کد خبر: ۱۰۷۳۵۲
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۷:۳۶
زندگی خوب چگونه است؟ یک انسان چطور می تواند احساس خوشبختی کند؟ موفقیت او در گرو چیست؟ از چه چیزی لذت می برد؟ چگونه باید با دیگران رفتار کرد؟ چگونه می توان با اتفاق های ناگوار کنار آمد؟ چطور باید از افکار پوچ و بی نتیجه دست برداشت؟ چگونه می توان آزاد بود؟
پاسخ این سوال ها در مقاله پیش رو وجود دارد.

1. بررسی زندگی، چسبیدن به زندگی، همیشه به دنبال لذت ها و تقدیر جدید بودن

این قانون جدیدی نیست. این پژواک نقل قول های فیلسوف های بزرگ یونانی است. آزمایش و وانگری زندگی بزرگ ترین هدیه طبیعت به نوع بشر است. انسان ها از همان دوران نوزادی با نگاه به اطراف در حال وارسی محیط خود هستند و تا دوران پیری نیز این روند را با مطالعه سرتیتر روزنامه ها و اخبار ادامه می دهند.

دلایلی که به انسان اجازه حضور در زندگی را می دهد، تفکر، ارزیابی و کشف دنیای ناشناخته و یافتن منابع جدید خوشحالی و خوشبختی است.

2. فقط نگران مسایلی باشید که می توانید آنها را کنترل کنید، مسایلی که با انجام کارهای مشخص بتوان آن را درست کرد نه مسایلی که خارج از قدرت انسانی یا مسوولیت های شما است.

این قانون در واقع چکیده فلسفه خویشتن‌داری قدیمی است که همچنان در دنیای مدرن نیز کاربرد دارد. بسیاری از مردم به نیروهای ماورا طبیعه اعتقاد دارند و تصور می کنند همه اتفاق ها در نتیجه این نیروها هستند.

اما فقط اعتقاد به نیروی برتر کافی نیست و باید در زندگی روش های مبتنی بر هوشمندی و نظم شخصی نیز داشت. کلید مقابله با سختی های زندگی این است که به دنبال یافتن و کنترل مسایلی باشیم که می توانیم آنها را مدیریت کنیم.

قربانی های بلایای طبیعی، بیماری های وخیم یا تصادف شاید نتوانند دوباره همچون قبل به زندگی خود ادامه دهند اما لازم هم نیست خود را شکنجه روحی دهند.

به عبارت دیگر، وقتی نمی توانیم رویدادهای زندگی خود را کنترل کنیم، در عوض می توانیم پاسخ خود به این اتفاق ها را کنترل کنیم و تا حد امکان همیشه شاد و قوی در مقابل مشکلات ظاهر شویم و ناامیدی به دل خود راه ندهیم.

3. ارزش زیاد قائل شدن برای دوستی، رابطه ای دوطرفه که هر دو طرف را خوشحال می کند. دوستی را نمی توان از سوپرمارکت خرید. باید برای رفاقت ها احترام زیادی قائل بود و برای پرورش آن از دو عنصر اعتماد و دوستی مایه گذاشت.

به گفته فیلسوفان یونانی، یکی از بارزترین ویژگی های انسان که او را از دیگر موجودات روی زمین مجزا می کند، روابط اجتماعی اوست.

انسان به شدت به رابطه و دوستی با دیگران نیاز دارد. سقراط، افلاطون و ارسطو اعتقاد دارند تشکل اجتماع در میان انسان ها در نتیجه نیاز عمیق او به دوستی و محبت بوده است نه فقط پیوند و قراردادهای کاری. خداوند و حیوانات این نیاز را ندارند اما این امر در زندگی انسان لازم و حیاتی است زیرا بدون این نیاز، توان مکالمه، عشق ورزیدن، خوشبخت بودن و دوست داشتن را ندارد.

4. تجربه لذت واقعی. از لذت های کم عمق و موقت دست بردارید. زندگی خود را ساده کنید. به دنبال لذت هایی باشید که آرامش را به زندگی شما هدیه می دهند. لذت واقعی انظباط و خویشتن‌داری است.

لذت از هر نوعی باشد، چیزی است که نوع بشرهمیشه دنبال آن بوده است. این بخشی از یک زندگی خوب و شاد است. همه لذت های دنیا شبیه هم نیستند.

برخی از آنها جنبشی- کم عمق و گذرا هستند و با اتمام آن کار بلافاصله از بین می روند. اما برخی از آنها کاتاستماتیک – عمیق و ماندگار هستند و حتی پس از اتمام کار نیز همچنان ادامه دارند و این نوع لذت برای زندگی خوب لازم است. البته این فلسفه سال ها است که در دنیای ما آدم ها به اشتباه تفسیر می شود و با خوشگذارانی و عشرت طلبی اشتباه گرفته می شود.

5. ارباب خود باشید. در مقابل نیروهای بیرونی که برای شما حد و مرز تعیین می کنند، بایستید، دست از فریب دادن خود بردارید. به چیزهایی اعتقاد داشته باشید که برای شخصیت شما مفید و مناسب هستند.

عناصر لازم برای آزادی فردی را فراهم کنید و برای به دست آوردن آنها مبارزه کنید. برای اینکه ارباب خود باشید باید با نیروهای ذهنی و روحی منفی مبارزه کنید.

یکی از مسایلی که از ابتدای خلقت در ذهن انسان وجود داشته، آزادی فردی او است. امروز قوانین و سیاست های مختلفی بر جوامع حاکم است و آزادی های او را تحت تاثیر قرار داده است.

برخی مواقع انسان ها آزادی خود را در گرو اجرای قوانین خودساخته می دانند.

برخی از فلاسفه معتقد هستند انسان ها برای به دست آوردن آزادی اصیل و کامل باید وارد دو مرحله جنگ بشوند. نخست، مبارزه با انواع محدودیت های خارجی که ممکن است برای تفکرات و فعالیت های انسان حد و مرز تعیین کنند.

دوم، مبارزه با افکار و اعتقادات درونی که مانع از اعتماد به نفس انسان می شوند. فلسفه باستانی می گوید انسان ظرفیت بسیار بالایی برای فریفتن خود دارد تا مواردی که دوست دارد را خارج از واقعیت برای خود مفید و مناسب جلوه دهد.

به طور مثال، دانشجوها همیشه خود را گول می زنند که بدون مطالعه هم می توانند نمره قبولی در امتحانات خود بگیرند. در انتها نیز استاد خود را مقصر افتادن واحد درسی خود می دانند.

6. از افراط پرهیز کنید. متعادل زندگی کنید. از زیاده روی در همه چیز دوری کنید. حتی در مسایل خوب هم زیاده روی نکنید و از تعادل خارج نشوید زیرا ممکن است انتهای بد و ناراحت کننده ای داشته باشد.

این بازتاب تفکرات فلاسفه یونانی است. آنها اعتقاد ارند هیچ چیز به اندازه تعادل در زندگی مفید نیست.

خشم و خشونت زیاد از حد عواقب بسیار نامطلوبی در پی دارند. دنبال کردن یک مسیر متعادل و متوازن همیشه باعث خوشحالی و خوشبختی در زندگی می شود. با افراط کردن، گاهی حتی زندگی نیز ممکن نیست و انسان سرخورده می شود.

7. فرد مسوولیت پذیری باشید. سعی کنید تا حد امکان دقیق و صادق باشید و به بهداشت روان خود بسیار توجه کنید. اشتباهات خود را به عهده بگیرید.

با خود صادق باشید و مسوولیت همه کارهای خود را به عهده بگیرید. در این زمانه برخی از مردم سعی می کنند تا برای انجام کارهای خلاف خود از زیر بار مسوولیت هایشان شانه خالی کنند. برخی از افراد نیز مسوولیت های کارهای ناخواسته خود را به عهده می گیرند.

برخی از مردم اشتباه های خود را به گردن دیگران می اندازند و ادعا می کنند کنترل آن از دست آنها خارج بوده است. اما هدف از زندگی خوب این است که مسوولیت کارهای خود را به عهده بگیریم.

شاید هزاران بار این جمله را شنیده باشید: «تقصیر من نبود». این یکی از رایج ترین پاسخ های انسانی به کارهای اشتباه است.

اما متاسفانه این نوع بهانه ها نتایج بدی در پی دارند. افرادی که همیشه می خواهند دیگران را مقصر اشتباه های خود اعلام کنند در مسیر اشتباه حرکت می کنند و هیچ گاه رضایت مندی کامل از زندگی ندارند. آنها با این کار در واقع انسان بودن خود را زیر سوال می برند.

8. یک ثروتمند احمق نباشید. مرفه بودن به تنهایی درمان همه دردها نیست و حتی می تواند منبع بسیاری از حماقت های خطرناک در زندگی نیز باشد. پول جزو واجبات زندگی است اما برای خوشبختی و زندگی خوب کافی نیست.

ثروت برای افراد مختلف، معانی متفاوتی دارد. برخی از افراد ثروت را در حساب بانکی پر، خانه و امکانات زیادی که با پول به دست می آیند، می بینند. برخی دیگر، ثروت را مجموعه ای از قدرت و مقام های اجتماعی می دانند. اما به طور کلی، ثروت به عقل و درایت نیز نیاز دارد: استفاده غیرمنطقی و بی فکر از دارایی و ثروت هر فردی را می توان به صورت حماقت تعریف کرد.

9. برای دیگران بد نخواهید. بدخواهی و خبیث بودن صفت بسیار بدی است و خیلی زود نیز نتیجه منفی آن به خودتان باز می گردد و زندگی خوب را تحت تاثیر خود قرار می دهد. آسیب رساندن به دیگران دو قربانی دارد: فردی که این آسیب متوجه اوست و خود قربانی کننده که در واقع همان فردی است که بدی می کند.

پیغام های متفاوتی در مورد انسان بودن و زندگی خوب در دنیا وجود دارد. به طور مثال، در برخی از مذاهب، بدی کردن به انسان ها گناه محسوب می شود و باعث از بین رفتن نیک‌بختی، بخشش، عشق و آرامش است.

اما در جامعه کنونی ما بیشتر مردم تمایل به دفاع از حقوق شخصی خود را دارند و برای دیگران ارزش چندانی قائل نیستند. به همین دلیل، چندان عجیب نیست مردم برای منافع خود حق دیگران را ضایع کنند یا به آنها ضربه بزنند.

10. مهربانی کردن به دیگران نتیجه بسیار خوبی دارد. مهربانی به دیگران عادت خوبی است که به زندگی بهتر کمک شایانی می کند. کمک کردن به دیگران معامله دو سر بُرد است. هر دو طرف از این اتفاق – کمک دهنده و کمک کننده - سود می برند.

تقریبا همه مذهب های دنیا روی مهربانی به دیگران تاکید بسیار دارند. مهربانی نوعی سرمایه گذاری برای آینده است.

آنچه از فلسفه های قدیمی و آموزه های دینی بر می آید، مهربانی و کمک به دیگران برای هر دو طرف مفید است، نه اینکه فقط آنها را وارد بهشت کند بلکه باعث می شود تا نتیجه مثبت آن را در همین زندگی نیز ببینند. ¬اسوپ‌ (نویسنده‌ى افسانه‌اى یونان‌ که‌ حکایات‌ زیادى را به‌ او نسبت‌ داده‌اند) نیز داستان های اموزنده جالبی در مورد کمک و مهربانی به دیگرا دارد. به طور مثال باید به داستان موشی اشاره کرد که برای آزادسازی شیر بزرگ، طناب تور را پاره کرد.

 

منبع:برترین ها

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
روایت تصویری
نگاه دوم
تازه ها از هر سو
عکس خبری
دانلود و نرم افزار
ادبیات و شعر
موسیقی و فیلم
آگهی استخدام
آرشیو نرخ روز
پربازدید ها
نظرسنجی
پیروز داربی ۸۵ پایتخت از نظر شما؟
استقلال
پرسپولیس
آخرین اخبار