترین ناسزا‌ها را به داور مسابقه می‌دادند باعث گرديده شد که داور در اقدامی نادر و در دقایق پایانی، مسابقه را نیمه تمام‌‌ رها کند و این در حالی بود که جریان کامل مسابقه و شعارهای بینندگان بصورت مستقیم از رادیو و تلویزیون پخش می‌شد. با چنین شرایطي لیگ بر‌تر فوتبال ایران در طي چنين سالي به پایان رسيد، اما كماكان روند سقوط فوتبال از ارزش‌های فرهنگی در جامعه ادامه يافت.
    کم‌کاری بازیکنان برخی از باشگاه‌ها که در گذشته به صورت شایعه مطرح مي گرديد، اما حالا در مصاحبه‌هایشان نيز كه در برنامه هاي ورزشي تلويزيوني جنبه رسمی پيدا كرده است در برابر دوربین و در پاسخ به پرسش گزارشگر به صراحت عنوان می‌کنند که اگر باشگاههايشان به تعهدات مالی خود عمل نکنند مردم نيز نباید توقع بازی خوب از بازیکنان را داشته باشند! البته شهامت چنين بازیکناني در ریاکاری نبايستي نادیده گرفت چون مسلما" صراحت چنين سخناني نشان از ضعف بازي آنان دارد و در نزد اكثر بازیکنان فوتبال نيز به یک شغل اقتصادي در آمده است و در سر خود سوداي پول بيشتري را مي پرورانند بدون آنکه جنبه‌های فرهنگی ورزش كشور را در نظر داشته باشند. متأسفانه الگوی جوانان باشگاههای ورزشی كشور ما تنها اندوختن پول و ثروت به هر طریق ممکن شده است! چون اين نوع رفتار زشت و ناپسند را از مربيان داخلي خود ديده اند و الگو شده است و مربيان داخلي نيز از رفتار، گفتار و پندار مربيان كشورهاي خارجي تإثیر گرفته اند و در منش و كردار خود نيز وارد كرده اند.
    اما مربيان خارجي به خوبی مي دانند كه تخم نفاق را چگونه در كشور ما جا بياندازند و آنرا نهادينه كنند. ما ايرانيان با تعارفات مخصوص خود مربیان خارجي را به داخل كشور مي آوريم تا آنها بتوانند با شيوه هاي نوين خود و در جهت به ثمر رسانيدن اهداف دولتهاي استكبار و استعماري كه در جهان كنوني به چپاول و غارت كشورهاي ضعيف مي پردازند و يكه تازي مي نمايند هر آنچه را كه دوست دارند انجام بدهند تا فرهنگ پوچ خود را بر ما ايرانيها غالب گردانند.
    «آنگاه که سران و رقم درشت ها عذاب را بنگرند، از هواداران و فرمانبرداران خود بیزاری می جویند و اینچنین پیوند بین شان گسسته خواهد شد (سوره بقره آیه 166).»

  • على

    تا ببينبم

اخبار مرتبط سایر رسانه ها
    اخبار از پلیکان

    نمای روز

    اخبار از پلیکان

    داغ

    حواشی پلاس

    صفحه خبر - وب گردی

    آخرین اخبار