با تدبير «روحاني»، وجهه ايران در جهان بهبود مييابد
پارسینه: او كسي است كه ميتواند وجهه بين المللي ...
پارسينه، گروه بينالملل - با توجه به اهميت ايران در مناسبات جهاني، رسانههاي بين المللي توجه ويژهاي به انتخابات ايران دارند. پيروزي تقريباً غيرمنتظره دكتر حسن روحاني در انتخابات اخير، موجي از واكنشها و تحليلها را در پي داشته است كه با گذشت سه روز از اعلام نتايج، فروكش نكرده است. در يكي از تازهترين واكنشها، خبرگزاري فرانسه از بهبود وجهه ايران در مناسبات بين المللي و افكار عمومي جهان نوشته است.

به گزارش سرويس بينالملل پارسينه، خبرگزاري AFP در گزارش امروز خود نوشته است تصوير پيشين تحليلگران از انتخابات ايران، آميزهاي از اعمال قدرت حكومتي، تزوير و تلاش براي جلب رأي عمومي بود (!) اما با پيروزي دكتر روحاني موجي از تحسين و اميدواري در خارج از ايران به راه افتاد. به راستي راز اين تفاوت چه بود؟ چرا روحاني «كانديداي متفاوت» در ميان نامزدهاي انتخابات ايران بود؟ او كسي بود كه راهكارهاي عملي براي خروج ايران از بنبست هستهاي داشت؛ كسي است كه آشكارا تنشزايي و جنجالآفريني احمدي نژاد را محكوم ميكند و گذشتهاش نشان ميدهد راهبرد اعتمادزايي و همكاري متقابل را بر نزاع و تقابل ترجيح ميدهد.
به نوشته خبرنگار خبرگزاري فرانسه در تهران، برخي تحليلگران معتقدند نظام جمهوري اسلامي پس از تشديد فشارهاي تحريم و عدم مشاهده چشمانداز شفاف اميدوار كننده براي برونرفت از فشارهاي وارده بر اقتصاد اين كشور، به گزينهاي مانند روحاني تن داد؛ زيرا او كسي است كه ميتواند وجهه بين المللي ايران را در ميان دولتها و افكار عمومي بهبود بخشد؛ وجههاي كه بعد از انتخابات پر سر و صداي 88 آسيبهاي جدي ديده است. همچنين او كسي است كه ميتواند درب بسته مذاكرات هستهاي را بگشايد و ايران را از بنبست در مذاكرات بين المللي برهاند. ضمن اين كه به جامعه بين المللي اطمينان دهد ديگر دوران امثال احمدي نژاد به سر آمده كه نزاع را بر همكاري و تعامل ترجيح ميدهند.

رئيس جمهور سابق ايران، اكبر هاشمي رفسنجاني روز شنبه بعد از پيروزي دكتر روحاني گفته بود: «اگر دشمنان [جمهوري اسلامي] حداقلي از انصاف را به خرج دهند، تصديق ميكنند كه انتخابات در ايران، دموكراتيكترين انتخابات جهان است.» اما همين هاشمي در سال 2009 از «ترديدهاي بخش مهمي از ملت» در مورد سلامت انتخابات سخن گفت. به عقيده تحليلگر AFP، همين سخن متفاوت هاشمي به اندازه كافي گوياست تا دنيا تصاوير متفاوتي از ايران را در خاطر بسپارد و اميدوار باشد فصل جديدي در ايران شروع شود.
انتخابات پرشور و قانونمند
تا پيش از برآمدن احمدينژاد، انتخابات در ايران عرصه تقابل دو گروه كلي بود؛ گروهي كه به نظام جمهوري اسلامي اميد داشتند و در انتخابات مشاركت فعال داشتند و گروهي كه اپوزيسيون محسوب ميشدند و انتخابات را تحريم ميكردند. پس از انتخاب احمدي نژاد در سال 88، انتخابات شوراها و مجالس به عرصهاي تبديل شد كه تنها گروههاي معتقد به نظام حاضر ميشدند و به رغم مشاركت نيمي از مردم، روزهاي انتخابات فاقد شور و هيجان آن چناني در خيابانها و شهرها بود. در انتخابات رياست جمهوري 88، مناسبات تغيير كرد و گروه قابل توجهي از كساني كه به نظام انتقاد يا حتي مخالفت داشتند، پاي صندوق آمدند تا «تغييرات حداقلي» را شاهد باشند. اما نتيجه انتخابات به صورتي بود كه اين گروه نميتوانستند ان را باور كنند! نكته مهم اين انتخابات، تجربه جديد جامعه ايران بود: «مشاركت اپوزيسيون در انتخابات و امكان ائتلاف سلايق و حتي استراتژيهاي متفاوت و متنوع». اوج اين تجربه را ميتوان در مناسبات و وقايع بعد از انتخابات ديد كه گروهي از اصلاحطلبان با عكسهاي بنيانگذار انقلاب و شهداي جنگ تحميلي در كنار كساني به خيابان آمدند كه به دعوت بزرگان اپوزيسيون در خارج از كشور دست به شورش زده بودند؛ در سوي ديگر نيز گروهي از هواداران كانديداها و جناحهاي مختلف براي مقابله با «فتنه» به خيابان ريخته بودند... پس از 88 تنها يك انتخابات در ايران برگزار شد كه اين بار اصاحطلبان نيز غائب بودند و به اعتراف بسياري از هواداران، انتخابات فاقد شور و هيجان جدي بود.
اما انتخابات 92 تجربه ديگري بود. دوگانه «اميدوار به ساختار - اپوزيسيون» جاي خود را به «اميدوار به حداقل تغييرات - نااميد از انتخابات سالم» داد كه در كنار آن نگرانيهاي ناشي از قانونشكني نيز در رقابت با «شور و هجان انتخاباتي» تغيير كرد. يكي از روزنامهنگاران سرشناس اصلاحطلب به خبرگزاري فراتس پرس گفت: «از روزهاي پيش از انتخابات تا روز رأي گيري و حتي جشنهاي بعد از پيروزي روحاني در انتخابات، هيچ حادثه ناگوار يا تخلف آشكاري روي نداد.»

با اين حال، انتخابات 92 داراي نكات بيشتري بود كه براي برخي غيرقابل پيشبيني بود. يكي از روزنامهنگاران اصولگرا به نويسنده ميگويد: «بسياري از خبرنگاران خارجي به ايران آمدهند. اگر آنها بيطرفانه به تحولات بنگرند، بايد پيروزي بزرگ مردمسالاري ديني در ايران را به جهان مخابره كنند.» نگارنده ضمن تأييد اين نظريه (پيروزي مردمسالاري ديني) اين نكته را يادآوري ميكند كه براي اولين بار، رهبر جمهورري اسلامي از مخالفان نظام دعوت كرد تا در انتخابات شركت كنند و اين برداشت سنتي كه مشاركت در انتخابات بعني بيعت با رهبري را نقض كرد. اين تجربه جديدي براي جامعه ايران بود كه حتي پيشبيني آن نيز دور از ذهن بود.
پيروزي عقلانيت و بهبود وجهه ايرانيان
امير محبيان، تحليلگر و روزنامهنگار اصولگرا به نويسنده ميگويد: «در اين انتخابات، عقلانيت و اعتداب پيروز شد. ايران به فرصتي نياز داشت تا دولت وحدت ملي تشكيل شود. 8 سال خاتمي و 8 سال احمدينژاد كافي بود تا جامعه ايران درك كند دوراني كه يك جناح بر دولت استيلا داشته باشد، به سر آمده است. ضمن اين كه ايرانيان از تندرويهاي طرفين به ستوه آمدهاند.»
به عقيده محبيان، نكته مهمتر در تغيير رفتار و وجهه ايران در جهان است. «روحاني با توجه به عملكردش در شوراي عالي امنيت ملي و مذاكرات جهاني طي سالهاي 2003 تا 2005، وجهه مثبتي از تعامل و عملگرايي را دارد. در حالي كه احمدينژاد وجهه متصلب و سختي را داشت.»

از سوي ديگر روزنامهنگار سرشناس اصلاحطلب به خبرگزاري فرانس پرس ميگويد: «احمدينژاد ادبيات تهاجمي زنندهاي داشت كه چهره ديگري از ايران را به جهان مخابره ميكرد. طرح مباحثي مانند هولوكاست يا از بين رفتن قريب الوقوع اسرائيل ، آتشافروزي در مناسبات بين المللي و حتي پيشبيني سقوط و فروپاشي ايالات متحده آمريكا (!) هزينههاي بسياري براي ايرانيان داشت. اما با پيروزي روحاني، اين وجهه تغيير خواهد كرد. كسي جايگزين احمدي نژاد شده كه دنيا او را به "اعتدال" ميشناسد.»
به عقيده اين روزنامهنگار كه فرانس پرس نام وي را ذكر نكرده: «اسرائيل از امروز دور جديدي از فعاليتهاي خود را آغاز ميكند؛ زيرا نميخواهد تصوير جهان از ايران احمدي نژاد با رفتن وي از بين رود. اسرائيل تلاش داشت ايران را خطر اول صلح جهاني نشان دهد و از برنامههاي ايران براي ارتقاي تكنولوژي هستهاي با كاربري نظامي سخن ميگفت و حالا با پيروزي روحاني، چنين برداشتي از ايران تضعيف ميشود.»

به گزارش سرويس بينالملل پارسينه، خبرگزاري AFP در گزارش امروز خود نوشته است تصوير پيشين تحليلگران از انتخابات ايران، آميزهاي از اعمال قدرت حكومتي، تزوير و تلاش براي جلب رأي عمومي بود (!) اما با پيروزي دكتر روحاني موجي از تحسين و اميدواري در خارج از ايران به راه افتاد. به راستي راز اين تفاوت چه بود؟ چرا روحاني «كانديداي متفاوت» در ميان نامزدهاي انتخابات ايران بود؟ او كسي بود كه راهكارهاي عملي براي خروج ايران از بنبست هستهاي داشت؛ كسي است كه آشكارا تنشزايي و جنجالآفريني احمدي نژاد را محكوم ميكند و گذشتهاش نشان ميدهد راهبرد اعتمادزايي و همكاري متقابل را بر نزاع و تقابل ترجيح ميدهد.
به نوشته خبرنگار خبرگزاري فرانسه در تهران، برخي تحليلگران معتقدند نظام جمهوري اسلامي پس از تشديد فشارهاي تحريم و عدم مشاهده چشمانداز شفاف اميدوار كننده براي برونرفت از فشارهاي وارده بر اقتصاد اين كشور، به گزينهاي مانند روحاني تن داد؛ زيرا او كسي است كه ميتواند وجهه بين المللي ايران را در ميان دولتها و افكار عمومي بهبود بخشد؛ وجههاي كه بعد از انتخابات پر سر و صداي 88 آسيبهاي جدي ديده است. همچنين او كسي است كه ميتواند درب بسته مذاكرات هستهاي را بگشايد و ايران را از بنبست در مذاكرات بين المللي برهاند. ضمن اين كه به جامعه بين المللي اطمينان دهد ديگر دوران امثال احمدي نژاد به سر آمده كه نزاع را بر همكاري و تعامل ترجيح ميدهند.

انتخابات پرشور و قانونمند
تا پيش از برآمدن احمدينژاد، انتخابات در ايران عرصه تقابل دو گروه كلي بود؛ گروهي كه به نظام جمهوري اسلامي اميد داشتند و در انتخابات مشاركت فعال داشتند و گروهي كه اپوزيسيون محسوب ميشدند و انتخابات را تحريم ميكردند. پس از انتخاب احمدي نژاد در سال 88، انتخابات شوراها و مجالس به عرصهاي تبديل شد كه تنها گروههاي معتقد به نظام حاضر ميشدند و به رغم مشاركت نيمي از مردم، روزهاي انتخابات فاقد شور و هيجان آن چناني در خيابانها و شهرها بود. در انتخابات رياست جمهوري 88، مناسبات تغيير كرد و گروه قابل توجهي از كساني كه به نظام انتقاد يا حتي مخالفت داشتند، پاي صندوق آمدند تا «تغييرات حداقلي» را شاهد باشند. اما نتيجه انتخابات به صورتي بود كه اين گروه نميتوانستند ان را باور كنند! نكته مهم اين انتخابات، تجربه جديد جامعه ايران بود: «مشاركت اپوزيسيون در انتخابات و امكان ائتلاف سلايق و حتي استراتژيهاي متفاوت و متنوع». اوج اين تجربه را ميتوان در مناسبات و وقايع بعد از انتخابات ديد كه گروهي از اصلاحطلبان با عكسهاي بنيانگذار انقلاب و شهداي جنگ تحميلي در كنار كساني به خيابان آمدند كه به دعوت بزرگان اپوزيسيون در خارج از كشور دست به شورش زده بودند؛ در سوي ديگر نيز گروهي از هواداران كانديداها و جناحهاي مختلف براي مقابله با «فتنه» به خيابان ريخته بودند... پس از 88 تنها يك انتخابات در ايران برگزار شد كه اين بار اصاحطلبان نيز غائب بودند و به اعتراف بسياري از هواداران، انتخابات فاقد شور و هيجان جدي بود.
اما انتخابات 92 تجربه ديگري بود. دوگانه «اميدوار به ساختار - اپوزيسيون» جاي خود را به «اميدوار به حداقل تغييرات - نااميد از انتخابات سالم» داد كه در كنار آن نگرانيهاي ناشي از قانونشكني نيز در رقابت با «شور و هجان انتخاباتي» تغيير كرد. يكي از روزنامهنگاران سرشناس اصلاحطلب به خبرگزاري فراتس پرس گفت: «از روزهاي پيش از انتخابات تا روز رأي گيري و حتي جشنهاي بعد از پيروزي روحاني در انتخابات، هيچ حادثه ناگوار يا تخلف آشكاري روي نداد.»

با اين حال، انتخابات 92 داراي نكات بيشتري بود كه براي برخي غيرقابل پيشبيني بود. يكي از روزنامهنگاران اصولگرا به نويسنده ميگويد: «بسياري از خبرنگاران خارجي به ايران آمدهند. اگر آنها بيطرفانه به تحولات بنگرند، بايد پيروزي بزرگ مردمسالاري ديني در ايران را به جهان مخابره كنند.» نگارنده ضمن تأييد اين نظريه (پيروزي مردمسالاري ديني) اين نكته را يادآوري ميكند كه براي اولين بار، رهبر جمهورري اسلامي از مخالفان نظام دعوت كرد تا در انتخابات شركت كنند و اين برداشت سنتي كه مشاركت در انتخابات بعني بيعت با رهبري را نقض كرد. اين تجربه جديدي براي جامعه ايران بود كه حتي پيشبيني آن نيز دور از ذهن بود.
پيروزي عقلانيت و بهبود وجهه ايرانيان
امير محبيان، تحليلگر و روزنامهنگار اصولگرا به نويسنده ميگويد: «در اين انتخابات، عقلانيت و اعتداب پيروز شد. ايران به فرصتي نياز داشت تا دولت وحدت ملي تشكيل شود. 8 سال خاتمي و 8 سال احمدينژاد كافي بود تا جامعه ايران درك كند دوراني كه يك جناح بر دولت استيلا داشته باشد، به سر آمده است. ضمن اين كه ايرانيان از تندرويهاي طرفين به ستوه آمدهاند.»
به عقيده محبيان، نكته مهمتر در تغيير رفتار و وجهه ايران در جهان است. «روحاني با توجه به عملكردش در شوراي عالي امنيت ملي و مذاكرات جهاني طي سالهاي 2003 تا 2005، وجهه مثبتي از تعامل و عملگرايي را دارد. در حالي كه احمدينژاد وجهه متصلب و سختي را داشت.»

به عقيده اين روزنامهنگار كه فرانس پرس نام وي را ذكر نكرده: «اسرائيل از امروز دور جديدي از فعاليتهاي خود را آغاز ميكند؛ زيرا نميخواهد تصوير جهان از ايران احمدي نژاد با رفتن وي از بين رود. اسرائيل تلاش داشت ايران را خطر اول صلح جهاني نشان دهد و از برنامههاي ايران براي ارتقاي تكنولوژي هستهاي با كاربري نظامي سخن ميگفت و حالا با پيروزي روحاني، چنين برداشتي از ايران تضعيف ميشود.»
ارسال نظر