گوناگون

علامه تهرانی لمعات‌الحسین(ع) را بهترین کتاب خود می‌دانست

علامه تهرانی لمعات‌الحسین(ع) را بهترین کتاب خود می‌دانست

پارسینه: لمعات الحسین(ع) شامل ترجمه برخی از عبارات امام سوم شیعیان است که توسط علامه تهرانی تألیف شده است؛ ایشان لمعات را بهترین کتاب خود می‌دانست.

پارسینه-گروه فرهنگی: مرحوم علامه آیت‌الله سیدمحمدحسین حسینی طهرانی در پاسخ به این سؤال که کدامیک از کتب ایشان در نظرشان بهتر است؟‌ گفته‌اند «بهترین کتاب من لمعات الحسین است؛ کتابی که عین عبارات سیدالشهداء را آورده و آن را ترجمه کردم و علت اینکه به رفقا می‌گویم که کلمات آن را قاب کنید این است که شما کلمات یک امام معصوم(ع) را همیشه در جلوی چشمتان داشته باشید...».

ایشان در مقدمه کتاب لمعات الحسین علیه السلام آورده است: «از حضرت سیدالشهداء علیه السّلام اندکى از خطب و مواعظ رسیده که معلم درس آزادگى و فرزانگى و ایمان و ایقان است و معلوم است که از مصدر ولایت ترشّح گردیده است که: و إنَّا لَامرآءُ الکلامِ، و فینا تَنَشَّبَتْ عُروقُهُ، و علینَا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ. «و به درستی که ما آفرینندگان و خلّاقان و امیران گفتار هستیم؛ عروق و ریشه‏ هاى سخن گفتن، در ما پنجه افکنده و ثابت شده و رشد کرده، و شاخه هایش نیز در خانه ما آویزان و سرازیر شده است.»

بنابراین، آنان داراى اصل و فرع کلام که نماینده اصول و فروع از معانى و حقائق است، هستند و چه خوب بود فرمایشات آن حضرت که حاوى‏ یک دنیا عزت و شرف و سربلندى و استقلال و ایمان و ایقان و صبر و ثبات و فتوت و جوانمردى است، در روى تابلوها و پرده‏هائى با ترجمه شیرین و شیواى آن نوشته مى‌‏شد و مانند اشعار محتشم در مجالس عزادارى و تکایا نصب مى ‏گردید، تا واردین و شرکت کنندگان در مجلس، در عین استفاده سمعى از خطبا و گویندگان راستین؛ استفاده بصرى نیز نموده، و عین آن کلمات را حفظ و سرمشق زندگى و عمل خود قرار مى‏دادند...».

به مناسبت سوم شعبان، احادیثی از حضرت سید الشهداء از کتاب لمعات الحسین(ع) منتشر می‌شود:

مواعظ حضرت سیدالشّهداء در تحریض و تشویق بر کارهاى پسندیده‏

و از جمله خطبه‏ هاى آن حضرت است که علىّ بن‏ عیسى إربلى آورده است: خَطَبَ الْحُسَیْنُ علیه السلام، فَقَالَ: أَیُّهَا النَّاسُ! نَافِسُوا فِى الْمَکَارِمِ، وَ سَارِعُوا فِى الْمَغَانِمِ، وَ لَا تَحْتَسِبُوا بِمَعْرُوفٍ لَمْ تَعْجَلُوا. وَ اکْسِبُوا الْحَمْدَ بِالنُّجْحِ، وَ لَا تَکْتَسِبُوا بِالْمَطَلِ ذَمًّا؛ فَمَهْمَا یَکُنْ لِاحَدٍ عِنْدَ أَحَدٍ صَنِیعَه لَهُ رَأَى أَنَّهُ لَا یَقُومُ بِشُکْرِهَا فَاللَهُ لَهُ بِمُکَافَأَتِهِ؛ فَإنَّهُ أَجْزَلُ عَطَآءً وَ أَعْظَمُ أَجْرًا. وَ اعْلَمُوا أَنَّ حَوَآئِجَ النَّاسِ إلَیْکُمْ مِنْ نِعَمِ اللَهِ عَلَیْکُمْ؛ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَحُورَ نِقَمًا. «[حضرت] حسین علیه السّلام خطبه ‏اى انشاء نموده و فرمود: اى مردم! در صفات حمیده بر یکدیگر افتخار کنید! و بر مکارم اخلاق مباهات نمائید! و در فراگیرى از ثمرات با ارزش روحى و معنوى شتاب ورزید! کار نیکى را که در آن سرعت ندارید، به حساب نیاورید! با ظفر و پیروزى در به پایان رساندن کار، ستایش و تمجید براى خود بیافرینید! و با سستى و کندى کسب سرزنش و مذمّت نکنید! و بدانید که: در هر شرط و موقعیّتى که کسى به دیگرى احسان نموده و چنین مى‏ پندارد که او به شکرش قیام نکرده و به سپاس برنخاسته است، خداوند خودش براى او جزا و پاداش است؛ چون بخشش خداوند فراوان‏تر و سرشارتر، و مزدش بزرگتر است. و بدانید که حوائج مردم به شما از جمله نعمت هاى خداوندى است بر شما؛ پس با این نیازمندی ها با ملال و خستگى مواجه نشوید تا آن نعمت ها به مکافات و انتقام تبدیل نشود.»

تصویر مجسم خوبی و زشتی

وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْمَعْرُوفَ مُکْسِبٌ حَمْدًا، وَ مُعْقِبٌ أَجْرًا. فَلَوْ رَأَیْتُمُ الْمَعْرُوفَ رَجُلًا رَأَیْتُمُوهُ حَسَنًا جَمِیلًا یَسُرُّ النَّاظِرِینَ؛ وَ لَوْ رَأَیْتُمُ اللُؤْمَ رَأَیْتُمُوهُ سَمِجًا مُشَوَّهًا تَنَفَّرُ مِنْهُ الْقُلُوبُ، وَ تَغُضُّ دُونَهُ‏ الأبْصَارُ. «و بدانید که کارهاى خوب و پسندیده، ستایش و آفرین را در بر دارد و اجر و پاداش نیک را به دنبال مى‏ کشد. و اگر شما خوبى و پسندیدگى را به‏ صورتى مجسّم مى‏ دیدید، هر آینه آن را به صورت مردى زیبا و نیکو روى و جمیل المنظر مى‏ یافتید، که براى نظاره کنندگان بهجت بخش و مسرّت‏ آمیز بود. و اگر شما زشتى و نکوهیدگى را به صورتى مجسّم مى ‏دیدید، هر آینه آن را به صورت مردى زشت و کریه المنظر مى ‏یافتید که دل‏ ها از او مى ‏رمید، و در برابر آن چشم‏ ها و نگاه ‏ها به زیر مى ‏آمد.»

محاسن سخاوت و احسان به دیگران

أیّهَا النّاسُ! مَنْ جَادَ سَادَ؛ وَ مَنْ بَخِلَ رَذِلَ. وَ إنَّ أَجْوَدَ النَّاسِ مَنْ أَعْطَى مَنْ لَا یَرْجُوهُ. وَ إنَّ أَعْفَى النَّاسِ مَنْ عَفَا عَنْ قُدْرَه. وَ إنَّ أَوْصَلَ النَّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ. وَ الاصُولُ عَلَى مَغَارِسِهَا بِفُرُوعِها تَسْمُو؛ فَمَنْ تَعَجَّلَ لِاخِیهِ خَیْرًا وَجَدَهُ إذَا قَدِمَ عَلَیْهِ غَدًا. وَ مَنْ أَرَادَ اللَهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى بِالصَّنِیعَه إلَى أَخِیهِ کَافَأَهُ بِهَا فِى وَقْتِ حَاجَتِهِ، وَ صَرَفَ عَنْهُ مِنْ بَلآءِ الدُّنْیَا مَا هُوَ أَکْثَرُ مِنْهُ. وَ مَنْ نَفَّسَ کُرْبَه مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللَهُ عَنْهُ کُرَبَ الدُّنْیَا وَ الآخِرَه. وَ مَنْ أَحْسَنَ أَحْسَنَ اللَهُ إلَیْهِ؛ وَ اللَهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ. «اى مردم! کسى که بخشش کند سرور و بزرگ مى ‏شود؛ و کسى که بخل ورزد به پستى مى ‏گراید. و سخى‏ ترین مردم آن کس است که ببخشد به کسى که در او امید تلافى و پاداش ندارد. و با گذشت ‏ترین مردم کسى است که با وجود قدرت و توانائى عفو پیشه گیرد. و پیوند کننده ‏ترین مردم کسى است که با افرادى که با او بریده ‏اند بپیوندد.

تنه درختان و غیرها با وجود اتّکاى آنها به ریشه ‏هاى خود، به واسطه شاخه ‏ها بالا مى ‏روند و رشد مى‏ کنند و بهره مى‏ دهند. پس هر کس براى رسانیدن خیرى به برادرش شتاب ورزد؛ شاخه‏ اى از درخت معنویّت آفریده؛ فردا که بر آن وارد مى شود آن خیر را خواهد یافت. و کسى که در احسانى که به برادرش کرده است خدا را در نظر داشته و براى رضاى او انجام داده است، خداوند در وقت نیازمندى او، آن خیر را به او مى‏ رساند؛ و بیشتر از آن مقدار، از بلاهاى دنیا را از او مى‏ گرداند و دور مى ‏کند. و کسى که غم و اندوه مؤمنى را بزداید، خداوند غم و غصّه‏ هاى دنیا و آخرت را از او مى ‏گرداند. و کسى که نیکوئى کند، خداوند به او نیکوئى مى ‏کند. و البتّه خداوند نیکوکاران را دوست دارد.»

موعظه حضرت به مرد گناهکار

و از جمله مواعظ آن حضرت است: رُوِىَ أَنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِىٍّ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ جَآءَهُ رَجُلٌ وَ قَالَ: أَنَا رَجُلٌ عَاصٍ، وَ لَا أَصْبِرُ عَنِ الْمَعْصِیَه؛ فَعِظْنِى بِمَوْعِظَه! فَقَالَ علیه السلام: افْعَلْ خَمْسَه أَشْیَآءَ؛ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ! فَأَوَّلُ ذَلِکَ: لَا تَأْکُلْ رِزْقَ اللَهِ، وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ! وَ الثَّانِى: اخْرُجْ مِنْ وِلَایَه اللَهِ؛ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ! وَ الثَّالِثُ: اطْلُبْ مَوْضِعًا لَا یَرَاکَ اللَهُ، وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ! وَ الرَّابِعُ: إذَا جَآءَ مَلَکُ الْمَوْتِ لِیَقْبِضَ رُوحَکَ فَادْفَعْهُ عَنْ نَفْسِکَ، وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ! وَ الْخَامِسُ: إذَا أَدْخَلَکَ مَالِکٌ فِى النَّارِ فَلَا تَدْخُلْ فِى النَّارِ، وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ!

«روایت شده است که مردى به نزد حضرت حسین بن علىّ علیهما السّلام آمد و گفت: من مردى هستم اهل گناه، و توانائى شکیبائىِ گذشت از معصیت را ندارم؛ پس شما مرا موعظه‌‏اى بنمائید!
حضرت در پاسخ او فرمودند: پنج کار بجاى بیاور، و سپس هر گناهى بخواهى بکن! اوّل آنکه: از روزىِ خدا مخور، و هر گناهى بخواهى بکن! دوّم آنکه: از تحت قیّومیّت و ولایت خدا خارج‏ شو، و هر گناهى بخواهى بکن! سوّم آنکه: براى گناه جائى را بطلب که خدا در آن ترا نبیند، و هر گناهى بخواهى بکن! چهارم آنکه: چون مَلک الموت براى گرفتن جان تو آید او را از خود دور گردان، و هر گناهى بخواهى بکن! پنجم آنکه: چون فرشته پاسدار دوزخ بخواهد ترا در آتش بیفکند تو در آتش داخل مشو، و هر گناهى بخواهى بکن!»

نامه حضرت درباره خیر دنیا و آخرت‏

و نیز از حضرت صادق علیه السّلام وارد است که فرمود: حَدَّثَنِى أَبِى عَنْ أَبِیهِ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ أَنَّ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ الْکُوفَة کَتَبَ إلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِىٍّ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ: یَا سَیِّدِى! أَخْبِرْنِى بِخَیْرِ الدُّنْیَا وَ الآخِرَه! فَکَتَبَ علیه السلام: بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. أَمَّا بَعْدُ، فَإنَّ مَنْ طَلَبَ رِضَا اللَهِ بِسَخَطِ النَّاسِ کَفَاهُ اللَهُ أُمُورَ النَّاسِ؛ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَا النَّاسِ بِسَخَطِ اللَهِ‏ وَکَلَهُ اللَهُ إلَى النَّاسِ؛ وَ السَّلَامُ. «روایت کرد براى من پدرم، از پدرش - که بر آن دو سلام باد - که مردى از اهل کوفه، نامه ‏اى به محضر حضرت حسین بن علىّ نوشت بدین مضمون: اى سیّد من و آقاى من! مرا خبر ده که خیر دنیا و آخرت چیست؟

حضرت براى او چنین نوشتند: بسم الله الرّحمن الرّحیم. امّا بعد، کسی که رضاى خدا را طلب کند، گرچه همراه با ناراحتى و غضب مردم باشد، خداوند او را از امور مردم کفایت مى‏ کند. و کسی که رضا و پسند مردم را طلب کند به غضب و سَخط خداوند، خداوند امور او را به مردم مى ‏سپارد؛ و السّلام.»

پند و اندرزهایی درباره علم، تجربه، شرافت، قناعت، دوستى، تدبیر

و نیز از کتاب «اعلام الدّین» روایت است که قَالَ علیه السلام: دِرَاسَة الْعِلْمِ لِقَاحُ الْمَعْرِفَةِ. وَ طُولُ التَّجَارِبِ زِیَادَه فِى الْعَقْلِ. وَ الشَّرَفُ التَّقْوَى. وَ الْقُنُوعُ رَاحَه الأبْدَانِ. وَ مَنْ أَحَبَّکَ نَهَاکَ؛ وَ مَنْ أَبْغَضَکَ أَغْرَاکَ.
«حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام چنین فرمود: تدریس و تدرّس علم، پیوند معرفت است، و درازاى مدّت تجربه موجب زیادى عقل است. و شرف انسان تقواى اوست. و قناعت پیشگى، راحت بدن است. و کسی که تو را دوست دارد از ناشایستگى تو را منع مى ‏کند؛ و کسی که تو را دشمن دارد تو را به کار زشت ترغیب مى‏نماید.»

و نیز از مواعظ آن حضرت است که: وَ قَالَ علیه السلام: إیَّاکَ وَ مَا تَعْتَذِرُ مِنْهُ؛ فَإنَّ الْمُؤْمِنَ لَا یُسِى‏ءُ وَ لَا یَعْتَذِرُ، وَ الْمُنَافِقُ کُلَّ یَوْمٍ یُسِى‏ءُ وَ یَعْتَذِرُ. «و حضرت فرمودند: بپرهیز از انجام کارى که موجب پوزش و عذر خواهى تو گردد؛ مؤمن کسى است که بدى نمى ‏کند و عذر خواهى نیز نمى‏ نماید، و امّا منافق کسى است که هر روز بدى مى ‏کند و سپس پوزش مى‏ طلبد.»


منبع:افکارنیوز

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار