کد خبر: ۱۲۴۷۱۴
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۲
وقتي کوچک بوديم، بعضي وقت ها همراه با محمود به بابا کمک مي کرديم. محمود مدام مي گفت: «نکنه از اين پسته ها بخوري! اگر صاحبش راضي نباشه جواب دادن تو اون دنيا خيلي سخته» اگر پسته اي از زير چکش در مي رفت و اين طرف و آن طرف مي افتاد تا پيدايش نمي کرد بي خيال نمي شد. موقع حساب و کتاب با اين که مثل من از صاحب پسته ها دل خوشي نداشت چون هميشه کمتر از حقمون مي داد؛ اما باز هم ازش رضايت مي گرفت و مي گفت: «آقا راضي باشين اگه کم و زيادي شده.»


منبع:عصر ایران 2
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
روایت تصویری
نگاه دوم
تازه ها از هر سو
عکس خبری
دانلود و نرم افزار
ادبیات و شعر
موسیقی و فیلم
آگهی استخدام
آرشیو نرخ روز
پربازدید ها
پربحث‌ترین عناوین
آخرین اخبار