کد خبر: ۱۶۳۷۳۷
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۲ - ۰۴:۰۷
از قرون اولیه تاریخ اسلام، گردآوری كلمات حضرت امیر به ویژه خطبه‌های آن بزرگوار، مورد توجه بوده است.
چنان چه مسعودی (م 346 ق) می‌گوید:
و الذی حفظ الناس عنه ـ علیه السلام ـ من خطبه فی سائر مقاماته اربعمأه خطبه و نیف و ثمانون خطبه یوردها علی البدیهه و تداول الناس عنه قولاً و عملاً.[1]
برخی از كسانی كه در كتب فهارس به عنوان جامع و گردآورنده خطب و قضاوتهای حضرت امیر ـ علیه السلام ـ معرفی شده‌اند، از این قرار است:
1. عبیدالله بن ابی رافع: شیخ طوسی در فهرست گفته است:
عبیدالله بن رافع (رض) كاتب امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ له كتاب قضایا امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ .[2]
2. زید بن وهب جهنی: شیخ طوسی در فهرست نوشته است:
زید بن وهب له كتاب خطب امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ علی المنابر فی الجمع و الاعیاد و غیرها.[3]
3. محمد بن قیس بجلی: شیخ الطائفه درباره‌اش گفته است:
محمد بن قیس البجلی له كتاب قضایا امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ .[4]
4. اصبغ بن نباته: در فهرست شیخ آمده است:
الاصبغ بن نباته كان من خاصه امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ و عمر بعده و روی عهد مالك الاشتر الذی عهد الیه امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ لما ولاه مصر وروی وصیه امیر المؤمنین الی ابنه محمد بن الحنفیه.[5]
5. اسماعیل بن مهران: شیخ طوسی درباره‌اش گفته:
لقی الرضا ـ علیه السلام ـ و روی عنه و صنف مصنفات كثیره منها خطب امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ .[6]
6. ابواسحاق ابراهیم بن هاشم قمی: شیخ در فهرست گوید:
انه لقی الرضا ـ علیه السلام ـ و الذی اعرف من كتبه النوادر و كتاب قضایا امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ .[7]
7. صالح بن ابی حماد رازی: نجاشی درباره‌اش گوید:
لقی ابا الحسن العسكری ـ علیه السلام ـ له كتب منها كتاب خطب امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ .[8]
7. هشام كلبی (م 206 ق): نجاشی گوید:
كان یختص بمذهبنا... و له كتب كثیره منها كتاب الخطب.[9]
ابن ندیم در الفهرست تصریح كرده كه وی جامع خطب امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ بود.[10]
9. ابراهیم بن نهمی: شیخ و نجاشی گفته‌اند: له كتب منها كتاب الخطب.[11]
10. ابوالحسن علی بن محمد مدائنی (م 225 ق): صاحب روضات درباره‌اش گفته است:
ابوالحسن المدائنی الاخباری صاحب كتاب الاخبار و التواریخ الكثیره التی تزید علی مأتی كتاب منها كتاب خطب امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ .[12]
11. عبدالعزیز جلودی: نجاشی در رجال گوید:
له كتب قد ذكرها الناس منها كتاب مسند امیر المؤمنین ... كتاب خطبه، كتاب شعره، كتاب قضاء علی، كتاب رسائل علی، كتاب مواعظه، كتاب الدعاء عنه.[13]
12. عبدالعظیم حسنی: نجاشی گفته است:
له كتاب خطب امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ .[14]
13. ابراهیم ثقفی (م 283 ق): نجاشی می‌گوید:
و له تصنیفات كثیره انتهی الینا، منها كتاب رسائل امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ و اخباره ... كتاب الخطب السائره.[15]
14. محمد بن خالد برقی: در رجال نجاشی آمده:
له كتب منها كتاب الخطب.[16]
15. محمد بن احمد كوفی صابونی: نجاشی درباره‌اش گوید:
له كتب منها كتاب الخطب.[17]
16. محمد بن عیسی اشعری: درباره‌اش گفته‌اند:
دخل علی الرضا ـ علیه السلام ـ و سمع منه و روی عن ابی جعفر الثانی، له كتاب الخطب.[18]
17. جاحظ (م 255 ق) صد كلمه از كلمات قصار حضرت را گردآورده با عنوان «مطلوب كل طالب من كلام امیر المؤمنین علی بن ابیطالب» و گفته است:
كل كلمه منه تفیء بالف من محاسن كلام العرب.
این صد كلمه با سه شرح از ابن میثم، رشید وطواط و عبدالوهاب به چاپ رسیده است.[19]
هم چنین علامه تهرانی در الذریعه تعداد قابل توجهی، از اصول، كه حاوی خطب حضرت امیر بودند را فهرست كرده است.[20]
این نمونه‌ای بود از معرفی كسانی كه درصدد جمع خطب و رسائل حضرت امیر برآمدند، و به اجمال دانسته می‌شد كه گردآوری خطب، رسائل، كلمات قصار و قضایای امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ از دوره‌های نخست مورد توجه بوده است و نویسندگان بسیاری بر آن همت گماشته‌اند.
این امر پس از سید رضی نیز متداول بوده است:
1. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی (م 510 ق) در كتاب غرر الحكم یازده هزار و پنجاه كلمه از كلمات قصار حضرت را گرد آورد.
2. ابو عبدالله قضاعی (م 454 ق) در كتاب دستور معالم الحكم و ماثور مكارم الشیم قسمتی از كلمات حضرت را در نُه باب جمع كرد.[21]
3. طبرسی (م 548 ق) نیز كتاب نثر اللئالی را نگاشت و سخنان حضرت را به ترتیب حروف الفبا گرد آورد.[22]
4. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه 1000 سخن از كلمات قصار حضرت را گردآورده است.[23]
سید رضی با دسترسی به منابع پیشینیان كه تعدادی از آنها شمارش شد، و تا حمله طغرل بیگ به بغداد و آتش زدن كتابخانه‌ها، موجود بود، با ذوق سرشار ادبی خویش و وسعت اطلاعات بخشی از آن را گزینش كرد. بدین جهت در مقدمه می‌گوید: ... با این همه ادعا نمی‌كنم كه همه سخنان امام را فراهم آورده‌ام و آنچه در این سو و آن سو بوده جمع كرده و چیزی از دست نداده‌ام. بلكه دور نیست كه آنچه به دستم نیامده، بیش از این باشد كه به من رسیده و آنچه در كمند جستجو افتاده كمتر از آن باشد كه رمیده.[24]
[1] . مروج الذهب، ج 2، ص 19.
[2] . الفهرست، ص 107، ش 456.
[3] . همان، ص 72، ش 291؛ رجال النجاشی، ص 236.
[4] . الفهرست، ص 131، ش 579.
[5] . همان، ص 37.
[6] . همان، ص 11، 32.
[7] . همان، ص 4، ش 3.
[8] . رجال النجاشی، ص 140.
[9] . همان، ص 306.
[10] . الفهرست للندیم، ص 108.
[11] . الفهرست، ص 6، ش 8؛ رجال النجاشی، ص 14.
[12] . روضات الجنات، ج 5، ص 199.
[13] . رجال النجاشی، ص 167 ـ 168.
[14] . رجال العلامه الحلی، ص 130.
[15] . رجال النجاشی، ص 13 ـ 14.
[16] . همان، ص 236.
[17] . همان، ص 265.
[18] . رجال النجاشی، ص 239.
[19] . این مجموعه با تصحیح و تحقیق محدث ارموی، در 1390 ق، 1349 ش توسط سازمان چاپ دانشگاه به چاپ رسید.
[20] . الذریعه، ج 7، ص 187؛ ج 14، ص 111 ـ 112.
[21] . این كتاب توسط مكتبه المفید در قم از روی چاپ مصر افست شده است.
[22] . الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 24، ص 53.
[23] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 530 ـ 573.
[24] . مقدمه سید رضی بر نهج البلاغه.
برچسب ها: نهج البلاغه
بازگشت به صفحه نخست
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
پربحث‌ترین عناوین
نظرسنجی
مهمترین آسیب منبری ها را چه می دانید؟
استفاده از مطالب ضعیف السند
ورود افراطی به مسائل سیاسی
غلبه احساسات بر منطق و استدلال
غفلت از نیازها و دغدغه های جوانان
طولانی و خسته کننده بودن سخنرانی ها
خلط بین مداحی و سخنرانی
آخرین اخبار